گلچین کتاب القطره آیت الله مستنبط ۲
۲ در كتاب «عيون اخبار الرضا عليه السلام» از اباصلت هروى، از حضرت رضا عليه السلام و آن حضرت از پدرانش:، از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده اند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:
خداوند برتر از من كسى را نيافريده، و گرامى تر از من نزد او كسى نيست.
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: عرض كردم يا رسول اللَّه، شما برتر هستيد يا جبرئيل؟
فرمود: يا عليّ؛ إنّ اللَّه تبارك وتعالى فضّل أنبياءَه المرسلين على ملائكته المقرّبين، وفضّلني على جميع النبيّين والمرسلين، والفضل بعدي لك يا عليّ، وللأئمّة من بعدك، وإنّ الملائكة
لخدّامنا وخدّام محبّينا.
اى على ؛ خداوند تبارك و تعالى پيامبران مرسل را بر فرشتگان مقرّب خود برترى داده است و مرا بر تمام پيغمبران و رسولان برترى داده است و بعد از من فضل و برترى براى توو امامان بعد از تو است و همانا فرشتگان خدمتگزار ما و دوستان ما هستند.
اى على، فرشتگانى كه عرش باعظمت الهى را بر دوش گرفته اند و آنها كه اطراف عرشند به حمد و ستايش پروردگار او را تسبيح مى كنند و براى آنها كه ايمان به ولايت ما اهل بيت آورده اند از خدا آمرزش مى طلبند.
ثمّ إنّ اللَّه تبارك وتعالى خلق آدم فأودعنا صلبه، وأمر الملائكة بالسجود له تعظيماً لنا وإكراماً،
سپس خداوند تبارك و تعالى آدم را آفريد و ما را در صلب او به وديعه نهاد و آنگاه فرشتگان خود را دستور داد تا او را به خاطر تعظيم و بزرگداشت ما كه در صلب او بوديم سجده كنند.
پس سجود آنها براى خداوند بخاطر عبادت و پرستش و براى آدم بخاطر اطاعت پروردگار و احترام او بود، زيراما در صلب او بوديم، پس چگونه ما برتر از فرشتگان نباشيم در حالي كه همه آنها به آدم سجده [۱] كردند. [۲]
----------
[۱]: علاّمه مجلسى رحمه الله تحقيقى درباره اين سجود نموده و آن را توضيح داده است. به بحار الأنوار: ۱۴۰/۱۱مراجعه كنيد.
[۲]: عيون اخبار الرضا عليه السلام: ۲۰۴/۱ ح ۲۲، كمال الدين: ۲۵۴/۱ ح ۴، علل الشرايع: ۵/۱ ح ۱، بحار الأنوار: ۳۳۵/۲۶ ح ۱ و ۳۰۳/۶۰ ح ۱۶ (قسمتى از روايت)، تأويل الآيات: ۸۷۶/۲ ح ۹، منتخب الأثر: ۶۱ ح ۱، إرشاد القلوب: ۴۰۳.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۸۲]
امام صادق عليه السلام فرمود:
اگر مى توانيد كارى كنيد كه شما را نشناسند آن كار را انجام دهيد، و ضررى نمى كنيد اگر مردم شما را مدح و ثنا نكنند، و براى شما هيچ اشكالى ندارد مردم شما را سرزنش كنند در حالى كه نزد خداوند مورد مدح و ستايش قرارگيريد. همانا اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است:
لا خير في الدنيا إلاّ لأحد رجلين: رجل يزداد كلّ يوم إحساناً، ورجل يتدارك منيته بالتوبة، وأنّى له بالتوبة، واللَّه لو سجد حتّى ينقطع عنقه ما قبل اللَّه منه إلّا بولايتنا أهل البيت.
خيرى در دنيا جز براى دو نفر نيست: يكى آنكه هر روز احسان جديدى به خوبى هايش زياد كند، و يكى آنكه گذشته اش را با توبه جبران كند، و كجا مى تواند توبه كند؟ بخدا قسم اگر سجده كند بحدّى كه گردنش جدا گردد خداوند از او نمى پذيرد مگر ولايت ما اهل بيت را داشته باشد. [۱]
----------
[۱]: تفسير قمى: ۲۴۳/۱، معانى الأخبار: ۲۰، امالى صدوق: ۷۶۴ ح ۲ مجلس ۹۵، الكافى: ۴۵۶/۲ ح ۱۵، المحاسن: ۲۲۴/۱ ح ۱۴۲، تحف العقول: ۴۹۰، جواهر السنيّة: ۵۹ و ۲۸۶. بحار الأنوار: ۳۳۸/۱۳ ح ۱۴، و آن را در ج: ۲۶۷/۲۶ ح ۱ به نقل از تفسير قمى و معانى الأخبار، و در ج: ۳۶۰/۱۶ ح ۶۰ به نقل از معانى الأخبار- تا اين فرمايش امام عليه السلام «به او عطا مى كنم پيش از آنكه از من درخواست كند» - نقل كرده است.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۸۴]
پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:
واللَّه لو أقسم أهل الأرض بهذه الأسماء [محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین] لأجابهم.
بخدا قسم اگر اهل زمين خدا رابه اين نامها قسم دهند و دعا كنند خدا آنها را اجابت فرمايد. [۲]
----------
[۲]: الخصال: ۶۳۹/۲ ضمن ح ۱۳، بحار الأنوار: ۱۳/۲۷ ح ۱ و ۸۰/۶۳ ح ۳۵، كشف الغمّة: ۴۶۶/۱.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۸۹]
امام باقر عليه السلام، از پدرانش:، از امام حسين عليه السلام نقل كرده است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:
حبّي وحبّ أهل بيتي نافع في سبعة مواطن، أهوالهنّ عظيمة: عند الوفاة، وفي القبر، وعند النشور، وعند الكتاب، وعند الحساب، وعند الميزان وعندالصراط. [۱]
محبّت من و اهل بيت من در هفت جايگاه كه ترس و وحشت آن زياد است سود مى بخشد: هنگام مرگ، در ميان گور، وقت رستاخيز، زمانى كه نامه اعمال را بدست آدمى مى دهند، هنگام محاسبه اعمال، وقت سنجش كارهاى خوب و بد، و زمان عبور از صراط.
----------
[۱]: الخصال: ۳۶۰/۲ ح ۴۹، بحار الأنوار: ۱۵۸/۲۷ ح ۳، بشارة المصطفى: ۱۷.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۹۴]
حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمودند:
ولولاهم ما عرف اللَّه ولايدرى كيف يعبد الرحمان،
و اگر ايشان [معصومین علیهم السلام] نبودند خداوند شناخته نمى شد و فهميده نمى شد كه چگونه او را عبادت كنند، و خداوند است كه امر خود را آنطور كه بخواهد اجرا مى كند، «لايُسْئَلُ عَمّا يَفْعَل وَهُمْ يُسْئَلُون» [۱] «از آنچه او انجام مى دهد سئوال نمى شود و مردمند كه بازخواست مى شوند و از آنها سئوال مى شود». [۲]
----------
[۱]: سوره انبياء، آيه ۲۳.
[۲]: بحار الأنوار: ۲۸/۳۵ ح ۲۴، تفسير برهان: ۱۹۳/۳ ح ۷، به نقل از تأويل الآيات: ۳۹۷/۱ ح ۲۷.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۹۹]
۲۰ - در كتاب «تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام» در تفسير آيه شريفه «مالِكِ يَوْم الدين» از آن حضرت نقل مى كند كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:
مراد از يوم الدين روز حساب است كه به حساب مردمان رسيدگى مى شود.
بعد فرمود: از پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه فرمود: آيا به شما از باهوش ترين افراد و احمق ترين اشخاص خبر دهم؟
گفتند: بفرمائيد اى رسول خدا. فرمود:
أكيس الكيّسين من حاسب نفسه وعمل لما بعد الموت، وأحمق الحمقاء من اتّبع نفسه هواه، وتمنّى على اللَّه الأمانيّ.
زيرك ترين و باهوش ترين افراد كسى است كه به حساب خود رسيدگى كند و براى عالم بعد از مرگ تلاش و كوشش كند، و احمق ترين احمقان كسى است كه از هواهاى نفسانى خود پيروى كند و دل به آرزوها ببندد و آن را از خدا تقاضا كند.
آنگاه شخصى از امير مؤمنان عليه السلام سئوال كرد: چگونه انسان مى تواند خود را مورد محاسبه قرار دهد و از خود بازجوئى كند؟
آن حضرت فرمود: هنگامى كه صبح را به شب رسانيد به خودش مراجعه كند و خطاب به نفس كرده بگويد: اى نفس ؛ روزى كه گذشت برنمى گردد و خداوند از تو سئوال خواهد كرد كه چگونه آن را از دست دادى؟ و چه عملى درآن انجام دادى؟
آيا به ياد خدا بودى و او را سپاس گفتى؟ آيا حقّ برادر مؤمن را ادا كردى، يا غم و غصّه اى از او برطرف نمودى؟ آيا در غياب او آبرويش را نسبت به اهل و عيال و اولادش حفظ كردى؟ آيا بعد از مرگش در مورد بازماندگانش حرمت او را نگهداشتى؟ آيا از غيبت برادر مؤمنى با موقعيّتى كه داشتى جلوگيرى كردى؟ آيا مسلمانى را كمك كردى؟ امروز چه كارى كردى؟ و كارهاى خود را از خاطر بگذراند.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۹۹]
فإن ذكر أنّه جرى منه خير حمد اللَّه عزّوجلّ وكبّره على توفيقه.
وإن ذكر معصية أو تقصيراً استغفر اللَّه عزّوجلّ وعزم على ترك معاودته، ومحا ذلك [عن نفسه] بتجديد الصلاة على محمّد وآله الطيّبين وعرض بيعة أميرالمؤمنين على نفسه وقبولها، وإعادة لعن شانئيه وأعدائه، ودافعيه عن حقوقه.
اگر ديد همه كارهايش خوب بوده سپاس و ستايش پروردگار نمايد كه او را به انجام دادن آنها موفّق نموده است.
و اگر در پرونده عملش نافرمانى و خطا و تقصير مشاهده كرد از خداوند طلب مغفرت كند و تصميم بگيرد دوباره آن گناهان را مرتكب نشود، و اين
گناه را با تكرار صلوات وعرضه كردن ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام بر نفس و پذيرش آن، و اظهار لعن و نفرت از دشمنان او - كه حقّش را غصب كرده و او را از مقامش محروم نمودند - از صفحه اعمالش پاك كند.
هنگامى كه چنين كرد خداوند تبارك و تعالى فرمايد: لست اُناقشك في شي ء من الذنوب مع موالاتك أوليائي ومعاداتك أعدائي.
با ولايتى كه نسبت به اولياء من دارى و برائتى كه از دشمنانم اظهار نمودى در حساب تونسبت به گناهت سخت گيرى نخواهم كرد. [۱]
----------
[۱]: تفسير امام عسكرى عليه السلام: ۳۸، بحار الأنوار: ۶۹/۷۰ ح ۱۶.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۰۰]
۲۲ - شيخ صدوق قدس سره در كتاب «امالى» از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده
است كه فرمود:
يك نفر يهودى خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم رسيد و در مقابل آن حضرت كه قرار گرفت خيره خيره به ايشان نگاه كرد، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به او فرمود: اى يهودى، چه كارى با من دارى و حاجت تو چيست؟
عرض كرد: مى خواهم سئوال كنم آيا تو برتر هستى يا موسى بن عمران كه خدا با او تكلّم كرده و تورات را بر او نازل نمود و عصا به او مرحمت كرد، و دريا را برايش شكافت، و دستور داد ابرها بر او سايه افكنند؟
پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: شايسته نيست كسى از خودش تعريف كند ولى در جواب تو مى گويم:
حضرت آدم وقتى آن خطا را مرتكب شد، براى توبه كردن چنين گفت: «اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمّد وآل محمّد لمّا غفرت لي ».
خداوندا! از تو مى خواهم كه به حقّ محمّد و آل محمّد گناه مرا بيامرزى، و خدا او را آمرزيد.
وقتى حضرت نوح عليه السلام در ميان كشتى از غرق شدن ترسيد گفت: «اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمّد وآل محمّد لمّا أنجيتني من الغرق»، خداوندا! از تو درخواست مى كنم به حقّ محمّد وآل محمّد كه مرا از غرق شدن نجات دهى، و خداوند او را نجات داد.
وقتى حضرت ابراهيم عليه السلام به طرف آتش رها شد گفت: «اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمّد وآل محمّد لمّا أنجيّتني منها»، خداوندا! از تو درخواست مى كنم حقّ محمّد و آل محمّد كه مرا از اين آتش نجات بخشى، و خداوند آتش را بر او سرد و بى آزار قرار داد.
حضرت موسى عليه السلام وقتى عصا را رها كرد و در وجود خود ترسى احساس نمود گفت: «اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمّد وآل محمّد لمّا أمنتني» خداوندا! از تو درخواست مى كنم به حقّ محمّد وآل محمّد كه مرا ايمن گردانى و از وحشت رها سازى.
خداوند تبارك و تعالى فرمود: «لاتَخَفْ إنَّكَ أنْتَ الأعْلى» [۱] «نترس زيرا تو برتر هستى».
اى يهودى! اگر موسى مرا درك كند و بيابد سپس به من و نبوّت من ايمان نياورد، هرگز ايمانش براى او نفعى ندارد و از نبوّتش سودى نمى برد.
يا يهودي؛ ومن ذرّيّتي المهديّ عليه السلام إذا خرج نزل عيسى بن مريم لنصرته فقدّمه وصلّى خلفه.
اى يهودى! مهدى از ذريّه و نسل من است كه وقت ظهورش عيسى بن مريم از آسمان براى يارى او حاضر مى شود و هنگام نماز او را مقدّم مى دارد و به او اقتدا مى كند.
و اگر موسى در اين زمان زنده بود چاره اى جز متابعت و پيروى از من نداشت. [۱]
----------
[۱]: سوره طه، آيه ۶۸.
[۱]: امالى صدوق: ۲۸۷ ح ۴ مجلس ۳۹، الإحتجاج: ۵۴/۱، بحار الأنوار: ۳۶۶/۱۶ ح ۷۲ و ۳۱۹/۲۶ ح ۱، جامع الأخبار: ۹، تأويل الآيات: ۴۹/۱ ح ۲۳. و جمله اخير در «الإحتجاج» و «بحار الأنوار» نيست.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۰۲]
۲۸ - شيخ مفيد قدس سره در كتاب «امالى» از امام باقر عليه السلام و آن حضرت ازپدرانش: نقل مى كند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:
هنگامى كه قيامت برپا شد و اهل بهشت در بهشت و اهل دوزخ در دوزخ جاى گرفتند، شخصى در ميان آتش هفتاد خريف كه هر خريف هفتاد سال است توقّف مى كند آنگاه خدا را مى خواند و عرض مى كند:
«يا ربّ أسألك بحقّ محمّد وأهل بيته لمّا رحمتني».
پروردگارا! از تو درخواست مى كنم بحقّ محمّد و آل محمّد: كه به من رحم كنى.
خداوند به جبرئيل فرمان مى دهد كه نزد اين بنده ما برو و او را از دوزخ خارج كن، جبرئيل عرض مى كند: خدايا من چگونه در ميان آتش فرود آيم؟ از محضر ربوبى ندا رسد كه ما دستور داديم آتش براى تو سرد و بى آزار باشد.
عرض مى كند: خدايا ؛ محلّ او را در آتش نمى دانم.
مى فرمايد: ميان چاهى در سجّين (كه نام محلّى در دوزخ است) مى باشد. جبرئيل فوراً به طرف دوزخ فرود آيد و او را گرفتار و در بند مشاهده كند، و طبق دستور الهى خلاصش نمايد.
آنگاه آن شخص در پيشگاه خداوند تبارك و تعالى توقّف كند تا چه فرمانى صادر شود؟ پروردگار عالم مى فرمايد: اى بنده من ؛ چه مدّت در آتش مرا مى خواندى؟ عرض كند: خدايا حسابش را نمى دانم.
مى فرمايد: أما وعزّتي وجلالي لولا ما سألتني بحقّهم عندي
لأطلت هوانك في النار، ولكنّه حتمٌ على نفسي أن لايسألني عبد بحقّ محمّد وأهل بيته إلّا غفرت له ما كان بيني وبينه، وقد غفرت لك اليوم، ثمّ يؤمر به إلى الجنّة.
به عزّت و جلالم سوگند ؛ اگر مرا به حقّ عزيزانم و حرمت ايشان قسم نمى دادى هنوز بايد براى مدّت طولانى در آتش مى ماندى، ولى بر خودم واجب كردهام كه هر كس مرا بحقّ محمّد و اهل بيت او قسم دهد گناهان او را ببخشم و او را بيامرزم، و امروز ترا آمرزيدم. سپس دستور دهد كه او را به بهشت وارد كنند. [۱]
----------
[۱]: امالى مفيد: ۲۱۸ ح ۶ مجلس ۲۵، بحار الأنوار: ۳۱۲/۲۷ ح ۵.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۱۱]
امام صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود:
ابليس - لعنت خدا بر او باد - آسمانهاى هفتگانه را طى مى كرد و به آنها بالا مى رفت، هنگامى كه حضرت عيسى عليه السلام متولّد شد از بالا رفتن سه آسمان ممنوع گرديد.
صبح ولادت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم همه بتها در هر كجا كه بودند به رو بر زمين افتادند، در آن شب ايوان كسرى به لرزه درآمد و ۱۴ كنگره آن درهم ريخت، درياچه ساوه خشكيد، و در وادى سماوه آب جارى گرديد، آتشكده فارس كه هزار سال خاموش نشده بود خاموش گشت،
هر پادشاهى تخت او سرنگون شد و خودش در آن روز لال گرديد و صحبت نمى كرد، علم كاهنان از آنها گرفته شد و سحر ساحران باطل گرديد.
و حضرت آمنه عليها السلام مادر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: به خدا قسم، فرزندم همين كه فرو افتاد دستها را بر زمين گذاشت، سر به سوى آسمان برداشت و نگاهى كرد، سپس نورى از آن ساطع گرديد كه همه جا را روشن كرد، درميان آن روشنائى صداى گوينده اى را شنيدم كه گفت:
إنّك قد ولدت سيّد الناس، فسمّيه محمّداً.
فرزندى به دنيا آوردى كه سرور همه خلائق است نام او را محمّد بگذار.
در اين هنگام ابليس فريادى برآورد و لشكرش را خواند، همگى نزد او اجتماع كردند و گفتند: سرور ما، چه چيزى تو را ناراحت كرده و ترسانده است.
گفت: واى بر شما، از اوّل شب اوضاع آسمان و زمين را متغيّر و دگرگون مى بينم، معلوم مى شود واقعه مهمّى رخ داده كه از وقتى حضرت عيسى به آسمان برده شده چنين حادثه اى واقع نشده است، برويد و جستجو كنيد چه چيزى رخ داده است.
همگى از نزد او متفرّق شدند و سپس بعد از تفحّص و جستجو برگشتند و گفتند: ما به آنچه مى گوئى پى نبرديم و چيزى نفهميديم.
ابليس گفت: خودم بايد آن را دنبال كنم و اين كار من است، سپس در دنيا فرو رفت و در همه جا جولان كرد تا اينكه به حرم رسيد، فرشتگان را ديد كه اطراف حرم را احاطه كرده اند و وقتى كه خواست داخل حرم شود بر او بانگ زدند و او برگشت، سپس مثل گنجشك گرديد و از ناحيه حرى وارد شد.
جبرئيل به او فرمود: اى ملعون، برگرد.
ابليس گفت: از تو سئوالى دارم، چه حادثه اى امشب در زمين واقع شده است؟
فرمود: محمّد صلى الله عليه وآله وسلم كه خاتم انبياء و سرور همه آنها است پا به عرصه گيتى نهاده است.
گفت: آيا مرا در مورد او نصيبى و بهره اى هست؟
فرمود: نه، سئوال كرد: آيا در امّت او بهره دارم؟
فرمود: بلى، ابليس گفت: به آن راضى شدم و خشنود گشتم. [۱]
----------
[۱]: امالى صدوق: ۳۶۰ ح ۱ مجلس ۴۸، بحار الأنوار: ۲۵۷/۱۵ ح ۹، تفسير برهان: ۳۲۶/۲ ح ۳.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۲۹]
«مناقب» از حضرت اميرالمؤمنين صلوات اللَّه عليه روايت كرده است كه فرمود:
لمّا ولد رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم اُلقيت الأصنام في الكعبة على وجوهها، فلمّا أمسى سمع صيحة من السماء «جاءَ الحقُّ وَزَهَقَ الباطِل إنَّ الباطِلَ كانَ زَهُوقاً» [۳] .
هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم تولّد يافت، بت هاى داخل كعبه به رو بر زمين
افتادند، وهنگامى كه شب فرا رسيد صدائى از آسمان شنيده شد كه مى فرمود: «حق ظاهر شد و باطل نابود گرديد، و همانا باطل نابودشدنى است».
. [۱]
----------
[۳]: سوره إسراء، آيه ۸۱.
----------
[۱]: المناقب: ۳۱/۱، بحار الأنوار: ۲۷۴/۱۵ ح ۲۰.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۳۷]
امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:
از امير مؤمنان على عليه السلام درباره علم پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم سئوال شد.
حضرت فرمود: علم النبيّ صلى الله عليه وآله وسلم علم جميع النبيّين وعلم ما كان وعلم ما هو كائن إلى قيام الساعة.
علم پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم شامل علم تمام پيامبران است، و او بر آنچه واقع شده و تا روزقيامت به وقوع مى پيوندد دانا است. [۲]
----------
[۲]: بصائر الدرجات: ۱۲۷ ح ۱، بحار الأنوار: ۱۴۴/۱۷ ح ۳۱.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۳۹]
محدّث نورى قدس سره در كتاب «مستدرك» نقل كرده: درخبرى وارد شده است:
در قيامت شخصى را مى آورند كه نام او محمّد است، خداوند تبارك و تعالى به او مى فرمايد: ما اساتحييت أن عصيتني وأنت سميّ حبيبي،
وأنا أستحيي أن اُعذّبك وأنت سميّ حبيبي.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - جلد ۱، صفحه ۱۴۵]
حيا نكردى معصيت مرا نمودى و خود را بنام حبيب من نام نهادى، و لكن من حيا مى كنم تو را عذاب كنم چون همنام حبيب من هستى. [۱]
----------
[۱]: المستدرك: ۱۳۰/۱۵ ح ۴.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۴۶]
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرموده اند:
إذا سمّيتم الولد محمّداً فأكرموه، ووسّعوا له المجالس ولاتقبّحوا له وجهاً.
هنگامى كه نام فرزند خود را محمّد گذاشتيد او را احترام كنيد و گرامى بداريد، و درمجالس به او جاى دهيد، و براى او چهره درهم نكشيد. [۲]
----------
[۲]: . عيون اخبار الرضا عليه السلام: ۲۸/۲ ح ۳۰ ۲۹ و ۳۱، بحار الأنوار: ۱۲۸/۱۰۴ ح ۱۰ ۸ و ۱۲، و محدّث نورى رحمه الله اين روايت را در كتاب مستدرك الوسائل: ۱۳۰/۱۵ ح ۵ از مجموعه شهيد نقل كرده است.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۴۶]
از ابو هارون نقل مى كند كه گفت: من در مدينه با امام صادق عليه السلام همنشينى داشتم، چند روزى خدمت آن حضرت نرسيدم، وقتى به محضرش شرفياب شدم به من فرمود:
اى ابو هارون چند روز است ترا نديده ام؟
عرض كردم: خداوند به من پسرى مرحمت فرموده است.
فرمود: خدا آن را مبارك گرداند، او را چه ناميدى؟
عرض كردم: او را محمّد نام نهادم.
همين كه آن حضرت نام محمّد را شنيد روى خود را به طرف زمين آورد
و چند بار فرمود: «محمّد، محمّد، محمّد» به اندازه اى كه نزديك بود گونه مبارك آن حضرت به زمين برسد. سپس فرمود:
بنفسي وبولدي وباُمّي وبأبويّ وبأهل الأرض كلّهم جميعاً الفداء لرسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم لاتسبّه ولاتضربه ولاتسي ء إليه.
جان من و فرزندانم و پدر و مادرم و تمامى اهل زمين فداى رسول خدا باد. اين فرزند ت را كه محمّد ناميدى دشنام ندهى و او را نزنى و به او بدى نكنى. [۱]
----------
[۱]: الكافى: ۳۹/۶ ح ۲، بحار الأنوار: ۳۰/۱۷ ح ۹، وسائل الشيعة: ۱۲۶/۱۵ ح ۴.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۴۶]
از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:
زليخا اجازه خواست كه بر يوسف عليه السلام وارد شود به او گفتند: با آن رفتارى كه نسبت به او داشته اى آيا ناراحت نيستى كه ترا نزد او ببريم؟ گفت: من از كسى كه از خدا مى ترسد هرگز نمى ترسم.
وقتى زليخا وارد شد، يوسف به او فرمود: چه شده مى بينم رنگ چهره ات تغيير كرده و دگرگون شده اى؟ گفت:
«الحمدللَّه الّذي جعل الملوك بمعصيتهم عبيداً، وجعل العبيد بطاعتهم ملوكا»، حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پادشاهان را به سبب نافرمانى و گناه آنها به بردگى مى كشاند و بردگان را به خاطر اطاعت و فرمانبردارى آنها به پادشاهى مى نشاند.
به او فرمود: چه چيزى باعث شد كه چنين رفتارى با من كنى؟
گفت: زيبائى و جمال تو مرا به اين كار وادار كرد. فرمود:
فكيف لو رأيت نبيّاً يقال له: محمّد صلى الله عليه وآله وسلم، يكون في آخر الزمان أحسن منّي وجهاً وأحسن منّي خلقاً، وأسمح منّي كفّاً؟
اگر پيغمبرى را كه نام مباركش «محمّد» است و در آخرالزمان به رسالت مى رسد ديده بودى چه مى كردى؟ او از من جمالش نيكوتر، اخلاقش بهتر، كرم و بزرگواريش بيشتراست.
زليخا گفت: راست گفتى.
فرمود: از كجا دانستى كه من راست گفته ام؟
عرض كرد: زيرا همينكه نامش را بردى و اوصافش را بيان نمودى محبّت او بى اختيار در دل من جاى گرفت.
خداوند تبارك و تعالى به يوسف خطاب كرد و فرمود: زليخا آنچه گفت درست است، و من او را اكنون بخاطر محبّتى كه به حبيبم پيدا كرد دوست دارم، و آنگاه به حضرت يوسف فرمان داد كه با او ازدواج كند. [۱]
----------
[۱]: عدّة الداعى: ۱۵۲، علل الشرايع: ۵۵ ح ۱، بحار الأنوار: ۲۸۱/۱۲ ح ۶۰ و ۱۹۳/۱۶ ح ۳۰، تفسير برهان: ۲۷۱/۲ ح ۶.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۴۸]