•401- ************************** چو بسیار شد لهو در آدمی نهد عقل او روی اندر كمی •402- ************************** ز كم خوردنت فكر یابد صفا ز پُرخوردنت افتی به رنج و بلا •403- ************************** چو پیوسته كوبی به عالم دری از آن در برون آید آخر سری در رحمت حق بكوب ای پسر كه مفتوح سازد بكوبنده در •404- ************************** برادر رها ساز طول امل نما سعی در خیر و حُسن عمل چو دانی كه آید تو را روز موت چرا پس شود از تو خیرات فوت •405- ************************** تجارت كند با تو گر كس به پند تو را زین تجارت كند سودمند •406- ************************** كسی را كه بر خلق شد حسن ظنّ عزیز است اندر بر مرد و زن به مردم اگر نیك سازی گمان تو را دوست دارند پیر و جوان •407- ************************** كسی كو رضا شد بِقِسم خدا غمش نیست از آنچه زو شد فنای •408- ************************** نپیچید زتقدیر سر، هیچ گاه مساویست در نزد او كوه و كاه •409- ************************** خدا بر صلاح تو داناتر است همه آن كند كان تو را درخور است •410- ************************** به اندك نمای اگر اكتفا زبسیار یابی مسلّم غنا •411- ************************** اگر راغبی بر مقام بلند هوا و هوس را مشو پای بند •412- ************************** كسی كو كند مكر با مردمان خدایش به وی می كند رد آن •413- ************************** هر آن كس بترسد ز روز قصاص كند خویش از جور كردن خلاص •414- ************************** بیاد آورد آنكه دوری راه زحال پس از مرگ و روز سیاه مهیا كند خویش بهر سفر كه سالم بماند زرنج و خطر بكوشد در اینجا به تحصیل زاد كه باشد سرافراز روز معاد •415- ************************** هر آن كس شود همتش آب و نان شكم خوارگی پیشه اش در جهان بود قیمتش آنچه زان شد برون كه چیزی نباشد چو وی پست و دون •416- ************************** اگر از امامت تو فرمان بری زیزدان نمودی تو فرمانبری •417- ************************** كسی كه نظر در عواقب نمود ز هر رنج گوی سلامت ربود •418- ************************** به مردم، ستم هر كه دارد روا بر او می شود نیز ظلم و جفا •419- ************************** چو آزاد مردان پرهیزكار كنی زهد اندر جهان اختیار •420- ************************** بود دوست آن آدم خوش سرشت كه منعت نماید زكردار زشت •421- ************************** چو كس در ره بد گذارد قدم چنین نزد مردم شود متهم •422- ************************** چو شد پست انسان زسوء ادب بلندش نسازد علوّ حسب بله آنكه از خود بد گشت پست زسوء ادب كرد خود زیر دست •423- ************************** هر آنكس كه شد راستگو در مقال فزون می شود در مقام و جدال •424- ************************** مدارا نما پیشه ای نیك بخت كه تا نرم گردد تو را كار سخت •425- ************************** شود منحرف چونكه انسان ز راه به گرداب اندر فتد یا به چاه •426- ************************** نصیبش نگردد به غیر از هلاك شود جامه قدر او چاك چاك •427- ************************** چو چیزی طلب كرد كس در جهان به آن یا به بعضش رسد بی گمان •428- ************************** چو كوشش نباشد بدون اثر مكن كاهلی تا بگیری ثمر •429- ************************** چو خواهد كسی آّبرو و شرف نزاع و جدل را گذارد زكف •430- ************************** چو در كارها كس نماید شتاب شود منحرف از طریق صواب •431- ************************** كسی كو كند سعی بهر سراب ز رنج و عطش اوفتد در عذاب •432- ************************** به اقبال دنیا مكن كبر و ناز كه هنگام ادبار آید فراز •433- ************************** به هرگفته احمق پی استناد كند از ره جهل سوگند یاد •434- ************************** كجا پوستِ نازك آدمی به آتش توان صبر سازد دمی •435- ************************** اگر پخش دنیا نمایم تمام ز سیم و زر و جاه و مال و غلام كه گردد مرا دوست چون دوستان نگردد برون از صف دشمنان •436- ************************** ز نادان بیچاره ناتوان كلید درِ مرگ باشد زبان •437- ************************** نما پس تو در بذل و بخشش شتاب كه از مال خود خود شوی كامیاب به داد فقیران بیچاره رس نما مال صرف ره خیر و بس •438- ************************** نه اموال دنیا دلش كرده صید نه تطمیع گردد ز عَمرو ز زید •439- ************************** مپندار كان مال رفت از میان كه شد آبرویت صیانت به آن •440- ************************** بتابد سر از امر یكتا خدا و با زیردستان نماید جفای •441- ************************** چو در آن كند طاعت كردگار طریق سعادت كند اختیار •442- ************************** اگر میل داری گناهان سخت بریزد ز تو همچو برگ از درخت برس پس به فریاد درماندگان نما مهربانی به غم دیدگان •443- ************************** هر آن كس كند بُردباری شعار مر او را فروان شود دوستدار •444- ************************** هر آن كس ز دانا نماید سئوال شود صاحب علم و یابد كمال •445- ************************** هر آن كس به دنیای دون دل نهاد دمارش برآورد مرگ از نهاد •446- ************************** نما صبر گر هست عقلت به سر چو هر كس كند صبر یابد ظفر •447- ************************** هر آن كس به چیزی بود دوستدار زبان را به یادش در آرد بكار •448- ************************** هر آن كس كند توبه شد رستگار ز تو توبه و عفو از كردگار •449- ************************** هر آن كس كه گردید عمرش دراز نبیند به جز درد و سوز و گداز از این عمر جاوید اندر جهان چه دیدی به جز ماتم دوستان؟ •450- ************************** چو دانی بگو ور ندانی مگوی كه دارد خردمند این گونه خوی •451- ************************** بسازی اگر با خدای جهان بسازند با تو همه مردمان •452- ************************** چو در موضع تهمت آیی چسان ملامت كنی آنكه شد بدگمان •453- ************************** نسازی اگر راز خود آشكار تو را هست در دست خود اختیار •454- ************************** اگر جامه شرم پوشی به تن نبینند عیب تو را مرد و زن •455- ************************** كِشی گر تو از نفس سركش حساب بری سود و ایمن شوی از عذاب گر از آن به غفلت دمی سر بری به تن جامه نیك نامی دری •456- ************************** قناعت كند شخص را بی نیاز پس ای باخرد با قناعت بساز •457- ************************** بهر كار كن شور با مردمان كه گردی شریك خردهایشان •458- ************************** كه در صبر كردن نجات اندر است به سوی هلاكت جزع رهبر است •459- ************************** به خصمی حق هر كه سازد قیام خورد بر زمین او بدون كلام •460- ************************** بیا ای پسر تخم نیكی بكار كه پاداش بخشد تو را كردگار •461- ************************** هر آن كس كند منع بذل و عطا نبیند زكس حمد و مدح و ثنا •462- ************************** هر آن كس كند در ره خلق چاه در افتد در آن خود به حال تباه منه دام اندر ره این و آن كه افتی در آن دام خود بی گمان •463- ************************** در اصلاح خود آن كه شد ناتوان به اصلاح آرد كجا دیگران •464- ************************** كسی كو به مردم نشد مهربان ترحم نبیند ز كس در جهان •465- ************************** هر آن كس كه از تجربه بی نصیب به دنیا خورد زود او هم فریب •466- ************************** به باطل هر آن كس كه گردد سوار كند باطل او را به لغزش دچار •467- ************************** شناسد چو كس مردم بد نهاد نباشد بر ایشان وی را اعتماد •468- ************************** چو نادان بود آن كه بر مردمان كند دانش خویشتن را نهان •469- ************************** چو كس یاور و یار خود كرد خوار به دشمن كمك كرده و كشته یار •470- ************************** چه خوش گفت فرمانده مومنین علی ولی شاه ملك یقین هر آن كس كه احسان به مردم نمود خدایش به چندین برابر فزود چو با دست كوته كند كس عطا بدست بلندش عطا شد جزا •471- ************************** هر آنكس كه نشناخت از خیر شرّ زجنس بَهائِم مر او را شِمر •472- ************************** چو در حفظ راز خود ناتوان كنی حفظ راز كسی را چسان •473- ************************** شهی كو كند عدل اندر جهان غنی باشد از یاری این و آن •474- ************************** خدا را بر آن بنده نبود نظر كه در نفس و مالش نباشد ثمر •475- ************************** نه خود بندگی كرده در این سرای نه داده است مالی به راه خدای •476- ************************** زراعت اگر جور و عدوان كنی دِرو زان تو بی شبهه خسران كنی •477- ************************** كند دشمنی آنكه با مردمان شود در نتیجه پشیمان از آن •478- ************************** هر آنكس كه مدحت به چیزی نمود كه آن در وجودت ندارد وجود تواند به چیزی كه هم در تو آن نباشد ز دقت كند خسته جان •479- ************************** هر آنكس كه ترسد به خود در جهان كشد دست از ظلم بر این و آن •480- ************************** كسی را كه اندر جهان فكرت است به هر چیز بیند وی را عبرت است •481- ************************** چو بهر خطائی كسی دوستان كند ترك و گردید نامهربان شود كم وی را دوست در روزگار نماند كسش تا بیاید به كار •482- ************************** نما فكر در نعمت كردگار كه توفیق یابی در این روزگار •483- ************************** هر آنكس كه عصیان دنیا نمود درِ طاعت او به خود برگشود •484- ************************** به دنیا كسی را كه شد سست بخت شود دشمن او توانا و سخت •485- ************************** به كذب آنكه معروف شد در جهان وثوق خلایق شود كم به آن •486- ************************** اگر راحتی خواهی اندر جهان برون كن ز دل كینه این و آن •487- ************************** دو روزی مساعد چو گردد زمان مبادا كه مغرور گردی ز آن كه باشد وثوقت چو بر روزگار خوری بر زمین و شوی خوار و زار •488- ************************** هر آنكس كه داند ز جود و سخا عوض بخشد از لطف او را خدا كند جود و احسان به بیچارگان كف جود بگشاید اندر جهان •489- ************************** هر آن كس كند پیشه طول امل شود زشت كار و كند بد عمل •490- ************************** ز دنیا به كم می كند اكتفا رضا می دهد بر رضای خدا •491- ************************** ز بَد منع كن تا كه داری توان چه با دل چه با دست و چه با زبان •492- ************************** كند ترك هر كس كه اینكار را بود مُرده در زمره زنده گان •493- ************************** بود اشرف كارهای كریم تغافل ز چیزی كه باشد علیم •494- ************************** از این رو ندارد نظر هیچ بار كه عیب كسی را دهد انتشار •495- ************************** ز كاری كه گردد اگر آشكار كن شرم از خلق این روزگار به خلوت نما هم از آن اجتناب مرو در نهان این ره ناصواب •496- ************************** نما استقامت شعار ای پسر مشو هر زمانی به رنگ دگر •497- ************************** نشد بهره ور كس ز فیض خدا مگر آنكه دنیا نماید رها •498- ************************** هر آن كس حسد بُرد بر دوستان ز كم همتی هست او را نشان •499- ************************** ز هر كار زشتی بود زشت تر ستایش ز دونان بی پا و سر