گلچین کتاب القطره آیت الله مستنبط ۱
مؤلّف و رؤياى مهمّ او بعد از تأليف كتاب:
فرزند بزرگوار و با فضيلت ايشان آقاى حاج سيّد على مستنبط دام عزّه العالى براى من نقل كردند:
پدر عظيم الشأن من كه خدا بر درجاتش بيفزايد بعد از تأليف جزء اوّل اين كتاب در عالم رؤيا ديد كه از دنيا رفته و سر او بر زانوى مادرش فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها است، از داشتن اين موقعيّت كه دلالت بر بلندى مقام و عظمت شأن او داشت تعجّب كرده و از خود سئوال مى كند: چگونه به اين مقام رسيده اى و چه چيزى باعث شده اين عظمت را بيابى؟ و تا اين سئوال به فكرش خطور مى كند سرور زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها به او الهام نمودند كه:
هذا جزاء من ألّف كتاب «القطرة»، اين پاداش كسى است كه كتاب «القطرة» را جمع آورى نموده است.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مؤلّف و رؤياى مهمّ او بعد از تأليف كتاب: - جلد ۱، صفحه ۲۴]
همه خوبی ها
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله وسلم تصريح فرموده است:
مَن منَّ اللَّه عليه بمعرفة أهل بيتي وولايتهم فقد جمع اللَّه له الخير كلّه.
كسى كه خداوند بر او منّت گذاشته معرفت و ولايت اهل بيت مرا به او عنايت كند تمام خوبىها را براى او جمع نموده است. [۱]
----------
[۱]: بشارة المصطفى: ۱۷۶.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۰]
اعتقاد به ولایت معصومین علیهم السلام از شرایط صحت نماز است.
معرفت به خداوند تبارک و تعالی از مسائل اعتقادى است و اين گونه مسائل نسبت به اعمال عبادى بمنزله روح نسبت به كالبد است، نماز و زكات و عبادت هاى عملىِ ديگر فرع مسائل اعتقادى و اصولى است، به اين جهت اگر اعتقادات انسان صحيح باشد نماز و همچنين ساير اعمال او صحيح است، و گرنه ارزش نخواهد داشت.
و همان گونه كه توحيد شرط صحّت اعمال است اقرار به رسالت و اعتقاد به ولايت ائمّه طاهرين عليهم السلام نيز شرط صحيح بودن اعمال است.
فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام شاهد اين مطلب است كه فرمود:
إنّ ل «لا إله إلّا اللَّه» شروطاً، وإنّي وذرّيّتي من شروطها. [۱]
همانا براى كلمه توحيد يعنى «لا إله إلّا اللَّه» شرايطى است و من و ذريّه من از آن شرايط هستيم.
----------
[۱]: شرح غرر الحكم: ۴۱۵/۲ ح ۳۴۷۹.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۱]
همه امور الهى به سوى خاندان وحى عليهم السلام فرود آمده و از بيت آنان به آفريدگان مى رسد.
در زيارت حضرت امام حسين عليه السلام به آنها خطاب كرده عرض مى كنيم:
إرادة الربّ في مقادير اُموره تهبط إليكم، وتصدر من بيوتكم.... [۲]
اراده پروردگار در مقدّرات امورش بسوى شما فرود مى آيد و از خانه هاى مبارك شما خارج مى گردد.
----------
[۲]: بحار الأنوار: ۱۵۳/۱۰۱.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۲]
رسول اكرم صلى الله عليه وآله وسلم در احاديث بسيار فرموده اند:
من مات وهو لايعرف إمامه مات ميتة الجاهليّة. [۲]
هر كس بميرد در حالى كه امامش را نشناخته، به مرگ روزگار جاهليّت مرده است.
علّامه امينى رضوان اللَّه عليه فرموده است: اين حقيقت روشنى است كه كتب صحاح و مسانيد اهل سنّت آن را ثبت كرده اند و جز خضوع در برابر مفاد آن چاره اى نيست، و اين تعبير اشاره به بدى عاقبت كسى دارد كه بدون امام و پيشوا بميرد و اينكه او از هر گونه سعادت و خوشبختى و رستگارى دور است، و زيراكه مرگ جاهليّت بدترين نوع
مردن يعنى مرگ در حال كفر و انكار است. [۱]
----------
[۲]: بحار الأنوار: ۷۶/۲۳، الإحقاق: ۸۶/۱۳.
[۱]: الغدير: ۳۶۰/۱.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۳]
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:
من أحبّ أن يحيى حياة تشبه حياة الأنبياء ويموت ميتة تشبه ميتة الشهداء ويسكن الجنان الّتي غرسها الرحمان فليتولّ عليّاً وليوال وليّه وليقتد بالأئمّة من بعده، فإنّهم عترتي خُلقوا من طينتي، اللهمّ ارزقهم فهمي وعلمي.
وويلٌ للمخالفين لهم من اُمّتي، اللهمّ لاتنلهم شفاعتي [۴]
هر كس دوست دارد زندگى او شبيه زندگى انبياء، و مردنش همانند مردن شهداء باشد و در بهشتى كه خداوند مهربان آن را بنا نهاده ساكن گردد بايد ولايت حضرت على عليه السلام و اولياى او را پذيرفته و به امامان بعد از آن حضرت اقتدا كند، آنها عترت من هستند و از طينت من آفريده شده اند. بار
پروردگارا ؛ فهم و علم مرا به آنها روزى كن.
(سپس فرمود: ) واى بر كسى كه با آنها مخالفت كند، خداوندا ؛ آنها را از شفاعت من برخوردار مفرما.
----------
[۴]: الكافى: ۲۰۸/۱ ح ۳.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۴]
قرآن كريم می فرماید:
«يا أيُّها المَلأُ أيُّكُم يَأْتيني بِعَرْشِها قَبْلَ أنْ يَأْتُوني مُسْلمين ... × قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتابِ أنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أنْ يَرْتَدَّ إلَيْك طَرْفُك». [۱]
(حضرت سليمان به اطرافيانش فرمود: ) كداميك از شما تخت بلقيس را قبل از آنكه خودشان را تسليم نمايند مى تواند بياورد ... × كسى كه علمى از كتاب نزد او بود [آصف بن برخيا] گفت: من آن را قبل از آنكه چشمت بهم بخورد نزد تو حاضر مى كنم.
در فرمايش آصف بن برخيا كه مى گويد: «أَنَا آتيكَ بِهِ» «من آن را مى آورم» نكته مهمّى است كه ردّ گفتار وهّابيّت و پيروان جاهل آنهاست:
خداوند بر آصف بن برخيا منّت گذاشته و اسمى از اسماء خود را به او آموخت، با دانستن آن بر تصرّف در زمان و مكان قدرت پيدا كرد و تخت بلقيس را از مملكت سبا به فارس آورد در حالي كه بين آن دو مكان ۵۰۰ فرسخ فاصله بود، و اين قدرت بزرگ فضل و بخشش الهى نسبت به او بود، و وقتى آصف خواست از اين قدرت استفاده كند به سليمان گفت: «من آن را مى آورم» ونگفت: «من آن را به اذن خدا مى آورم».
----------
[۱]: سوره نمل، آيه ۴۰ - ۳۸.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۵]
از اين آيه شريفه مى فهميم: وقتى خداوند انبياء و اولياء خود را قدرت و ولايت مرحمت كرد بر آنها واجب نيست هنگام اظهار قدرت بگويند: ما اين كار را به اذن خدا انجام مى دهيم، همان طور كه بر ما واجب نيست وقتى به آنها متوسّل مى شويم بگوئيم: حاجت ما را به اذن خدا عنايت كنيد، همان طور كه گفته آصف را به حضرت سليمان ملاحظه كرديد، با آنكه علم آصف و قدرت او نسبت به علم ائمّه عليهم السلام مانند قطره اى نسبت به دريا است بلكه كمتر از آن است، زيرا «علم الكتاب» يعنى علم تمامى كتاب نزد آنها است.
عبدالرّحمان بن كثير از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه شريفه «قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتابِ أنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أنْ يَرْتَدَّ إلَيْك طَرْفُك» [۱]، نقل مى كند كه حضرت بين انگشتان خود را باز كرده و آن را روى سينه مباركش قرار داده وفرمود:
وعندنا واللَّه علم الكتاب كلّه. [۱]
به خدا قسم «علم الكتاب» يعنى علم همه كتاب نزد ما است.
----------
[۱]: سوره نمل، آيه ۴۰.
[۱]: الكافى: ۲۲۹/۱ ح ۵.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۶]
اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است:
قسم بحقّ آن كسى كه دانه را شكافت و خلق را آفريد من از اختيار و قدرتى نسبت به ملكوت آسمانها و زمين برخوردارم كه شما تحمّل دانستن بعضى از آن را نداريد، اسم اعظم پروردگار هفتاد و دو حرف است آصف بن برخيا يك حرف از آن را مى دانست، با آن يك حرف در زمينى كه بين او و تخت بلقيس بود تصرّف كرد، آن را پيمود و تخت را برداشت، دو مرتبه زمين به شكل اوّل برگشت و اين عمل سريع تر از يك چشم بهم زدن انجام شد.
بخدا قسم ؛ تمام هفتاد و دو حرف نزد ما است، و يك حرف است كه مخصوص خداوند است و در علم غيب او نهفته است، و هيچ نيرو و قدرتى نيست مگر به سبب خداى بلند مرتبه و بزرگ. [۲]
----------
[۲]: بحار الأنوار: ۳۷/۲۷ ح ۵.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۸]
مؤلّف و رؤياى مهمّ او بعد از تأليف كتاب:
فرزند بزرگوار و با فضيلت ايشان آقاى حاج سيّد على مستنبط دام عزّه العالى براى من نقل كردند:
پدر عظيم الشأن من كه خدا بر درجاتش بيفزايد بعد از تأليف جزء اوّل اين كتاب در عالم رؤيا ديد كه از دنيا رفته و سر او بر زانوى مادرش فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها است، از داشتن اين موقعيّت كه دلالت بر بلندى مقام و عظمت شأن او داشت تعجّب كرده و از خود سئوال مى كند: چگونه به اين مقام رسيده اى و چه چيزى باعث شده اين عظمت را بيابى؟ و تا اين سئوال به فكرش خطور مى كند سرور زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها به او الهام نمودند كه:
هذا جزاء من ألّف كتاب «القطرة»، اين پاداش كسى است كه كتاب «القطرة» را جمع آورى نموده است.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مؤلّف و رؤياى مهمّ او بعد از تأليف كتاب: - جلد ۱، صفحه ۲۴]
در تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده، كه فرمود:
اى امّت محمّد ؛ با هر يك از شما از طرف راست او فرشته اى است كه حسنات او را مى نويسد و از طرف چپ فرشته اى است كه گناهانش را ثبت مى كند، و با او دو شيطان است از طرف ابليس كه او را گمراه مى كنند، وقتى آن دو شيطان در قلب او وسوسه مى كنند اگر ياد خدا كرد و ذكر شريف «لا حول ولا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم وصلّى اللَّه على محمّد وآله [الطيّبين]» را گفت، آن دو شيطان سركوب شده نمى توانند فعّاليت كنند، نزد ابليس آمده شكايت مى كنند كه ما خسته شديم ما رابه لشكرى مدد برسان، هزار نفر براى آنها كمك مى فرستد، همينكه او را قصد مى كنند ياد خدا كرده و صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام مى فرستد، آنها راهى براى نفوذ پيدا نمى كنند و نمى توانند او را مورد حمله خود قرار دهند. [۱]
[۱]: تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام: ۳۹۶.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۳۰]
پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرموده اند:
لولا أنا وأنت يا علي، ما خلق اللَّه الخلق.
يا على ؛ اگر من و تو نبوديم خداوند خلق را نمى آفريد. [۲]
و سرّش اين است كه خداوند موجود برتر را در عالم علّت غائى و سبب آفرينش موجود پست تر قرار داده است، زمين را خلق كرده براى روئيدن نباتات، و نباتات را خلق كرده براى حيوانات، و حيوانات را آفريده براى انسانها، همانطور كه خداوند تبارك و تعالى به انسانها خطاب كرده و فرموده است:
«وَخَلق لَكُم ما فِي الأرْضِ جَميعاً». [۳]
آنچه در زمين است تمامش را براى شما آفريده است.
----------
[۲]: همان طور كه خداوند تبارك و تعالى توسّط جبرئيل در ضمن حديث كساء فرموده است: آسمان برافراشته و زمين گسترده و... را نيافريدم مگر به خاطر شما كه اينجا جمع شده ايد.
[۳]: سوره بقره، آيه ۲۹.
انسان هاى كامل كه جانشين خدا بر روى زمين اند و هدف نهائى آفرينش مى باشند محمّد و آل محمّد عليهم السلام هستند، و لذا فرموده اند:
لو بقيت الأرض بغير امام لساخت. [۱]
اگر زمين بدون امام و حجّت خدا باقى بماند از هم مى پاشد.
----------
[۱]: امام باقر عليه السلام فرموده است: اگر زمين روزى بدون امام و پيشوايى كه از ما اهل بيت است بماند اهل خود را فرو مى برد و خداوند آنان را به سخت ترين مشكل عذاب خواهد كرد. «بحار الأنوار: ۳۷/۲۳ ح ۶۴».
به خاطر آنكه زمين بخاطر او خلق شده و هرگاه چيزى بخاطر چيز ديگرى آفريده شده باشد وقتى او نباشد آن ديگرى هم نخواهد بود.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه اوّل - جلد ۱، صفحه ۴۳]
همان طور كه در زيارت حضرت حجّت ارواحنا فداه سابقاً به آن اشاره شد:
فما شي ء منه إلّا وأنتم له السبب وإليه السبيل. [۳]
هيچ چيز نيست مگر اينكه شما سبب آن و راه رسيدن به آن هستيد.
----------
[۳]: بحار الأنوار: ۳۷/۹۴ سطر ۶.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه اوّل - جلد ۱، صفحه ۴۴]
كراجكى رحمه الله در كتاب «كنز الفوائد» از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه: ابو حنيفه همراه آن حضرت غذا مى خورد، وقتى حضرت دست از خوردن كشيدند فرمودند:
الحمد للَّه ربّ العالمين، اللّهمّ إنّ هذا منك ومن رسولك صلى الله عليه وآله وسلم.
سپاس و ستايش سزاوار خداوندى است كه پروردگار جهانيان است، خداوندا ؛ اين نعمت از تو و از رسول تو است.
ابوحنيفه گفت: آيا براى خدا شريك قرار مى دهى؟
حضرت فرمود: واى بر تو، خداى تبارك و تعالى فرموده است:
«وَما نَقَمُوا إلّا أنْ أغْناهُمُ اللَّه وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِه» [۱] .
«در مقام انتقام جوئى برنيامدند مگر بعد از آنكه خدا و رسول ايشان را از فضل وبخشش خود بى نياز كردند».
«وَلَو أنَّهُم رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّه وَرسُولُه وَقالُوا حَسْبُنا اللَّه سَيُؤْتينا اللَّهُ مِنْ فَضْلِه وَرَسُولُه» [۲] .
«و چقدر خوب بود اگر ايشان به آنچه خدا و رسول او به آنها مرحمت كرده راضى و خشنود بودند و مى گفتند: خدا ما را كفايت مى كند، و به زودى خدا و رسولش از بزرگوارى و فضل خود به ما عطا خواهد كرد».
ابوحنيفه گفت: گويا اين دو آيه را از كتاب خدا تاكنون نخوانده و آن را نشنيده بودم. حضرت فرمود:
اين دو آيه را خوانده اى و شنيده اى، و لكن درباره تو و امثال تو اين آيه نازل شده:
«أمْ عَلى قُلُوب أقْفالُها» [۳] ؛
----------
[۱]: سوره توبه، آيه ۷۴ و۵۹.
[۲]: سوره توبه، آيه ۷۴ و۵۹.
[۳]: سوره محمّد صلى الله عليه وآله وسلم، آيه ۲۴.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه اوّل - جلد ۱، صفحه ۴۴]
«يا بر دل هايشان قفل زده شده» كه در نتيجه چيزى در آن وارد نمى شود.
و اين آيه كه فرموده است:
«كَلّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهم ما كانُوا يَكْسِبُون» [۴]
«اين طور نيست، بلكه بر دل هاى آنها به خاطر اعمالى كه انجام داده اند پرده كشيده شده است». [۵]
----------
[۴]: سوره مطفّفين، آيه ۱۴.
[۵]: كنز الفوائد: ۳۶/۲، بحار الأنوار: ۲۱۶/۱۰ ح ۲۴۰/۴۷ ۲۱۶ ح ۲۵، و ۳۸۴/۶۶ ح ۵۲، وسائل الشيعة: ۴۸۲/۱۶ح ۹.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه اوّل - جلد ۱، صفحه ۴۵]
امام صادق عليه السلام فرمود: وأعينونا بطول السجود. [۲]
و ما را به طولانى كردن سجده هاى خود يارى دهيد.
----------
[۲]: بشارة المصطفى: ۲۶۰.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه دوّم: - جلد ۱، صفحه ۴۸]
رسول اكرم صلى الله عليه وآله فرمود:
لايؤمن عبد حتّى أكون أحبّ إليه من نفسه، وتكون عترتي أحبّ إليه من عترته. [۱]
ايمان نياورده كسى به خداوند تا اينكه مرا از خودش بيشتر دوست داشته باشد، ونسل مرا از نسل خودش.
----------
[۱]: علل الشرايع: ۱۴۰/۱ ح ۳، بحار الأنوار: ۸۶/۲۷ ح ۳۰، و ص ۱۱۲ ح ۸۵، بشارة المصطفى: ۵۲ و ۱۶۸ (با اندكى اختلاف).
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه دوّم: - جلد ۱، صفحه ۴۸]
و از جابر بن یزید جعفی نقل شده كه گفت: سرور عالميان امام باقر عليه السلام را هجده سال خدمت كردم، وقتى خواستم از خدمتش مرخص شوم او را وداع كرده و عرض كردم: مرا مطلبى بفرما تا استفاده كنم. حضرت فرمود:
اى جابر ؛ بعد از هجده سال كه در خدمت ما بوده اى؟
عرض كردم: بله، شما درياى بيكرانى هستيد كه هرگز به انتهاى آن نمى توان رسيد. فرمود:
يا جابر ؛ بلّغ شيعتي عنّي السلام، وأعلمهم أنّه لا قرابة بيننا و بين اللَّه عزّوجلّ، و لايتقرّب إليه إلّا بالطاعة له.
يا جابر ؛ من أطاع اللَّه وأحبّنا فهو وليّنا.
اى جابر ؛ شيعيانم را از جانب من سلام برسان، و به آنها خبر بده كه بين خدا و ما قرابتى نيست، تقرّب يافتن به پروردگار جز از راه اطاعت كردن دستوراتش ممكن نيست. اى جابر ؛ كسى كه اطاعت خدا كند و ما را دوست بدارد او اهل ولايت ما است. [۱]
----------
[۱]: امالى طوسى: ۲۹۶ ح ۲۹ مجلس ۱۱، بحار الأنوار: ۱۸۲/۷۸ ح ۸، بشارة المصطفى: ۱۸۹.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه دوّم: - جلد ۱، صفحه ۵۱]
مؤلّف رحمه الله گويد: ابراهيم خليل الرحمان فرموده است: «رَبِّ أرِني كَيْف تُحْيِى المَوْتى... لِيَطْمَئِنَّ قَلْبى» [۲] ؛ «پروردگارا ؛ به من نشان بده چگونه مردهها را زنده مى كنى؟... تا قلب من اطمينان پيدا كند»، ولى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است:
لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً [۳] . [۴]
اگر پردهها كنار زده شود به يقين من چيزى افزوده نمى شود.
----------
[۲]: سوره بقره، آيه ۲۶۰.
[۳]: علّامه مجلسى رحمه الله در «بحار الأنوار: ۱۴۲/۷۰» فرموده است: يقين سه مرتبه دارد، علم اليقين، عين اليقين و حقّ اليقين. و فرق ميان اينها با يك مثال روشن مى شود، مثلاً كسى كه علم اليقين نسبت به آتش دارد ديدنىها را توسّط روشنائى آتش مشاهده مى كند، مرتبه عين اليقين ديدن جرم و مادّه آتش است، و مرتبه حقّ اليقين سوختن در آتش و از بين بردن خوديّت و آتش شدن است، و بالاتر از اين مرحله اى نيست و قابل افزودن نمى باشد.
[۴]: بحار الأنوار: ۲۰۹/۶۹ سطر ۸. علّامه مجلسى رحمه الله در «بحار الأنوار: ۱۳۴/۴۶ ح ۲۵» داستان حرّه دختر حليمه سعديّه را هنگامى كه بر حجّاج ثقفى وارد شد نقل كرده و در قسمتى از آن آورده است: حجّاج از او سؤال كرد: چگونه على عليه السلام را بر پدر انبياء يعنى ابراهيم خليل اللَّه برترى و فضيلت دادى؟ جواب داد: خداوند تبارك و تعالى او را برترى داده است آنجا كه فرموده است: «وإذ قال إبراهيم رَبّ أرِني كَيف تُحيى المَوْتى قال أوَلَم تُؤمن قال بَلى وَلكن لِيَطمئنّ قَلبي» ؛ «وقتى ابراهيم عرض كرد: خدايا ؛ به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده مى كنى؟ خطاب شد: آيا به آن اعتقاد و ايمان ندارى؟ عرض كرد: ايمان دارم ولى مى خواهم دلم اطمينان و آرامش پيدا كند»، ولى مولاى من اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است: «اگر پردهها كنار زده شود به يقين من چيزى افزوده نمى شود»، و همه مسلمانان بدون اختلاف اقرار دارند كه اين فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام است و هيچ كس پيش از آن حضرت و نيز بعد از ايشان اين مقام را براى خود قائل نشده و درباره خودش نگفته است.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۵۶]
حضرت ابراهيم عليه السلام كه بعد از پيغمبر ما اشرف پيغمبران است قلبش اطمينان پيدا نمى كند تا اينكه واقع را ببيند، امّا اين نور درخشنده و اين روشنائى تابنده نزد او ظاهر و باطن مساوى است.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۵۷]
چون خداوند پيغمبر خود را كامل گردانيد بوجهى كه اختيار نكند مگر آنچه را كه موافق حق و صواب باشد و خطور نكند به فكر او آنچه مخالف با خواست الهى باشد تعيين بعضى از امور را به او واگذار كرد.
مانند: زياد كردن ركعات بعضى از نمازها، و تعيين نمازهاى نافله وروزه هاى مستحبّى، و مثل ارث بردن جدّ سدس را [۲] و حرام كردن تمام مسكرات، و اين بخاطر آن است كه كرامت و شرافت او را كه نزد خداوند دارد ظاهر كند، و در اين موارد اصل تعيين جز به وحى يا الهام نيست. [۳]
همانطور که در قرآن فرمودند: «وَمايَنْطِق عَنِ الهَوى × إنْ هُو إلّا وَحْي يُوحى» [سوره نجم، آيه ۳ و ۴] ؛ «و آنها از روى هواى نفس كلامى نمى گويند بلكه گفتارشان متّكى به وحى الهى است».
----------
[۲]: سدس، يعنى يك ششم آنچه را كه ميّت از خود بر جاى گذاشته است.
[۳]: بحار الأنوار: ۳۴۸/۲۵. در حديثى امام باقر عليه السلام فرموده است: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مقدار ديه چشم و ديه جان آدمى را معيّن و مقرّر فرمود، شراب وهر مست كننده اى را حرام نمود، شخصى به آن حضرت عرض كرد: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آنها را بدون اينكه وحى به اورسيده باشد تعيين كرد؟ امام عليه السلام فرمود: بلى، تا فهميده شود چه كسانى اطاعت از رسول و فرستاده او مى كنند و چه كسانى نافرمانى مى نمايند. «الكافى: ۲۶۷/۱ ح ۷».
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۶۳]
همان طور كه صفّار رحمه الله در كتاب «بصائر» از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود:
خداوند پيامبرش را به تعليم و تربيت خود پرورش داد تا او را همان طور كه خواست و اراده اش بود استوار و پابرجا ساخت، سپس امر تشريع را به او واگذار نمود و فرمود: «ما آتاكُمُ الرَسُول فَخُذُوه وَما نَهاكُم عَنْهُ فَانْتَهوا» [۴] ؛ «آنچه رسول و فرستاده ما شما را به آن دستور مى دهد عمل كنيد و از آنچه نهى مى كند اجتناب نمائيد».
فما فوّض اللَّه إلى رسوله فقد فوّضه إلينا، و آنچه را كه خداوند به رسولش واگذار نموده به ما نيز اختيارش را مرحمت كرده است. [۱]
----------
[۴]: سوره حشر، آيه ۷.
[۱]: بصائر الدرجات: ۳۸۳ ح ۱، بحار الأنوار: ۳۳۲/۲۵ ح ۹، اصول كافي: ۲۸۶/۱ ح ۹، الوافى: ۶۱۹/۳ ح ۹.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۶۳]
حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام روايت كرده كه فرمود:
إنّ اللَّه جعل قلوب الأئمّة مورداً لإرادته، فإذا شاء اللَّه شيئاً شاؤوه، وهو قول اللَّه عزّوجلّ «وَما تَشاؤُون إلّا أنْ يَشاءَ اللَّه» [۲] .
خداوند قلوب ائمّه عليهم السلام را محلّ اراده خودش قرار داده است، هر گاه چيزى را اوبخواهد ايشان نيز آن را مى خواهند، و همين است مضمون فرمايش پروردگار: «وآنها (يعنى اولياء پروردگار) چيزى نمى خواهند مگر آنچه را كه خداوند بخواهد». [۳]
----------
[۲]: سوره الإنسان، آيه ۳۰ ؛ سوره تكوير، آيه ۲۹.
[۳]: بصائر الدرجات: ۵۱۲، بحار الأنوار: ۳۷۲/۲۵ ح ۲۳، تفسير قمى: ۴۰۹/۲، بحار الأنوار: ۱۱۴/۵ ح ۴۴ و ۳۰۵/۲۴ح ۴، تفسير برهان: ۴۳۵/۴ ح ۳، ينابيع المعاجز: ۴۴، اللوامع: ۴۵۸.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۶۸]
كامل بن ابراهيم نقل مى كند: بر امام عسكرى عليه السلام وارد شدم تا از او درباره تفويض سئوال كنم، خدمت آن حضرت سلام كرده و نشستم، ناگهان ماه پاره اى را كه گويا در سنين چهار سالگى بود مشاهده كردم به من فرمود:
يا كامل ؛ جئت إلى وليّ اللَّه وحجّته، تسأله عن مقالة المفوّضة، كذبوا بل قلوبنا أوعية لمشيّة اللَّه [فإذا شاء شئنا] واللَّه يقول: « وَما تَشاؤُون إلّا أنْ يَشاءَ اللَّه» [۲] ...
اى كامل ؛ نزد ولىّ خدا و حجّت او رسيده اى تا از گفتار گروه مفوّضه سؤال كنى؟ آنها دروغ گفته اند، مطلب آنطورى كه آنها مى گويند نيست، بلكه قلوب ما ظرف وجايگاه مشيّت پروردگار است، هر گاه او بخواهد ما مى خواهيم، و او فرموده است: «و نمى خواهند جز آنچه را كه خداوند بخواهد»... [۳]
----------
[۲]: سوره دهر (الإنسان)، آيه ۳۰ ؛ سوره تكوير، آيه ۲۹.
[۳]: آن را در كتاب «روضة الواعظين» نيافتم ولى شيخ طوسى در كتاب غيبة: ۱۴۸ نقل كرده است. بحار الأنوار: ۵۰/۵۲ ضمن ح ۱۱۷/۷۰ ۳۵ ح۱۶۳/۷۲ ۵ ح ۲۰ و ۳۰۲/۷۹ ح ۱۲، تبصرة الولى: ۶۰، الخرائج: ۴۵۸/۱ ح ۴، كشف الغمّة: ۴۹۹/۲، ينابيع المودّة: ۴۶۱ (با اختصار)، إلزام الناصب: ۳۴۱/۱ ح۳، منتخب الأثر: ۳۴۸ ح۱، انوار المضيئة: ۱۳۹، اثبات الوصيّة: ۲۵۲.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۷۱]
در «تفسير امام عسكرى عليه السلام» از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
لاتتجاوزوا بنا العبوديّة ثمّ قولوا ما شئتم ولن تبلغوا، وإيّاكم والغلوّ كغلوّ النصارى، فإنّي بري ء من الغالين... [۱]
ما را از مرحله عبوديّت فراتر ندانيد آنگاه آنچه مى خواهيد بگوئيد و نمى توانيد به كنه عظمت ما برسيد، و بپرهيزيد كه همانند نصارى درباره ما غلوّ كنيد، زيرا من از غلوكنندگان بيزارم...
----------
[۱]: تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام: ۵۰ ح ۲۴، بحار الأنوار: ۲۷۴/۲۵ ضمن ح ۲۰.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۷۲]
امام صادق عليه السلام به يكى از اصحابش به نام حمران بن اعين فرمود:
يا حمران؛ إنِ الدنيا عند الإمام والسماوات والأرضين إلّا هكذا - وأشاربيده الى راحته - يعرف ظاهرها وباطنها وداخلها وخارجها ورطبها ويابسها. [۳]
اى حمران ؛ نيست دنيا با تمامى وجودش و آسمانها و زمين نزد امام عليه السلام مگر اين چنين - و اشاره به كف دست مباركش كرد - ظاهر و باطن آن را، داخل و خارجش را، و خشك و تر آن را مى داند.
----------
[۳]: المحتضر: ۱۴۳، بحار الأنوار: ۳۸۵/۲۵ ح ۴۲.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۷۴]
يحيى بن زكريّا نقل شده، دلالت مى كند. مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
من سرّه أن يستكمل الإيمان كلّه فليقل: القول منّي في جميع الأشياء قول آل محمّد فيما اسرّوا وما أعلنوا وفيما بلغني عنهم وفيما لم يبلغني. [۱]
كسى كه دوست دارد ايمان او كامل گردد بايد بگويد: گفته من درباره همه چيز همان فرمايش آل محمّد عليهم السلام است در آنچه پنهان كرده اند و آنچه اظهار نموده اند، و درآنچه از ايشان به من رسيده يا نرسيده است.
----------
[۱]: الكافى: ۳۹۱/۱ ح ۶، بحار الأنوار: ۳۶۴/۲۵ ح ۲، به نقل از كتاب مختصر بصائر الدرجات: ۹۳.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۷۶]