مأمون ـ لعنت خدا بر او ـ به امام رضا علیه السلام نامه نوشت و پرسید: «چرا نماز ها برای پنج وقت قرار داده شده است و چرا این پنج وقت؟»

حضرت جواب داد : «نماز صبح» برای شروع کار روزانه است و «نماز ظهر» برای خاتمه کار نیم روز اول ، «نماز عصر» برای شروع کار نیمروز دوم و «نماز مغرب» برای خاتمه کار نیمروز دوم و «نماز عشا» برای خاتمه کار شبانه‌روز است. 

حضرت در ادامه فرمود : «اول وقت نماز صبح طلوع فجر است و هر کسی می تواند نگاه کند و سپیده را ببیند ، نماز ظهر هم به همین نحو»

پس نماز صبح به عنوان شروع کار است نه یک فریضه‌ای که بعد از آن بگیریم بخوابیم. 

در سال ما چهار فصل داریم : بهار، تابستان ، پاییز ، زمستان.
در یک شبانه روز نیز چهار فصل داریم : از اول طلوع فجر تا قبل از ظهر بهار است. پیش از ظهر تا ساعاتی بعد از ظهر تابستان. از آن موقع تا مقداری از شب پاییز است و از آن طرف تا آخر شب زمستان است.
همانطور که بهار بهترین است، اول روز ـ بین الطلوعین ـ هم بهترین زمان است که روزی در آن وقت قسمت می‌شود و مهمترین زمان برای تفکر نیز است. پس نماز صبح را اول اذان بخوانید و تا موقع آفتاب نخوابید.
(اخبار الرّضا ، ج ۲ ، ص ۲۳۰)

آیت الله حائری شیرازی، تمثیلات جلد دوم صفحه ۳۳.

امور مادی مثل حوزه هستند و امور معنوی مثل چاه.
شما اگر به مهمانتان از آب حوض بدهید هفت، هشت نفر، بیست نفر که آب بر داشتند یا وضو گرفتن یا خوردند آب تمام می‌شود اما چاه چطور؟
اگر همه هم بیایند از این آب بردارند آبش زیادتر می شود که کمتر نمی‌شود.

زیارت [و نماز مستحبی] مثل آب چاه است هرچه از آن بردارید [و پاداش آن را به دیگران هدیه دهید] آبش بیشتر می شود. پس هر که را می‌توانید در نیت کار خوب خود شریک کنید. [مثلاً نماز مستحبی را به همه امامان ، صالحان، شهیدان و همه دوستان اهل بیت می توانید هدیه کنید و طبق روایات به همه پاداش یکسان می‌رسد بدون آنکه از پاداش شما چیزی کم شود]

آیت الله حائری شیرازی، تمثیلات، جلد ۲ صفحه ۴۶.

برخی از مرض‌ها که در رحم به جنین وارد می‌شود در آنجا برای او درد و عذاب ندارد، بلکه پس از تولد درد و رنج و عذاب آن مرض به سراغ او می‌آید ‌ مثلاً اگر پای جنین یا دستگاه گوارش ناقص و معیوب باشد چون در رحم ، به آنها احتیاجی ندارد متوجه مرض و نقص و عذاب‌شان می شود ولی پس از تولد، وقتی می‌خواهد در این دنیا راه رود ،یا عمل گوارش غذا را انجام دهد تازه درد و عذاب آن نقص و مرض را احساس می کند. به عبارت دیگر وقوع بیماری در یک زمان و بروز درد و رنج آن در زمان دیگری رخ می دهد.

گناهاه مثل ترک نماز و ظلم به دیگران در این دنیا از انسان سر می زند اما آثارش در آخرت احساس می‌شود و انسان را عذاب می دهد.

[طبق آیات قرآن بی نماز، کور وارد محشر می شود. او از خدا می پرسد: «چرا مرا نابینا محشور کردی در حالی که در دنیا بینایی داشتم؟»
خداوند در جواب می فرماید: «همان گونه كه آيات ما به تو رسيد و تو آنها را فراموش كردى، امروز هم ما تو را فراموش می کنیم و مشکل تو را حل نمی کنم.»
یعنی کوری آخرت نتیجه عمل دنیایی توست مثل کوری در دنیا که نتیجه اشتباهات جنین در رحم مادر است، البته دومی سرزنش ندارد چون اختیار نداشته و کوتاهی نکرده ولی اولی با اختیار خودش نماز را ترک کرده است]

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ ـ قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً ـ قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‏» «طه :۱۲۴»

آیت الله حائری شیرازی ، تمثیلات، جلد ۲ صفحه ۷۲. با خلاصه نویسی و مقداری اضافه به متن.

کسی که قصد فرار از کشور دارد سعی می کند زود خانه، زمین، یخچال، تلویزیون و هرچه غیر نقد دارد بفروشد و بعد پول خودش را به ارز آن کشوری تبدیل کند که می‌خواهد به آن فرار کند مثلاً اگر آمریکا باشد ریال را به دلار تبدیل کند.

شب و روز وقت و بی وقت نمی شناسد می گوید : «یک ساعت هم یک ساعت است. اگر تاخیر کنم شاید پرونده‌ای لو برود و من دستگیر و ممنوع الخروج بشوم»
قرآن می فرماید: «فَفرّوا اِلی اللّه» پس به سوی خدا بگریزید.(سوره ذاریات، آیه ۵۰)

از چه فرار کنیم؟ فرار از گناه.
ریشه گناه هم محبت دنیاست. پس فرار از گناه یعنی فرار از محبت دنیا.  «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَة» اصول کافی جلد ۲ صفحه ۱۳۱.

مومن اگر خواست به سوی خدا فرار کند وقت و مال و هر چه دارد را نقد می‌کند یعنی ارز دنیا که فانی است را به ارز آخرت که باقی است تبدیل می کند، مومن وقتی کارهایش را برای خدا کرد و حساب هایش را صاف کرد اگر به او بگویند امروز بیا راحت تر است تا بگویند فردا بیا. چون می گوید : «تا الان لغزیدم ولی ممکن است یک اتفاقی بیفتد و من سقوط کنم تا پاک هستم بروم».
قرآن در سوره جمعه آیه ۶ می فرماید: دوستان واقعی خدا آرزوی مرگ می کنند تا به سوی خدا فرار کنند.

شخصی به بنای گفته بود اگر مسجدی در فلان جا بسازی چقدر می آید؟ او حدس زد و گفت ۲۵ هزار تومان. ـ ۲۵ هزار تومان آن وقت پول زیادی بود ـ او این مبلغ را گذاشت توی دست بنا و گفت بساز. بعد به بچه هایش گفت که امروز رفتم یک خانه خریدم.
هرچه بچه ها پرسیدند : «این خانه را به ما نشان بده. آدرسش کجاست؟ سندش کو؟» او فقط می‌گفت: «یک خانه عالی و مجلل و بسیار باشکوه خریدم». چند روز اینها را معطل کرد بعد آوردشان آن مسجد را نشان داد و گفت این را برای آخرت هم خریدم. انسان مومن پول و وقت خود را به ارز خدا تبدیل می‌کند چون می‌خواهد پیش خدا و به کشور خدا فرار کند.

آیت الله حائری شیرازی ، تمثیلات، جلد ۲ ، خلاصه‌ای از صفحه ۷۳ تا ۷۵.

برای دوختن بایستی هم سوزن داشت هم نخ.
سوزن بدون نخ نمی‌دوزد و نخ بدون سوزن فایده‌ای ندارد. نماز سوزن است و ولایت نخ.

در غدیر سوزن مردم را نخ کردند بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نخ از «چشمه سوزن» در رفت.

به قول شاعر
یک عمر دوختیم و نخ از چشمه رفته بود
ما یک نظر به «چشمه سوزن» نمی‌کنیم

کسانی که غدیر را جدی نگرفتند نماز می‌خوانند چه نمازی! اول وقت، با جماعت، با قرائت صحیح، با نوافل و مستحبات. می‌دوزند اما بدون نخ، حالا ندوز، کی بدوز! دلت هوای او را نکند.
او که در سوزن نخ ندارد شیطان تشویقش می کند که تند تند بدوز، زیاد بدوز.
چون می داند آخرش هیچی ندوخته است.
شیطان به نماز شیعه کار دارد، وسوسه می کند که سهل‌انگار باشد، کاهل باشد نماز اول وقت نخواند، چون می داند سوزن او با نخ همراه است.

عبادت بی تولای علی هیچ
نوای عشق منهای علی هیچ
اگر عمر دو صد نوحت ببخشند
تمام عمر منهای علی هیچ

آیت الله حائری شیرازی، تمثیلات، جلد ۱ نقل به مضمون از صفحه ۱۲۲.