ما آدم‌ها نیاز اصلی مان به خود خداوند است، نه اینکه نیاز اصلی ما به نعماتی باشد که می‌خواهیم از او بگیریم. (فاطر آیه ۱۵) ما نیاز به خود داریم و باید مستقیماً از خود انرژی و حیات بگیریم و الا باتری روحمان ضعیف می شود و کم کم می‌میریم.
راه اینکه مستقیماً از خدا خداوند متعال انرژی بگیریم عبادت است. عبادت، وصل شدن روح به منبع قدرت و حیات است. امیرالمومنین فرمودند : مُداوَمةُ الذّکرِ قوتُ الاَرواح ؛ مداومت در ذکر موجب قوت جان‌هاست (غررالحکم ، صفحه ۷۰۹)
صفحه ۱۴.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند جُعِلَ قُرّةُ عَینی فی الصلاة ِ ؛ نور چشم من در نماز است ، یعنی شادی روح و خوشحالی دل من با نماز است.
ص ۱۵


نماز امکان ویژه و مخصوصی است که در اختیار ما قرار داده شده تا با کمک آن مشکلات معنوی و مادی خودمان را حل کنیم. به عنوان مثال نقل شده است که «بوعلی سینا» وقتی نمی توانست یک مسئله علمی را حل کند به مسجد می رفت و دو رکعت نماز می خواند و دعا می کرد خداوند آن مشکل را برایش آسان کند. بعد آن مسئله را حل می‌کرد. ( و متن اذا اشکلت علیه مسألة توضأ و قصد المسجد الجامع و صلّی و دعا الله عزوجل أن یسهّلَها علیه و یفتح مغلقها له، شذرات الذهب ، ج ۵ ، ص ۱۳۳)
معلوم می شود خیلی کارها از نماز بر می آید ولی ما متاسفانه از آن درست استفاده نکرده‌ایم.
صفحه ۳۳.

کلید رسیدن به مقامات معنوی

یکی از علما می فرمود : «سال ها پیش یک روز خدمت آیت الله العظمی بهجت رفته بودیم به ایشان گفتم راهی به ما نشان دهید تا آدم شویم» 
آقای بهجت فرمودند : «نمازتان را اول وقت بخوانید» این عالم بزرگوار می گوید : «در دلم گفتم حاج آقا ما را تحویل نگرفت ما که خودمان نماز اول وقت می‌خوانیم!»
یک سال از آن ماجرا گذشت قرار بود به یک جلسه مهمانی بروم و در آن مهمانی دوباره خدمت آقای بهجت برسم در راه به خودم گفتم : «این دفعه از آقا سوال کنم ببینم اگر بخواهد راهی معرفی کند تا من به همه جا برسم چه راهی را معرفی می‌کند؟»
وقتی خدمتشان رفتم همراه جمعی بودیم و ایشان داشتند صحبت می کردند هنوز هیچ سخنی نگفته بودم که ایشان وسط صحبتشان فرمودند : «بعضی ها پیش ما می‌گویند چه کار کنیم تا آدم شویم و رشد کنیم؟ به ایشان می گوییم نماز اول وقت بخوانید می روند و سال بعد می آیند پیش خودشان می‌گویند حاج آقا ما را تحویل نگرفت دوباره از حاج آقا بپرسیم که چه باید بکنیم؟ همان حرف بنده را دقیق گوش نکردند و رعایت نکردند حالا دوباره می‌خواهند سوال کنند! باباجان جواب همان است همیشه جواب همان است»
این عالم بزرگوار می‌فرماید : «من دیگر هیچ حرفی نزدم آقای بهجت راست می گفتند من برخی از نماز هایم را به وقت نمی خواندم. شروع کردم و آن را هم درست کردم.»
آن عالم بزرگوار کم‌کم به جاهایی که دلش می‌خواست و حتی فوق تصورش بود رسید.

صفحه ۳۸.

نماز قبل از هر چیز چشم گفتن به خدا و اطاعت فرمان اوست و این خیلی زیباست سعی کن با این دید به نماز نگاه کنی.
سر نماز نشان بده که از خدا حساب می‌بری. صورت به خاک بگذار و بگو:
خواستی صورت به خاکم بنگری؟
بهر مویت در هلاکم بنگری؟

صفحه ۵۸.

احکام واجب نماز طوری طراحی شده است که با تکرار چندباره آن در هر روز دو مفهوم کلیدی یعنی «بزرگی و عظمت خدا» و «حقارت انسان در برابر خدا» را به انسان القا می‌کند.
ذکر محوری نماز «الله اکبر» است در قسمت های دیگر نماز هم که اذکار دیگری غیر از «الله اکبر» بر زبان جاری می شود توجه به عظمت و علوّ خداوند است.
در «سبحان ربی العظیم و بحمده» دوباره سخن از بزرگی خداست. در «سبحان ربی الاعلی و بحمده» دوباره سخن از برتری و بزرگی خداست.
در نماز هم سجده داریم و هم رکوع که بالاترین نمادهای تعظیم هستند [کوچکی و حقارت انسان در این حالت بیشتر نشان داده می‌شود] گویا نماز چیزی جز القاء کبریایی خدا در دل انسان نیست.

صفحه ۷۸.

سعی کن [نماز و] سجده هایت را طولانی تر کنی. نگو : «زودتر نماز را تمام کنم تا به فلان کارم برسم» نگو : «بروم مغازه دیر شده است الان مشتری ها را از دست می دهم»
نگران نباش، سجده را کمی طولانی کن [از رکوع و سجده و تعقیبات نماز کم نگذار]
آن مشتری که باید حسابی تو را به نوا برساند می‌آید، دو دقیقه دیرتر می آید، همه کارها دست خداست.
امام صادق علیه السلام می فرماید: اگر بنده عجله کند (و از در خانه خدا زود بلند شود) تا به دنبال حاجتش برود خدا می گوید آیا بنده هم نمی داند که من باید حوائج را برآورده کنم؟!

إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا عَجَّلَ فَقَامَ لِحَاجَتِهِ‏، يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالى‏: أَ مَا يَعْلَمُ عَبْدِي أَنِّي أَنَا اللَّهُ‏ الَّذِي‏ أَقْضِي اَلْحَوَائِجَ. (اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۷۴)

صفحه۸۰.

پیرمردی به نام ربیعه هفت سال به رسول خدا صلی‌الله علیه وآله خدمت کرده بود. روزی پیامبر به او فرمود: «ای ربیعه، تو هفت سال به من خدمت کردی آیا از من درخواستی نداری؟»
ربیعه عرض کرد : «ای رسول خدا به من مهلت بده تا فکر کنم» روز بعد نزد رسول خدا آمد و گفت : «من یک خواسته از شما دارم دوست دارم روز قیامت همنشین شما در بهشت باشم»
حضرت فرمود : «کسی یادت داده یا خودت این را گفتی؟» 
گفت : «خودم فکر کردم دیدم هر چیزی از شما بخواهم تمام می شود بالاخره می‌رسیم به آن لحظه‌ای که از آن لحظه به بعد زندگی ابدی آغاز می شود آن موقع شما کجا ما کجا! شما در بالاترین نقطه رضوان الهی هستی من اگر آنجا کنار شما باشند دیگر هیچ چیزی نمی خواهم.
رسول خدا تأملی فرمود ،کمی نگاهش کرد و پاسخ داد : «باشد قبول است اما به یک شرط تو هم مرا کمک کن که بتوانم به این قولم عمل کنم. چگونه؟ فرمود : «فَاَعِنّی بِکثرَةِ السُّجود ، با زیاد سجده کردن مرا کمک کن» یعنی این مشکل من است که باید تو را به آن موقعیت ببرم اما برای اینکه بتوانم تو را تا آن بالا بالا ببرم تو فقط یک قول به من بده، «زیاد سجده کن».
(دعوات راوندی صفحه ۳۹)

صفحه ۸۱.

- حاج آقا اصلاً چرا باید نماز را عربی بخوانم؟
- ببخشید شما چرا باید در نماز یک رکوع بروی دو تا سجده؟ دوتا رکوع برو با یک سجده
- اینها را خدا تعیین می‌کند
- آن را هم خدا تعیین می کند.

[همان‌گونه که اصل نماز را خدا تعیین کرده ، جزئیات نماز مثل رکوع ، سجده، قبله و عربی خواندن را هم خدا تعیین می کند]

صفحه ۹۷.

در نماز آنچه لازم است اظهار ادب در مقابل خداوند است نه اظهار محبت.
اولیا خدا در نماز هایشان و حتی در مناجات هایشان بیشتر اظهار ادب می کنند تا اظهار محبت.
می‌دانی ادب یعنی چه؟ ممکن است بسیاری از اوقات انسان حال و حوصله محبت کردن را نداشته باشد اما با وجود بی‌حوصلگی باز هم جلوی پای باباش بلند می شود و می ایستد، ادب یعنی همین.

ادب یک کار همیشگی است که ارتباطی به حال داشتن و محبت پیدا کردن ندارد. ادب در جایی که محبت هم نباشد انسان را وادار به رفتار خوب و درست می‌کند.

[ادب در مقابل خدا یعنی گوش دادن به فرمان خدا چه دوست داشته باشی چه نداشته باشی. یعنی نماز خواندن در زمان و مکان و با تمام جزئیاتی که او دستور داده است. چه دوست داشته باشی چه نداشته باشی]
[نمازخواندن آن‌گونه که دلم می‌خواهد یعنی «هوای نفس» آن‌گونه که خدا می‌خواهد یعنی «ادب».]
صفحه ۱۰۳.

ادب همراه با محبت

فرزندان در مقابل پدرشان باید با ادب باشند یا راحت؟ در واقع ترکیبی از این دو حالت باید باشد یعنی گاهی باید با ادب بود آن هم چه ادب سختگیرانه‌ای! گاهی هم باید با پدر راحت بود.
به این ترکیب جالب در سخنان امام سجاد علیه السلام دقت کنید : «خدایا مرا نسبت به پدر و مادرم مانند عبدی در مقابل سلطان سخت گیر قرار بده و در عین حال مرا نسبت به پدر و مادرم مادر مانند مادری که نسبت به طفل شیرخوار خود مهربان است مهربان قرار بده» 
(صحیفه سجادیه دعای ۲۴)

آیا ما در مقابل خداوند باید مودبانه رفتار کنیم یا اینکه هر طوری دلمان خواست عمل کنیم؟
گاهی ما می توانیم با خدا این‌طور باشیم که «هیچ ترتیبی و آدابی مجوی هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو» اما گاهی هم باید مؤدب باشیم آن هم ادبی بسیار سختگیرانه با نظم و حساب شده گ.
ترکیب این دو حالت با هم خیلی زیبا خواهد بود. پس در خانه خدا گاهی باید بسیار مؤدبانه برخورد کرد که اوج ادب ما در خانه خداوند در نماز است، از آن طرف، گاهی اوقات هرچه در دلت خواست راحت به خدا بگو.
صفحه ۱۱۴.

[شاید همه ما نتوانیم نماز خاشعانه یعنی با حضور قلب کامل بخوانیم ولی نماز مودبانه که می توانیم بخوانیم]
نماز مودبانه یعنی اول وقت نماز خواندن یعنی قرائت صحیح داشتن، یعنی مستحبات حداقلی نماز را رعایت کردن، یعنی عجله نکردن برای تمام کردن نماز.

خدا می‌گوید : «من که نگفتم دلت را برای من بیاور ، می دانم که دل به این سادگی ها گیر نمی افتد و در می‌رود. من فقط گفتم بدنت را بیاور و مودبانه نماز بخوان».

صفحه ۱۱۷.

محمدبن ابی نصر می گوید به آقا امام رضا علیه السلام عرضه داشتم : «خواسته‌ای دارم که سال‌هاست دعا می کنم ولی برآورده نمی‌شود و در اثر تأخیر آن در قلبم ناراحتی پدید آمده است. آقا فرمود اگر من به تو بگویم که حاجت برآورده می شود آیا به حرف من اعتماد می کنی؟ عرضه داشتم بله فدایتان شوم اگر به حرف شما اعتماد نکنم پس به حرف چه کسی اعتماد کنم‌؟ در حالی که شما حجت بر مخلوقاتش هستی آقا فرمود : «به خدا بیشتر اعتماد کن تو در جایگاه هستی که خدا به تو وعده داده است. 
آیا خداوند متعال نفرموده است: «و هنگامی که بندگان من از تو درباره من سوال کنند بگو من نزدیکم. دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا می‌خواند پاسخ می‌گویم پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند. (سوره بقره آیه ۱۸۶) 
خودش ضمانت کرده برای اهل تقوا گره گشایی می کند. [ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ؛ سوره طلاق آیه ۳] چه تقوایی بالاتر از نماز خوب خواندن که دستور اول خداست؟

صفحه ۱۶۹.