طهارت روح عبادت و نماز در آثار شهید مطهری ۳
سخن خدا با بینمازی که قصد توبه دارد
«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ اَسْرِفُوا عَلَی اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَظُوا مِن رَحْمَةِ اللّه اِنَّ اللّه یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً». [سوره زمر، آیه ۵۳]
این ندای خداست: «ای بندگان اسراف کار من، ای بندگان گنهکار من، ای بندگان معصیت کار من، ای بندگان من که بر خودتان ظلم کرده اید از رحمت من ناامید مباشید، بیائید به سوی من، من همه ی گناهان شما را میبخشم »
همچنین خدای تبارک و تعالی، این رحمت مطلقه و رحمت کامله فرمود:
«اَنینَ المُذنبینَ اَحَبَّ اِلیَّ مِنْ تَسْبیحِ المُسُبِّحینَ». ناله گنهکاران [ناله بینماز از روی توبه] در نزد من محبوب تر است از ذکر گفتن ِ تسبیح کنندگان.
[طهارت روح: عبادت و نماز در اثار شهید مطهری - خلاصه ای از صفحه ۱۱۰]
شما ببینید قرآن هر جا که میگوید «اَقیموا الصلوة» پشت سرش میگوید «آتوا الزکوة» ، اگر میگوید «یقیمونَ الصلوة» پشت سرش میگوید «یؤتونَ الزکوة» «یقیمون الصلوة» مربوط به رابطه میان بنده و خداست، «یؤتون الزکوة» مربوط به رابطه میان بنده و دیگر بندگان خداست. یک نفر مسلمان هم باید یک رابطه دائم و ثابت میان او و خدای خودش برقرار باشد و هم باید یک رابطه ثابت و دائم میان او و جامعه خودش برقرار باشد.
شما دو سنت را در میان همه ائمه میبینید که به طور وضوح و روشن هویداست. یکی عبادت و خوف از خداست. از خوف خدا میگریند و میلرزند، گویی خدا را میبینند، قیامت را میبینند، بهشت را میبینند، جهنم را میبینند. درباره موسی بن جعفر علیه السلام میخوانیم: «حَلیفِ السَّجْدَةِ الطَّویلَةِ وَ الدُّمُوعِ الغَزیرَةِ»
«یعنی هم قسم سجدههای طولانی و اشکهای جوشان».
سنّت دومی که در تمام اولاد علی علیه السلام [از ائمه معصومین] دیده میشود همدردی و همدلی با محرومان، بیچارگان و افتادگان و رسیدگی به احوال آنها است ، آنهم [به این صورت که] شخصاً رسیدگی بکنند نه فقط دستور بدهند، یعنی نایب نمیپذیرند و آن را به دیگری موکول نمیکنند.
[طهارت روح: عبادت و نماز در اثار شهید مطهری - خلاصه ای از صفحه ۱۱۶ و صفحه ۱۳۲ و ۱۳۳]
یک وقتی بود که جامعه ما دچار یک بیماری بود و آن این که اسلام را فقط در عبادت میدانستند آنهم چه عبادتهایی! ملاک مسلمانی، زیاد مسجد رفتن و زیاد دعا خواندن بود. ولی کم کم علامت یک بیماری دیگری در میان ما پیدا میشود. عده ای که توجه به جنبههای اجتماعی اسلام پیدا کرده اند، کم کم میخواهند جنبههای معنوی اسلام را نادیده بگیرند. این هم بیماری است.
اگر جامعه ما به این دنده بیفتد، باز جامعه منحرفی است در همان حد که جامعه گذشته ما منحرف بوده است. اسلام نیز مثل هر مرکّب دیگری، وقتی که اجزائش تعادلش را از دست داد از بین میرود. شما در ترکیب بدن انسان که انواع نیازها مثلاً نیاز به ویتامینها دارد، میبینید وقتی یکی از آنها کم یا زیاد میشود، سلامت از بین میرود.
درباره اصحاب حضرت «حجّت» عجل الله تعالی فرجه که نمونههایی از مسلمانان کامل هستند مکرر در مکرر در اخبار آمده است که: « رُهْبانٌ بِاللّیلِ، لُیوثٌ بِالنَّهارِ» اگر در شب سراغشان بروی، گوئی سراغ یک عده راهب رفته ای که جز عبادت [و نماز] چیز دیگری سرشان نمی شود ولی در روز، شیران نرند. آنها راهبان شب و شیران نر روز هستند.
[طهارت روح: عبادت و نماز در اثار شهید مطهری - خلاصه ای از صفحه ۱۲۴ و ۱۲۵]
وقتی به عدهای می گوییم نماز بخواند میگویند «عبادت بجز خدمت خلق نیست ما به مردم خدمت میکنیم و نیازی به عبادت و نماز نداریم» پاسخ چیست؟
[عده ای با گفتن این سخن که] «عبادت به جز خدمت خلق نیست» میخواهند ارزش عبادت ، زهد، علم، جهاد و... را نفی کنند؛ این همه ارزشهای عالی و بزرگی را که در اسلام برای انسان وجود دارد، یکدفعه نفی کنند.
میگویند: میدانید «انسانیت» یعنی چه؟ یعنی خدمت به خلق خدا.
بعضی از این روشنفکرهای امروز خیال میکنند به یک منطق خیلی خیلی عالی دست یافته اند و اسم آن را انسانیت و انسان گرائی میگذارند.
انسان گرائی یعنی چه؟ میگویند: یعنی خدمت کردن به خلق؛ ما به خلق خدا خدمت میکنیم.
میگوییم: فرض کنیم شکم خلق خدا را سیر کردیم و تنشان را پوشاندیم؛ تازه ما به یک حیوان خدمت کرده ایم ـ اگر ما برای آنها ارزش بالاتری قائل نباشیم و اصلاً همه ارزشها منحصر به خدمت به خلق خدا باشد ـ تازه خلق خدا میشوند مجموعه ای از گوسفندها، مجموعه ای از اسبها. شکم یک عده حیوان را سیر کرده ایم؛ پوشانده ایم. البته اگر انسان، شکم حیوانها را هم سیر کند به هرحال کاری کرده است؛ ولی آیا حد اعلای انسان این است که در حیوانیت باقی بماند و حد اعلای خدمت من این است که به حیوانهایی مثل خودم خدمت کنم؟
نه، خدمت به انسان [ارزش والایی است]؛ ولی انسان به شرط انسانیت.
اگر بنا باشد فقط مسأله، مسأله خدمت به خلق باشد، خوب چه فرقی است میان «ابوذر» و «معاویه»، اگر حساب خدمت به خلق است؟
آیا باید به هر دو خدمت کرد؟
[طهارت روح: عبادت و نماز در اثار شهید مطهری - خلاصه ای از صفحه ۱۳۰ و ۱۳۱]
شخصی از «باند کسرویها» کتابی نوشته و آموزه های شیعه را تحقیر کرده بود از جمله گفته بود «آیا این که یک پاسبان در دل شب خانههای مردم را پاسبانی کند بهتر است و خدا راضی تر است یا بنشیند یکجا و هی لبهایش را تکان بدهد بگوید من ذکر میگویم؟»
مرد عالمی جواب خوبی داد گفت: شقّ سوّمی دارد و آن این که پاسبان در همان حالی که تفنگش را روی دوشش گرفته و در خیابانها پاس میدهد، ذکر خدا میگوید.
اسلام که نمی گوید یا برو پاسبانی کن یا ذکر خدا بگو، اسلام میگوید «هر کاری که میکنی ذکر خدا بگو» آنوقت کارت را بهتر انجام میدهی و روحیه ات قوی تر میشود.
یاد خدا سبب قوت قلب انسان است. مخصوصاً وقتی که انسان در شرایط سختی قرار میگیرد، یاد کردن خدا که انسان از قدرت الهی استمداد کند، روحیه انسان را قوی میکند. «یا اَیُّها الَّذینَ امَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ» [سوره بقره، آیه ۱۵۴] نماز ذکر خداست. قرآن میگوید از نماز مدد و نیرو بگیرید.
[طهارت روح: عبادت و نماز در اثار شهید مطهری - صفحه ۱۳۱]