دل جای تو شد وگرنه محزون کنمش
در دیده تویی وگرنه پر خون کنمش

امید وصال توست جان را ورنه 
ز تن به هزار حیله بیرون کنمش

ممنوعیت تفکر در ذات خدا، ممنوعیت تشریحی نیست، ممنوعیت مولوی هم نیست بلکه ممنوعیت ارشادی است یعنی گیج می شوید.

آنجا که عقاب پر بریزد
از پشه لاغری چه خیزد؟

گفت: جبریلا بپر اندر پِی‌َم
گفت: رو رو من حریف تو نِیَم

گفتند هر آنکه آن چه را دارد دوست
از بعد ممات هم همان همدم اوست

یا رب تو گواهی که نباشد ما را
غیر از علی و محمد و آلش دوست

این سخن های چو مار و کژدمت
مار و عقرب گردد و گیرد دمت

پیغمبر خدا عبور می کردند، کنار قبری کسی دفن شده بود. روزهای قبل فوت شده بود، بستگانش برای خواندن فاتحه آمده بودند. حضرت فرمودند: «لرکعتان خفیفتان مما تحتقرون أحب إلی صاحب هذا القبر من دنیاکم کلها» (مجموعه ورام/ج2/ص225) دو رکعت مختصر و کوتاه در نزد این میت از همه چیز بالاتر است. یعنی آرزو دارد ای کاش من برگردم و دو رکعت نماز بخوانم. 

اگر در کاری نمی دانستید چه می شود و نگران بودی این آیه را بخوانید

الإسراء
وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا
ﻭ ﺑﮕﻮ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﻣﺮﺍ [ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺷﻐﻠﻲ ] ﺑﻪ ﻧﻴﻜﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﻛﻦ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻴﻜﻲ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺍﺯ ﻧﺰﺩ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺮﻭﻳﻲ ﻳﺎﺭﻱ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻩ .(٨٠)

کـَرم داران عالم را دِرَم نیست
دِرَم داران عالم را کـَرم نیست

تا حالا شده موقعی که با خدا صحبت می کنی احساس کنی خدا می‌شنود؟

یکجا رخ و پسر بوسه داد و گفت
«در دین ما سیه نکند فرق با سپید»

آیت الله جوادی آملی : نماز سوغات معراج پیامبر بود

آیت‌الله جوادی آملی : شرط اعتبار روایات عرضه آن به قرآن است البته موافقت با قرآن لازم نیست بلکه عدم مخالفت با قرآن لازم است

همچون مگسان روی پلیدی منشین
زنبور عسل باش نیز گل باش

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

آن کس که حسینی ست حقیرش مشمار
در رتبه کبیر است صغیرش مشمار

عنوان گدایی درش آقایی است
آقاست گدای او فقیرش مشمار

یاد تو مرا علی الدوام است حسین
ذکر تو به لب مرا مدام است حسین

گر آب بنوشم و سلامت نکنم
نوشیدن آن مرا حرام است حسین

یارب رسالت رسولان کبار
یارب به مقام و رتبه هشت و چهار

یارب به شهیدان صف کرب و بلا
ما را نفسی به خویشتن وامگذار

این سخن‌های چو مار و کژدمت
مار و عقرب گردد و گیرد دمت

در بلا هم می‌چشم لذات او
مات اویم مات اویم مات او

زلیخا مرد از حسرت که یوسف گشت زندانی
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

جان مولا حرف حق را گوش کن
شمع بیت المال را خاموش کن

جان شیران و سگان از هم جداست
متحد جانهای مردان خداست

ما در ره دوست نقض پیمان نکنیم
گر جان دهد طلبد دریغ از جان نکنیم

دنیا اگر از یزید لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم

رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید
دیدم که مرقد شهدا مشک و عنبر است

هر یک مزار مرقد شان چار گوشه داشت
شش گوشه یک ضریح در آن هفت کشور است

پرسیدم از کسی سببش را به گریه گفت
پایین پای قبر حسین ، قبر اکبر است

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو می‌روی به ترکستان است

لطف حق با تو مداراها کند
چون که از حد بگذرد رسوا کند

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای
گفت یا خواب است یا وهم است یا افسانه ای

گفتمش اینها که می‌بینی چرا دل بسته اند؟
گفت یا خواب اند یا مست اند یا دیوانه ایست

کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
نگاه‌دار دلی را که برده‌ای به نگاهی

به روزگار یه عمر پدر به سر آید
خوش است گر پسرش بر سر پدر آید

ولی چه می‌گذرد در زمانه بر پدری
به وقت مرگ پدر بر سر به سر آید

گر به اقلیم عشق روی آری
همه آفاق گلستان بینی

آنچه بینی دلت همان خواهد 
وآنچه خواهد دلت همان بینی

جهان سر به سر حکمت و عبرت است
چرا بهره ما همه غفلت است؟

عزیزم کاسه چشمم سرایت میان هر دو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل پا گذاری نشیند خار مژگانم به پایت

برای آسان شدن کارها و حل مشکلات هر روز دو رکعت نماز توسل به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بخوانید

گزیده کتاب سیری در آفاق زندگی نامه آیت الله بهاءالدینی نوشته حسین حیدری کاشانی

۱. آیت الله بهاءالدینی: ما از همه گفتار حکما و عرفا و فلاسفه و آنان که در سیر و سلوک عمری را سپری کرده‌اند این جمله قرآن را با روحیه تر و با واقعیت تر می نگریم که فرمود:
 کسانی که در راه ما جهاد کنند ما حتماً راه های خودمان را به آنها نشان می‌دهیم «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» سوره عنکبوت آیه ۶۹. و ما این را لمس می‌کنیم.
 صفحه ۳۰۳

۲. آیت الله بهاءالدینی: ما به زیارت اهل قبور هم که می رویم به جای قرآن و حمد و سوره صلوات می‌فرستیم سه صلوات به جای یک هم چون همه خیرات از نبی خاتم است صفحه ۳۰۹.

۳. آیت الله بهاءالدینی: هر اندازه هم اوضاع و احوال آدمی در برزخ خوب باشد و متنعم به نعمت های الهی، باز چشم به دنیا دارد تا توسط فرزندان و خویشان و دوستان خیراتی برای او برسد و موجب ترفیع درجه از درجات عالم قبر و برزخ گردد. صلواتی که بر نبیّ خاتم و و اهل بیت او فرستاده می‌شود ترفیع درجات است با اینکه پیامبر در اعلا درجه از مقام و موقعیت است‌. [بنابراین هدیه خیرات اموات یا برای رفع گرفتاری آنان است است یا برای ترفیع درجه آنان]
صفحه ۲۷۱.

۴. آیت الله بهاءالدینی: بعد از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها مادر قم فردی به عظمت میرزای قمی رضوان الله علیه نداریم. 
حدود صفحه ۳۳۲.

۵. آیت الله بهاءالدینی: ما دیدیم این علوم ما را قانع نمی کند ما نمی توانیم به آن دل خوش باشید براهین و استدلال ما را آرام نکرد. آنچه باعث آرامش دل شد اخلاص در عمل بود که راه‌های کشف و شهود را به روی انسان باز می کند. «جرت ینابیع الحکمه» را دست کم نگیریم. صفحه ۳۳۳.

جبران یک دقیقه که غافل شوید ز فکر
 یک عمر پشت دست به دندان گزیدن است

از گفتن عیب دگران بسته زبان باش با خوبی خود عیب نمای دگران باش 

بر سر هر لقمه بنوشته عیان این بود مال فلان بن فلان

هیچ ترتیب و آدابی مجوی هر چه می خواهد دل تنگت بگو

دنیا مثل سایه است اگر دنبالش بروی فرار می کند اگر از او فرار کنی دنبالت می کند.

شیطان و نفس اماره دشمن ما هستند برای حمله به آنان بایستی نقاط ضعف و قوت خود را بررسی کنیم و نقشه عملیاتی داشته باشیم.

خوب است دفترچه محاسبه نفس داشته باشیم و هر شب خوبی ها و بدی هایمان را بررسی کرده و به خود نمره دهیم.

نگاه ما به دنیا نگاه عبرت باشد نه نگاه شهوت.
نگاه شهوت: وای چه ماشین خوشگلی! چه کیفی داره سوار این ماشین شدن!

نگاه عبرت: ماشین‌های زیباتر از این هم بی صاحب شدن.

به خدا نگو مشکل من بزرگ است به مشکل بگو خدای بزرگ است.

هر چه گفتیم جز حکایت دوست 
در همه عمر از آن پشیمانیم
 [کشکول فرحزاد 2 - گدایان خیل سلطان - صفحه ۱۷۱] 

تا در طلب گوهر کانی کانی 
تا در هوس لقمۀ نانی نانی 
این نکتۀ رمز اگر بدانی دانی 
هر چیزی که در جستن آنی آنی [۳]
----------
[۳]: از رباعیات مولانا.
 [کشکول فرحزاد 2 - شعر چند دو بیتی]