گلچین کتاب القطره ، ج ۲ ، فضایل امیرالمومنین قسمت اول

 

۸۲۱ / ۴ - در يك نسخه مناقب خطّى كهنى - كه شايد بيش از سيصد سال 

پيش نگارش يافته - آمده است: 

اعثم كوفى - كه يكى از معاندان بود - گويد: در جنگ صفّين مردى از اهل شام به ميدان مبارزه آمد. 

على عليه السلام به او فرمود: 

(اى شامى! ) برگرد، تا فرزند (هند) جگرخوار تو را وارد دوزخ نكند. 

شامى گفت: هم اكنون معلوم مى شود كه كداميك از ما وارد دوزخ خواهيم شد. 

پس امير مؤمنان على عليه السلام نيزه اى به سوى او حواله و او را با نيزه بلند كرد و در هوا نگاه داشت، آن لعين فرياد زد: يا اميرالمؤمنين! همينك آتش جهنّم را ديدم و از پشيمان شدگان گرديدم. 

حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: 

«أَ لْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ المُفْسِدينَ» [۱] . 

«هم اكنون، در حالى كه پيش از اين عصيان كردى و ار مفسدان بودى». [۲]

----------

[۱]: سوره يونس، آيه ۹۱. 

[۲]: نوادر المعجزات: ۶۲ ح ۲۶.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۰۴] 

 

۸۲۳ / ۶ - باز در همان كتاب آمده: جابر بن عبداللَّه (انصارى) گويد: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند: 

إنّ اللَّه يباهي بعليّ كلّ يوم الملائكة المقرّبين. 

همانا خداى متعال هر روز به وسيله على عليه السلام به فرشتگان مقرّبش مباهات مى نمايد. [۲]

----------

[۲]: المناقب: ۲۶۶/۳، بحار الأنوار: ۸۲/۳۹. اين روايت را علّامه مجلسى رحمه الله در «ج: ۳۴۷/۲۶ ح ۲۰» از «فردوس» نقل كرده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۰۵] 

 

۸۲۴ / ۷ - باز در همان منبع مى خوانيم: ابن عبّاس گويد: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به علىّ بن ابى طالب عليه السلام فرمودند: 

لو أنّ البحر مداد والغياض أقلام، والإنس كتّاب، والجنّ حسّاب ما أحصوا فضائلكم يا أبا الحسن! 

اى اباالحسن! اگر درياها مركّب، درختان جنگلها قلم، انسانها نويسنده و جنّيان حسابگر شوند نمى توانند فضايل تو را بشمارند. [۳]

----------

[۳]: مصباح الأنوار: ۱۲۱ (مخطوط). اين روايت را خوارزمى در مناقب: ۳۲ ح ۱ و ۳۲۸ ح ۳۴۱، سيّد بن طاووس در طرائف: ۱۳۹ ح ۲۱۶، علّامه اربلى در كشف الغمّة: ۱۱۱/۱، ابن شاذان رحمه الله در مائة منقبة: ۱۷۵ منقبت ۹۹، استرآبادى رحمه الله در تأويل الآيات: ۸۸۸/۲ ح ۱۳، و علّامه حلّى رحمه الله در محتضر: ۹۶ نقل كرده اند.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۰۵] 

 

۸۲۹ / ۱۲ - باز در همان منبع آمده است: ابى مغنم مسلم بن اوس و جارية بن قدامه سعدى در مجلس امير مؤمنان على عليه السلام حضور داشتند، حضرت بر فراز منبر در مسجد كوفه سخن مى گفت و مى فرمود: 

سلوني من قبل أن تفقدوني، فإنّي لا اُسئلُ إلّا اُجيب عمّا دون العرش، لايقولها بعدي إلّا كذّاب أو مفتري. 

از من بپرسيد، پيش از آن كه مرا نيابيد، چرا كه هر چيزى كه پايين تر از 

عرش است از من پرسيده شود پاسخ آن را مى دهم، پس از من، كسى چنين ادّعايى نمى كند، مگر دروغگو و افترا زننده. [۱]

----------

[۱]: إرشاد القلوب: ۲۵۷/۲، بحار الأنوار: ۱۲۶/۱۰ ح۶. علّامه مجلسى رحمه الله اين روايت را در ج: ۲۳۱/۵۷ ح ۱۸۳ از «المحتضر» و در ج: ۳۳۶/۵۷ ح ۲۷ از «المشارق» نقل كرده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۱۰] 

 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 

لمبارزة عليّ بن أبي طالب لعمرو بن عبدود أفضل من عمل اُمّتي إلى يوم القيامة. [۱] 

همانا مبارزه علىّ بن ابى طالب با عمرو بن عبدود (پهلوان نامى عرب) برتر از عمل اُمّت من تا روز قيامت است.

----------

[۱]: مصباح الأنوار: ۱۲۹ و ۱۶۱ (مخطوط)، تأويل الآيات: ۶۹۰/۲ ح ۱۱، بحار الأنوار: ۱۶۵/۳۶ ح ۱۴۷ و ۱/۳۹ ح ۱، تفسير برهان: ۳۳۰/۴ ح ۲، جامع الأخبار: ۵۳ ح ۱۲، الطرائف: ۶۰ ح ۵۸.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۰۷] 

 

۸۳۴ / ۱۷ - نويسنده رحمه الله گويد: ما در جلد اوّل اين كتاب، صفحه ۸۴۹ [ح ۶۵۱ ] حكايتى را در مورد فضايل سادات به صورت اجمال نقل كرديم. ولى پس از پايان يافتن جلد نخست، اصل آن حكايت را به صورت تفصيل بدست آورديم، اينك از آنجايى كه نقل آن خالى از فايده نيست تفصيل قصّه را بيان مى نماييم: 

ابراهيم بن مهران گويد: در شهر كوفه در همسايگى ما مرد بقّالى زندگى مى كرد، كُنيه او اباجعفر بود. وى شخص خوش معامله اى بود، هرگاه يكى از علويان براى خريد نزد او مى رفت، مضايقه نمى كرد، اگر پول به همراه داشت جنس را مى داد و گرنه به نوكرش مى گفت: به حساب علىّ بن ابى طالب عليه السلام بنويس. 

او مدّتى به همين منوال سپرى كرد، پس از مدّت زمانى ورشكست 

گشته و فقير شد و ناچار در مغازه را بسته و خانه نشين شد. او هر روز دفتر حسابش را بررسى مى كرد، وقتى مى فهميد يكى از بدهكارانش زنده است، كسى را نزد او مى فرستاد و طلب خود را از او مى گرفت و هر كسى را كه مى فهميد از دنيا رفته و چيزى باقى نگذاشته اسمش را خط مى كشيد. 

روزى كنار در خانه اش نشسته بود و دفتر حسابش را بررسى مى كرد، ناگاه مردى ناصبى از آنجا عبور مى كرد، او به طرز مسخره آميزى گفت: بدهكار بزرگت علىّ بن ابى طالب چكار كرد؟ 

مرد بقّال از شماتت ناصبى غمگين شد برخاست و وارد منزلش شد. شب فرا رسيد، خوابيد، در عالم خواب پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم را ديد كه امام حسن و امام حسين عليهما السلام در برابرش راه مى روند، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به آن دو بزرگوار فرمود پدرتان كجاست؟ 

: امير مؤمنان على عليه السلام كه پشت سر پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بود فرمود: اى رسول خدا! من اينجا هستم. 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: چرا بدهى اين مرد را نمى پردازى؟ 

على عليه السلام عرض كرد: اى رسول خدا! اين - كيسه - حقّ او در دنياست كه آن را براى او آورده ام. 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: كيسه را به آن مرد بده. 

ابو جعفر بقّال گويد: امير مؤمنان على عليه السلام كيسه پشمينه اى به من داد و فرمود: اين حقّ توست، بگير. 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم رو به من كرد و فرمود: 

خذه، ولاتمنع من جاءَك من ولده يطلب من عندك، وامض لا فقر عليك بعد هذا اليوم. 

اين كيسه را بگير، و هر كه از فرزندانش براى خريد نزد تو آمد مضايقه نكن و جنس بده كه پس از امروز، ديگر براى تو فقر و نادارى نخواهد بود. 

مرد بقّال گويد: وقتى از خواب بيدار شدم، كيسه در دستم بود، زنم را 

صدا زده و گفتم: فلانى! خوابيده اى يا بيدارى؟ 

گفت: من بيدارم. 

گفتم: چراغ را روشن كن. 

او برخاست و چراغ اتاق را روشن كرد، من كيسه را به او دادم، نگاه كرد، ديد هزار دينار در آن است. 

زنم گفت: اى مرد! نكند فقرت تو را واداشته يكى از تجّار را فريب داده و مالش را گرفته باشى؟! 

گفتم: نه به خدا! وليكن قصّه چنين است. آنگاه به دفتر حسابم نگاه كردم و آن پول - بى كم و زياد - به همان مقدار بود كه به نام علىّ بن ابى طالب عليهما السلام نوشته بودم. [۱]

----------

[۱]: الأربعون حديث شيخ منتجب الدين: ۹۵ حكايت ۱۲، فضائل السادات: ۳۴۳. اين روايت را ابن شاذان رحمه الله در فضائل خود: ۹۵ نقل كرده، و در الروضة: ۱۱۹ و بحار الأنوار: ۷/۴۲ ح۸ به صورت ارسال نقل شده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۱۹] 

 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 

حبّ عليّ بن أبي طالب عليه السلام حسنة لايضرّ معها سيّئة مع أداء الفرائض، وبغضه سيّئة لاينفع معها حسنة ولو أدّى الفرائض. [۱] 

مهر علىّ بن ابى طالب عليه السلام حسنه اى است كه با انجام فرايض، هيچ گناهى به آن ضرر نمى رساند، و بغض و دشمنى با على عليه السلام گناهى است كه هيچ حسنه اى با آن فايده ندارد، گرچه همه فرايض نيز انجام داده شود.

----------

[۱]: إرشاد القلوب: ۴۸/۲، الفردوس: ۱۴۲/۲ ح ۲۷۲۵، كشف الغمّه: ۹۲/۱، بحار الأنوار: ۲۴۸/۳۹ ح ۱۰، المناقب خوارزمى: ۷۵ ح ۵۶.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۲۴] 

 

صفدى شافعى (در مورد جنگ نهروان و شجاعت على عليه السلام) گويد: مورّخان گفته اند: على عليه السلام در جنگ نهروان دو هزار نفر از آنان را كشت، حضرت وارد ميدان نبرد مى شد و با شمشير حمله مى نمود تا اينكه شمشيرش كج مى گشت و از ميدان خارج مى شد و مى فرمود: 

لاتلوموني ولوموا هذا. 

مرا ملامت نكنيد، اين شمشير را ملامت كنيد. 

آنگاه شمشيرش را راست مى نمود، و از جمله ضربات مشهور و معروف آن حضرت، ضربتى است كه به «مرحب» وارد كرد، زيرا كه ضربه اى بر كلاه خود آهنى او وارد نمود كه آن را و پيكرش را دو نيم كرد.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۲۶] 

 

عليه السلام فخلق اللَّه هذا الملك من نورٍ على صورة عليٍّ عليه السلام، فالملائكة تزوره في كلّ ليلة جمعة ويوم جمعة سبعين ألف مرّة، يسبّحون اللَّه تعالى ويقدّسونه، ويهدون ثوابه لمحبّ عليّ عليه السلام. 

نه، اى محمّد! فرشتگان به خاطر مهر و محبّتى كه به على عليه السلام داشتند او را از خداوند متعال خواستند و خداوند نيز اين فرشته را از نور به شكل على عليه السلام آفريد. به همين جهت، فرشتگان هر شب و روز جمعه هفتاد هزار مرتبه او را زيارت مى كنند، خدا را تسبيح و تقديس مى نمايند و ثواب آن را به دوستدار على عليه السلام هديه مى نمايند. [۱]

----------

[۱]: إرشاد القلوب: ۴۷/۲، كشف الغمّة: ۱۳۹/۱، بحار الأنوار: ۳۸۶/۱۸ ح ۹۴ و ۱۰۹/۳۹ ح ۱۵.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۴۰] 

 

پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 

جبرئيل به من گفت: 

لقد آلى ربّنا الرحمان على نفسه أن لايعذّب عليّاً بالنار، ولاشيعته ولا أحبّاءَه أبداً. 

خداى مهربان بر خويشتن سوگند خورده و لازم دانسته كه هرگز على عليه السلام و شيعيان و دوستانش را با آتش عذاب نكند. [۱]

----------

[۱]: الأربعون حديثاً: ۶۱ ح ۳۱.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۴۳] 

 

۸۴۷ / ۳۰ - در كتاب «مناقب ديلمى» مى نويسد: 

روزى مأمون به امام رضا عليه السلام گفت: بزرگترين فضيلتى كه امير مؤمنان على عليه السلام از قرآن دارد براى من بگو. 

امام رضا عليه السلام فرمود: 

فضيلته في المباهلة وأنّ رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم باهل بعليّ وفاطمة زوجته والحسن والحسين عليهم السلام وجعله منها كنفسه وجعل لعنة اللَّه على الكاذبين وقد ثبت أنّه ليس أحد من خلق اللَّه يشبه رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم فوجب له من الفضل ما وجب له إلّا النبوّة، فأيَّ فضل وشرف وفضيلة أعلى من هذا؟ 

برترين فضيلت آن حضرت، در قصّه مباهله است. همانا رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به وسيله على، فاطمه همسر على، امام حسن و امام حسين عليهم السلام (با نصاراى نجران) مباهله نمود، و آن حضرت را همانند جان خويش قرار داد، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار داد. 

و البتّه ثابت است كه كسى از آفريدگان خدا همانند رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نبوده. بنابراين، همه فضايلى كه بر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم لازم بوده بر على عليه السلام نيز ثابت شده جز پيامبرى، پس كدامين فضل و برترى بالاتر از اين فضل و شرف است؟ 

مأمون گفت: شايد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم با «النفس» به جان خويش اشاره نموده است! 

امام رضا عليه السلام فرمود: 

چنين اشاره اى جايز نيست، چرا كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم با همه آنها به سوى نصاراى نجران بيرون آمده و با همه آنها به مباهله پرداخته است. اگر جان خويش را اراده فرموده بود مى بايستى على عليه السلام را از مباهله خارج مى نمود، در صورتى كه به اتّفاق همه مسلمانان على عليه السلام جزو آنان بوده است. 

مأمون گفت: در آن هنگام كه پاسخ آيد سخن ساقط مى شود. [۱]

----------

[۱]: نظير اين روايت را علّامه مجلسى رحمه الله در بحار الأنوار: ۲۵۷/۳۵ از «الفصول المختارة» شيخ مفيد رحمه الله نقل كرده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۴۳] 

 

۸۴۸ / ۳۱ - باز در همان منبع آمده: در قرآن مجيد اسامى زيادى براى امير مؤمنان على عليه السلام ذكر شده كه اينك به صد مورد از آن اشاره مى نماييم: 

۱ - ولى ؛ در آنجايى كه مى فرمايد: 

«إنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ » [۱] . 

«ولىّ و سرپرست شما، فقط خدا و پيامبر او و آنان كه ايمان آورده اند، همانهايى كه نماز بر پا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند، مى باشند». 

۲ - حسنه ؛ در آنجايى كه مى فرمايد: 

«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَهُمْ مِنْ فَزَعِ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ » [۲] . 

«كسانى كه كار نيك و حسنه اى انجام دهند پاداشى بهتر از آن خواهند داشت و آنان از ترس و وحشت آن روز در امان خواهند بود». 

«حسنه» اسمى براى ولايت على عليه السلام است. [۱]

----------

[۱]: سوره مائده، آيه ۵۵. روايات عامّه و خاصّه متّفقند كه مراد از «الّذين آمنوا»؛ «كسانى كه ايمان آوردند»، امير مؤمنان على عليه السلام است. در اين رابطه روايات زيادى نقل گرديده، براى اطّلاع بيشتر رجوع كنيد به: تأويل الآيات: ۱۵۴ - ۱۵۰/۱، تفسير برهان: ۴۸۵ - ۴۷۹/۱، بحار الأنوار: ۲۰۶ - ۱۸۳/۳۵. سيد جليل القدر، سيّد بن طاووس رحمه الله نيز در «سعد السعود: ۹۶» نقل مى كند كه: محمّد بن عبّاس نزول اين آيه شريفه و ولايت بزرگ آن حضرت را از نود طريق با سلسله سندهايى متّصل و بهم پيوسته نقل نموده كه همه آنها از رجال مخالفان اهل بيت عليهم السلام هستند. 

 

[۲]: سوره نمل، آيه ۸۹. 

[۱]: در «تأويل الآيات: ۴۱۱/۱ ح ۱۹» آمده: امام صادق عليه السلام فرمود: مراد از «حسنه» ولايت على عليه السلام است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۴۷] 

 

۴ - كفايه؛ در آنجايى كه مى فرمايد: 

«وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ الْقِتالَ» [۴] . 

خداوند مؤمنان را از جنگ بى نياز كرد. 

خداوند مؤمنان را به سبب علىّ بن ابى طالب عليه السلام از جنگ بى نياز ساخت كه عمرو بن عبدود - جنگجوى نامى مشركان - را كشت و آنان را شكست داد. [۵] 

۵ - منفق ؛ در آنجايى كه مى فرمايد: 

«الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ سِرّاً وَعَلانِيَةً » [۶] . 

«آنان كه اموال خودشان را شب و روز، پنهان و آشكار انفاق مى كنند». 

ابن عبّاس در تفسير و شأن نزول اين آيه شريفه گويد: 

على عليه السلام چهار درهم داشت، درهمى از آن را روز، درهم ديگرى را 

شب، درهم سوّمى را پنهانى و چهارمين درهم را به صورت آشكار در راه خدا انفاق نمود، آنگاه اين آيه در شأن حضرتش فرود آمد. [۱]

----------

[۴]: سوره احزاب، آيه ۲۵. 

 

[۵]: رجوع شود به: تأويل الآيات: ۴۵۰/۲، وبحار الأنوار: ۲۸۰ - ۲۰۳/۲۰. 

[۶]: سوره بقره، آيه ۲۷۴. 

 

[۱]: رجوع شود به «تأويل الآيات: ۹۷/۱ ح ۸۹» با منابعى كه از شيعه و سنّى نقل گرديده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۴۸] 

 

۷ - شارى ؛ فروشنده نفس ؛ ابن عبّاس گويد: آيه شريفه «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه» [۴] ؛ «و برخى از مردم، جان خود را به جهت خشنودى خدا مى فروشند»، در حقّ على عليه السلام نازل شده است. [۵]

----------

[۴]: سوره بقره، آيه ۲۰۷. 

[۵]: تفسير برهان: ۲۰۶/۱ ح ۶.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۴۹] 

 

۱۲ - صالح المؤمنين ؛ ابن عبّاس در تفسير آيه شريفه «وَإِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْريلُ وَصالِحُ الْمُؤْمِنينَ » [۲] ؛ «و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهيد (نمى توانيد كارى انجام دهيد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان شايسته پشتيبان او هستند»، گويد: 

منظور از مؤمنان شايسته، علىّ بن ابى طالب عليه السلام است. 

۱۳ - جنب اللَّه ؛ آنجا كه خداوند مى فرمايد: 

«أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ في جَنْبِ اللَّه» [۳] . 

«اين كه روز رستاخيز كسى بگويد: افسوس بر من! از كوتاهى هايى كه در جنب خدا كردم» 

امام ابى الحسن عليه السلام در تفسير اين آيه شريفه مى فرمايد: 

منظور از «جنب اللَّه» امير مؤمنان على عليه السلام است. [۴] 

۱۴ - ذكر و مسؤول عنه، امام باقر عليه السلام در تفسير آيه شريفه «وَإِنَّه لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْئَلُونَ » [۵] ؛ «و اين موجب يادآورى تو و قوم توست و به زودى بازخواست خواهيد شد»، مى فرمايد: 

نحن أهل الذكر ونحن المسؤولون. 

ما همان اهل ذكر هستيم، ماييم كه مورد سؤال قرار مى گيريم. [۶] 

و در تفسير آيه شريفه «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُولُون» [۷] ؛ «آنان را باز داريد 

كه بازرسى مى شوند»، مى فرمايد: 

از ولايت [۱] علىّ بن ابى طالب عليه السلام مى پرسند. [۲]

----------

[۲]: سوره تحريم، آيه ۳. 

[۳]: سوره زمر، آيه ۵۶. 

 

[۴]: تأويل الآيات: ۵۲۰/۲ ح ۲۶، تفسير برهان: ۸۰/۴ ح ۱۵. 

[۵]: سوره زخرف، آيه ۴۴. 

 

[۶]: تأويل الآيات: ۵۶۱/۲ ح ۲۴، تفسير برهان: ۱۴۶/۴ ح ۱۰. 

[۷]: سوره صافّات، آيه ۲۴. 

[۱]: در نسخه اصل چنين آمده است: «از محبّت علىّ بن ابى طالب عليهما السلام مى پرسند». 

[۲]: تأويل الآيات: ۴۹۲/۲ ح ۱، تفسير برهان: ۱۷/۴ ح ۵.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۵۱] 

 

۱۵ - زلفه، امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه «فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سيئَتْ وُجُوهُ الَّذينَ كَفَرُوا » [۷] ؛ «هنگامى كه وعده الهى را از نزديك مى بينند چهره كافران زشت و سياه مى گردد»، مى فرمايد: 

هنگامى كه در روز رستاخيز كافران مقام و منزلت على عليه السلام را در پيشگاه خداى متعال مى بينند ؛ (از ناراحتى) چهره هايشان سياه مى گردد. [۸] 

۱۶ - نعمت، امير مؤمنان على عليه السلام مى فرمايد: 

أنا واللَّه! نعمة اللَّه الّتي أنعم اللَّه تعالى على عباده، وبي وبأهل 

بيتي يفوز من فاز يوم القيامة. [۱] 

سوگند به خدا! منم آن نعمتى كه خداوند متعال آن را بر بندگانش ارزانى داشت، هر كه در روز رستاخيز به سعادت مى رسد به وسيله من و خاندان من است.

----------

[۷]: سوره ملك، آيه ۲۷. 

[۸]: تأويل الآيات: ۷۰۴/۲ ح ۴، تفسير برهان: ۳۶۵/۴ ح ۴. 

 

[۱]: تفسير قمى: ۳۷۱/۱، بحار الأنوار: ۵۱/۲۴ ح ۲ و۳.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۵۲] 

 

۱۹ - مؤذّن ؛ پيشواى هفتم امام كاظم عليه السلام در تفسير آيه شريفه «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظالِمينَ » [۵] ؛ «در اين هنگام ندادهنده اى در ميان آنان ندا مى دهد كه: لعنت خدا بر ستمگران باد»، مى فرمايد: 

«مؤذّن» (ندا دهنده)، امير مؤمنان على عليه السلام است. [۶]

----------

[۵]: سوره اعراف، آيه ۴۴. 

[۶]: تفسير برهان: ۱۶/۲ ح ۱ و ۲.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۵۳] 

 

۲۴ - كسى كه علم كتاب نزد اوست ؛ امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه « قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ » [۱] ؛ «بگو: كافى است كه خداوند، و كسى كه علم كتاب نزد اوست ميان من و شما گواه باشند»، مى فرمايد: 

هو عليّ بن أبي طالب عليه السلام وما كان علم الكتاب إلّا عنده. 

منظور علىّ بن ابى طالب عليه السلام است و علم كتاب جز نزد او نبوده است.

----------

[۱]: سوره رعد، آيه ۴۳.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۵۵] 

 

۲۶ - مؤمن ؛ امام باقر عليه السلام در تفسير آيه شريفه «أَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لايَسْتَوُونَ » [۴] ؛ «آيا كسى كه مؤمن است همچون كسى است كه فاسق است؟ نه، هرگز اين دو برابر نيستند»، مى فرمايد: 

مراد از «مؤمن»، در آيه شريفه علىّ بن ابى طالب عليه السلام و «فاسق» همان وليد بن عقبه مى باشد. 

۲۷ - عهد ؛ امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه «لايَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً » [۵] ؛ «آنان هرگز مالك شفاعت نيستند، مگر كسى كه نزد خداى رحمان عهد و پيمانى دارد»، مى فرمايد: 

منظور از «عهد و پيمان» ؛ ولايت امير مؤمنان على عليه السلام و امامان معصوم پس از على عليهم السلام است. [۶] 

۲۸ - ودّ و مبشّر به؛ در تفسير آيه شريفه «إنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً» ؛ «به راستى كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دل‌ها قرار مى دهد»، روايت شده كه منظور امير مؤمنان على عليه السلام است، [۱]

----------

[۴]: سوره سجده، آيه ۱۸. 

 

[۵]: سوره مريم، آيه ۸۷. 

[۶]: تأويل الآيات: ۳۰۷/۱ ضمن ح ۱۳. 

 

[۱]: در روايت ديگرى امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه شريفه فرموده است: فما من مؤمن إلاّ وفي قلبه حبّ لعليّ عليه السلام؛ مؤمنى نيست مگر آنكه در دلش محبّت و دوستى على عليه السلام مى باشد. «تفسير برهان: ۳۷۱/۶ ح ۲۱»

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۵۵] 

 

۳۲ - سبيل اللَّه ؛ پيشواى ششم، امام صادق عليه السلام در تفسير فرمايش خداى متعال: «الَّذينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّه » [۶] ؛ «آنان كه كافر شدند و مردم را از راه خدا باز داشتند»، مى فرمايد: 

هم بنو اُميّة صدّوا عن ولاية أميرالمؤمنين عليه السلام وولاية أولاده، وهو سبيل اللَّه الّذي من تبعه كفى عذاب الجحيم. 

منطور از آنان بنى اميّه بودند كه مردم را از ولايت اميرمؤمنان على عليه السلام و ولايت فرزندانش بازداشتند، و او همان راه خدا است كه هر كس از او پيروى كند از عذاب دوزخ در امان است. [۷] 

۳۳ - نور ؛ امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه «قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً » [۱] ؛ «براى شما دليل و برهان روشنى از جانب پروردگارتان آمد و نور آشكارى براى شما فرود آورديم»، مى فرمايد: 

«برهان و دليل»؛ رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم، و «نور آشكار» علىّ بن ابى طالب عليه السلام است. [۲] 

۳۴ - حبل اللَّه ؛ امام موسى كاظم عليه السلام در تفسير آيه شريفه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً » [۳] ؛ «همگى به ريسمان خدا چنگ بزنيد»، مى فرمايد: 

منظور از «حبل خدا» علىّ بن ابى طالب عليه السلام است پس به آن حضرت چنگ بزنيد و از ولايت او پراكنده نشويد. [۴]

----------

[۶]: سوره محمّد صلى الله عليه وآله وسلم، آيه ۱. 

 

[۷]: نظير اين روايت در «تفسير قمى: ۳۰۰/۲» و «بحار الأنوار: ۸۶/۳۶ ح ۱۳» نقل گرديده است. 

[۱]: سوره نساء، آيه ۱۷۴. 

 

[۲]: تأويل الآيات: ۱۴۴/۱ ح ۲۷. لازم به ذكر است كه در متن اصلى كتاب «القطره» پس از علىّ بن ابى طالب عليهما السلام قرآن مجيد نيز ذكر شده است. 

[۳]: سوره آل عمران، آيه ۱۰۳. 

[۴]: تفسير عيّاشى: ۱۹۴/۱ ح ۱۲۲، بحار الأنوار: ۱۵/۳۶ ح ۱.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۵۷] 

 

۳۷ - سابق مقرّب؛ امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ × اُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» [۳] ؛ «پيشگامان پيشگام هستند، آنان مقرّبانند» مى فرمايد: 

اين آيه به خصوص در شأن امير مؤمنان على عليه السلام نازل گشته، چرا كه آن حضرت بر ايمان از همه مردم پيشى گرفته و خداوند متعال بدين آيه او را مدح فرموده است. [۴]

----------

[۳]: سوره واقعه آيه ۱۰ و ۱۱. 

 

[۴]: تفسير اين روايت در «تأويل الآيات: ۶۴۲/۲ ح ۵» از امام صادق عليه السلام نقل شده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۵۹] 

 

۴۰ - عروة الوثقى ؛ در روايت مسندى در تفسير آيه شريفه «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى» [۶] ؛ «در واقع به دستگيره محكمى چنگ زده»، آمده است كه حضرتش فرمود: 

منظور از «عروة الوثقى؛ دستگيره محكم» امير مؤمنان على عليه السلام و امامان از فرزندان آن حضرت عليهم السلام مى باشد. [۱] 

۴۱ - فضل و برترى؛ امام ابى الحسن عليه السلام در تفسير آيه شريفه «وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلّا قَليلاً» [۲] ؛ «واگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود جز عدّه اندكى همگى از شيطان پيروى مى كرديد»، مى فرمايد: 

«رحمت» رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و «فضل» امير مؤمنان على عليه السلام است. [۳]

----------

[۶]: سوره بقره، آيه ۲۵۶. 

[۱]: تفسير برهان: ۲۴۳/۱ ح ۶ و ۹. 

 

[۲]: سوره نساء، آيه ۸۳. 

[۳]: در «تفسير برهان: ۳۹۸/۱ ح۲ و ۳» آمده: امام ابى الحسن عليه السلام مى فرمايد: منظور از «فضل« رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و «رحمت او» علىّ بن ابى طالب عليهما السلام است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۶۱] 

 

۴۵ - تصديق كننده ؛ پيشواى هفتم امام صادق عليه السلام در تفسر آيه شريفه «وَالَّذي جاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ» [۴] ؛ «و كسى كه به صدق و راستى آمد و كسى كه او را تصديق كرد»، مى فرمايد: 

آن كه به راستى از جانب خدا آمد، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بود و آن كه او را در اين امر تصديق نمود على بن ابى طالب عليه السلام بود. [۵]

----------

[۴]: سوره زمر، آيه ۳۳. 

[۵]: تأويل الآيات: ۵۱۷/۲ ح ۱۸، كشف اليقين: ۱۲۰.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۶۲] 

 

۴۷ - نجوا كننده ؛ پيشواى ششم امام صادق عليه السلام در تفسير فرمايش خداى متعال: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً» [۳] ؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! هنگامى كه مى خواهيد با رسول اللَّه نجوا كنيد، پيش از آن صدقه اى بدهيد»، مى فرمايد: 

اين آيه شريفه در شأن اميرالمؤمنين عليه السلام نازل شده، زيرا كه دستور آمده بود كه هر كس بخواهد با پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم نجوا كند بايستى صدقه اى در راه خدا مى پرداخت. 

به همين جهت، ثروتمندان به جهت بخل نمودن در اموالشان و فقيران به جهت فقر و ناداريشان از نجوا با رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم امتناع ورزيدند. 

امير مؤمنان على عليه السلام داراى ده درهم و دو رأس گوسفند بود، آن حضرت با ده درهم، ده مرتبه با رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نجوا فرمود و آن دو رأس گوسفند را ذبح كرده و در راه خدا صدقه داد و كسى جز آن حضرت، موفّق به اين عمل نشد، پس اين آيه در حقّ حضرتش نازل شد: 

«ءَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ» [۱] . 

آيا ترسيديد فقير شويد كه از دادن صدقات پيش از نجوا، خوددارى كرديد؟ 

پس خداى متعال اين آيه را نسخ كرد و تنها امير مؤمنان على عليه السلام به اين عمل موفّق گرديد. [۲] 

۴۸ - منتظر؛ امام باقر عليه السلام در تفسير آيه شريفه «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ» [۳] ؛ «برخى به پيمان خود وفا نمودند و برخى در انتظارند»، مى فرمايد: 

اين آيه شريفه در شأن حضرت حمزه، حضرت على عليه السلام و حضرت جعفر نازل شده است كه مراد از «برخى به پيمان خود وفا نمودند» حضرت حمزه و جعفر است و مراد از «و برخى در انتظارند» على عليه السلام است كه منتظر شهادت بود و خداوند بر او و خاندانش درود فرستد و عذاب قاتل آن حضرت را چندين برابر نمايد. [۴]

----------

[۳]: سوره مجادله، آيه ۱۲. 

 

 

[۱]: سوره مجادله، آيه ۱۳. 

[۲]: العمدة: ۱۸۷. اين روايت در «كشف اليقين: ۱۰۴» (به طور اختصار) نقل گرديده و نظير اين روايت نيز در «تفسير برهان: ۳۰۹/۴ ح ۷» نقل شده است. 

[۳]: سوره احزاب، آيه ۲۳. 

 

[۴]: تفسير برهان: ۳۰۲/۳ ح۴.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۶۳] 

 

۵۰ - رحمت ؛ امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه «يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ في رَحْمَتِهِ» [۲] ؛ «هر كس را بخواهد در رحمت خود وارد مى كند»، مى فرمايد: 

ولاية أميرالمؤمنين عليه السلام هو رحمة اللَّه على عباده، من دخل فيها كان من الناجين المقرّبين، ومن تخلّف عنها كان من الهالكين. 

ولايت امير مؤمنان على عليه السلام همان رحمت خدا بر بندگان است، كسى كه ولايت حضرتش را بپذيرد از نجات يافتگان و مقرّبان خواهد بود، و كسى كه از پذيرفتن آن سرباز زند از هلاك شوندگان خواهد شد. [۳]

----------

[۲]: سوره انسان، آيه ۳۱. 

 

[۳]: تفسير فرات: ۵۲۹ ح۴.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۶۵] 

 

۵۵ - كلمه تامّه ؛ امام صادق عليه السلام مى فرمايد: 

همانا امام در شكم مادر مى شنود، وقتى از مادر متولّد مى شود بر بازوى راستش نوشته شده: «وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً » [۵] ؛ «و كلمه پروردگار تو با صدق و عدل به حدّ تمام رسيد». 

و هنگامى كه رشد كرد و بزرگ شد، استوانه اى از نور از آسمان تا زمين برايش ترتيب داده مى شود تا به وسيله آن، اعمال بندگان را ببيند، و به راستى على عليه السلام كلمه اى از اين كلمات تامّه بودند. [۱]

----------

[۵]: سوره انعام، آيه ۱۱۵. 

 

[۱]: بحار الأنوار: ۳۹/۲۵ ح۷.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۶۷] 

 

۵۸ - قول اختلاف شده؛ امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه «إنَّكُمْ لَفي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ» [۶] ؛ «شما در گفتارى مختلف و گوناگون هستيد»، مى فرمايد: 

مقصود آن است كه چون خداى متعال آنان را به ولايت امير مؤمنان على عليه السلام خبر داد؛ آنها اختلاف نمودند. [۷] 

و در مورد آيه شريفه «وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» [۱] ؛ «گفتار خودتان را پنهان نماييد يا آشكار، او به آنچه در سينه هاست آگاه است»، مى فرمايد: 

يعنى خداى متعال از باطن شما آگاه است و مى داند كه چه كينه‌ها و دشمنى هايى براى آن حضرت پنهان نموده ايد. 

و در مورد آيه شريفه «وَلَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ » [۲] ؛ «ما آيات قرآن را پشت سر هم بر آنان آورديم»، فرمود: 

معنايش اين است كه امامى را پس از امامى آورديم. [۳]

----------

[۶]: سوره ذاريات، آيه ۸. 

 

[۷]: همانند اين روايت در «تفسير برهان: ۲۳۱/۴ ح۳» از ابا جعفر عليه السلام نقل شده است. 

[۱]: سوره ملك، آيه ۱۳. 

 

[۲]: سوره قصص، آيه ۵۱. 

[۳]: تأويل الآيات: ۴۲۰/۱ ح ۱۴.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۶۷] 

 

۵۹ - انسان ؛ امام رضا عليه السلام در تفسير آيه شريفه «اَلرَّحْمنُ × عَلَّمَ الْقُرْآنَ × خَلَقَ الْإِنْسانَ × عَلَّمَهُ الْبَيانَ» [۴] ؛ «خداى رحمان × كه قرآن را تعليم فرمود × انسان را آفريد × و به او بيان را آموخت»، مى فرمايد: 

منظور از «انسان» امير مؤمنان على عليه السلام است كه خداى سبحان همه مايحتاج مردم را به او آموخت. [۵] 

۶۰ - حيات و زندگى ؛ امام باقر عليه السلام در تفسير آيه شريفه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا للَّهِِ وَللِرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ» [۶] ؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! دعوت خدا و پيامبر را پاسخ دهيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى كه حيات و زندگى مى بخشد، مى خواند»، مى فرمايد: 

اين آيه شريفه راجع به ولايت امير مؤمنان على عليه السلام نازل شده (كه همانا ولايت آن حضرت، موجب حيات ابدى و سعادت دائمى مى باشد). [۷] 

تجارتى كه خداوند كه در كتابش به آن راهنمائى فرموده است. [۲] 

و ابن عبّاس در تفيسر آيه شريفه «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ» [۳] ؛ «و هر كس از خدا و پيامبرش اطاعت كند و از خداوند بترسد و تقوا پيشه كند»، گويد: 

اين آيه در شأن علىّ بن ابى طالب عليه السلام نازل شده است. [۴]

----------

[۴]: سوره الرحمان، آيه ۴ - ۱. 

 

[۵]: تأويل الآيات: ۶۳۰/۲ ضمن ح۲ (با اندكى تفاوت). 

[۶]: سوره انفال، آيه ۲۴. 

[۷]: الكافى: ۲۴۸/۸ ح ۳۴۹. 

 

[۲]: تفسير برهان: ۳۳۰/۴ ح۱ (با تفاوت در الفاظ). 

[۳]: سوره نور، آيه ۵۲. 

[۴]: تفسير برهان: ۱۴۵/۳ ح۴.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۶۹] 

 

۶۳ - سِلْم ؛ امام باقر عليه السلام در تفسير آيه شريفه «يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كافَّةً» [۲] ؛ «اى كسانى كه ايمان آورديد! همگى در صلح و آشتى درآييد»، مى فرمايد: 

منظور از «سِلْم» ولايت امير مؤمنان على عليه السلام و ولايت امامان از فرزندان آن حضرت است. 

سپس فرمود: أقبلوها كافّة ولاتنكروها. 

همگى به ولايت آنان روى آوريد، و آن را انكار نكنيد. [۳]

----------

[۲]: سوره بقره، آيه ۲۰۸. 

 

[۳]: تفسير برهان: ۲۰۸/۱ ح۶ ۳ و ۱۲.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۷۰] 

 

۶۴ - يمين ؛ كثير گويد: امام صادق عليه السلام در مورد آيه شريفه «وَأمَّا إنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمينِ» [۱] ؛ «و امّا اگر از اصحاب يمين باشد»، فرمود: 

منظور از «يمين» امير مؤمنان عليه السلام، «و اصحاب يمين» همان شيعيان آن حضرت هستند. [۲] 

۶۵ - آسمان ؛ ابوبصير گويد: امام صادق عليه السلام در مورد آيه شريفه «ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالْأرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَرُوا» [۳] ؛ «ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آنهاست بيهوده نيافريديم؛ اين گمان كسانى است كه كفر ورزيدند»، فرمود: 

«آسمان» مدحى براى على عليه السلام است و «زمين» فاطمه عليها السلام است «و مابين آن دو» يعنى امامان از فرزندان آن حضرت عليهم السلام است. 

۶۶ - ايمان ؛ ابوحمزه ثمالى گويد: از مولايم امام باقر عليه السلام در مورد آيه شريفه «وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» [۴] ؛ «و هر كس آنچه را كه بايد ايمان بياورد انكار كند اعمال او تباه مى گردد»، پرسيدم، حضرت فرمود: 

مقصود از «ايمان» عليّ بن ابى طالب عليه السلام است. 

و در مورد آيه شريفه «وَلكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَزَيَّنَهُ في قُلُوبِكُمْ» ؛ «و ليكن خداوند ايمان را محبوب شما قرار داد و آن را در قلوب شما زينت داد»، فرمود: 

منظور از «ايمان» امير مؤمنان على عليه السلام است، 

«وَكَرِهَ إلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيانَ» [۵] ؛ «و كفر و فسق و عصيان را مورد نفرت شما قرار داد»، مقصود ولايت دشمنان آن حضرت است ؛ 

كسانى كه بر او پيشى گرفتند (و حقّ حضرتش را غصب نمودند). [۱] 

۶۷ - كلمه تقوا ؛ مالك گويد: به امام رضا عليه السلام عرض كردم: معناى كلمه تقوا در آيه شريفه «وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَكانُوا أَحَقَّ بِها وَأهْلَها» [۲] ؛ «و آنان را به حقيقت تقوا ملزم نمود و آنان از هر كسى شايسته تر و اهل آن بودند» چيست؟ حضرت فرمود: 

همان ولايت امير مؤمنان على عليه السلام است. [۳] 

۶۸ - امانت ؛ ابو بصير گويد: از امام صادق عليه السلام راجع به آيه شريفه «إنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أنْ تُؤَدُّوا الْأماناتِ إِلى أَهْلِها» [۴] ؛ »خداوند به شما فرمان مى دهد كه امانت‌ها را به صاحبانش بدهيد»، پرسيدم. حضرت فرمود: 

هي واللَّه! ولاية أميرالمؤمنين عليه السلام وما أخذ عليهم من العهد بالبيعة له والأئمّة من ولده عليهم السلام. 

سوگند به خدا! (امانت) همان ولايت امير مؤمنان على عليه السلام است و همان است كه پيمان گرفته شده از مردم كه با او و امامان ديگر از فرزندان او عليهم السلام بيعت نمايند. [۵]

----------

[۱]: سوره واقعه، آيه ۹۰. 

 

[۲]: تفسير برهان: ۲۸۵/۴ ح۴. 

[۳]: سوره ص، آيه ۲۷. 

 

[۴]: سوره مائده، آيه ۵. 

 

[۵]: سوره حجرات، آيه ۷. 

[۱]: تفسير برهان: ۲۰۶/۴ ح ۲ و ۶. 

[۲]: سوره فتح، آيه ۲۶. 

 

[۳]: تأويل الآيات: ۵۹۵/۲ ح ۸، بحار الأنوار: ۱۸۰/۲۴ ح ۱۳. 

[۴]: سوره نساء، آيه ۵۸. 

 

[۵]: نظير اين روايت در بحار الأنوار: ۲۷۶/۲۳ ح ۸ نقل شده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۷۱] 

 

۷۰ - ساعت ؛ ابو صامت گويد: امام صادق عليه السلام مى فرمايد: 

إنّ الليل والنهار اثنتا عشرة ساعة، وإنّ عليّ بن أبي طالب عليه السلام أشرف ساعة من تلك الساعات. 

همانا شب و روز دوازده ساعت است كه به راستى علىّ بن ابى طالب عليه السلام شريف ترين ساعت از آن ساعات است. 

و اين است فرمايش خداى متعال كه مى فرمايد: 

«بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعيراً» [۱] . 

«بلكه آنان قيامت و روز رستاخيز را تكذيب كردند، و ما براى كسى كه قيامت را تكذيب كند، آتشى شعله ور تهيّه كرده ايم». [۲]

----------

[۱]: سوره فرقان، آيه ۱۱. 

[۲]: تفسير برهان: ۱۵۷/۳ ح۳.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۷۳] 

 

۷۳ - آب گوارا ؛ جميل بن درّاج گويد: از امام صادق عليه السلام در مورد تفسير آيه شريفه «قُلْ أَرَأَيْتُمْ إنْ أصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتيكُمْ بِماءٍ مَعينٍ» [۲] ؛ «بگو: اگر آب سرزمين شما فرو رود چه كسى مى تواند آب گوارا در دسترس شما قرار دهد؟ »، پرسيدم. حضرت فرمود: 

أرأيتم إن أذهب اللَّه تعالى عنكم إمامكم فمن يأتيكم بإمام من بعده، يبيّن لكم ما اختلفتم فيه؟ 

آيا گمان داريد كه هر گاه خداى متعال امام شما را از ميان بردارد چه كسى براى شما امام و پيشوا آورد تا مسائلى را كه در آن اختلاف داريد، بيان نمايد؟! [۳] 

۷۴ - احسن ؛ ابوبصير گويد: از امام صادق عليه السلام راجع به آيه شريفه «وَاتَّبَعُوا أَحْسَنَ ما اُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ» [۴] ؛ «و از بهترين دستورهايى كه از سوى پروردگارتان بر شما فرود مى آيد، پيروى كنيد»، پرسيدم. حضرت فرمود: 

هي ولاية أميرالمؤمنين عليه السلام وما علم اللَّه تعالى فيه من مصالح الاُمّة. 

منظور پيروى از ولايت امير مؤمنان على عليه السلام است و آنچه خداوند متعال در آن مصلحت امّت را مى داند. [۵]

----------

[۲]: سوره ملك، آيه ۳۰. 

 

[۳]: نظير اين روايت در «تأويل الآيات: ۷۰۸/۲ ح ۱۵» از يحيى حلبى از امام صادق عليه السلام نقل گرديده است. 

[۴]: سوره زمر، آيه ۵۵. 

 

[۵]: تفسير قمى: ۲۵۰/۲، بحار الأنوار: ۱۹۴/۲۴ ح ۱۴.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۷۴] 

 

۷۶ - اُمّت ؛ حمزه گويد: امام باقر عليه السلام در تفسير آيه شريفه «وَمِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ» [۲] ؛ «و از آنها كه آفريديم گروهى به سوى حق هدايت مى كنند، و به حق اجراى عدالت مى نمايند»، مى فرمايد: 

منظور از «امّت» علىّ بن ابى طالب عليه السلام است كه خداوند متعال او را امّت ناميد، چنان كه ابراهيم عليه السلام را در آيه شريفه «إِنَّ إِبْراهيمَ كانَ اُمَّةً قانِتاً للَّهِِ» [۳] ؛ «همانا ابراهيم عليه السلام به تنهايى امّتى بود مطيع فرمان خدا» امّت ناميد. [۴]

----------

[۲]: سوره اعراف، آيه ۱۸۱. 

[۳]: سوره نحل، آيه ۱۲۰. 

[۴]: نظير اين روايت در «تفسير عيّاشى: ۴۲/۲ ح ۱۲۰» از حمران از امام باقر عليه السلام و در «تفسير برهان: ۵۳/۲ ح ۴» با سند ديگرى نقل شده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۷۵] 

 

۷۸ - استقامت ؛ جابر گويد: از امام صادق عليه السلام در مورد آيه شريفه «إِنَّ 

الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَنْ لاتَخافُوا وَلاتَحْزَنُوا» [۱] ؛ «به راستى آنان كه گفتند: پروردگار ما خداوند است، سپس استقامت نمودند، فرشتگان بر آنان فرود مى آيند كه: نترسيد و غمگين نباشيد»، پرسيدم؟ حضرت فرمود: 

اين آيه در شأن علىّ بن ابى طالب عليه السلام و امامان از فرزندان آن حضرت و شيعيانش نازل شده است. [۲]

----------

[۱]: سوره فصّلت، آيه ۳۰. 

 

[۲]: نظير اين روايت در «تفسير برهان: ۱۱۰/۴ ح ۸» از ابو بصير نقل شده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۷۶] 

 

۸۲ - طريقه ؛ ابو حمزه گويد: از امام باقر عليه السلام راجع به آيه شريفه «وَأَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً» [۵] ؛ «و اينكه اگر آنان در آن راه 

كه او داناى غيبهاست»، فرمود: 

الحقّ أميرالمؤمنين عليه السلام والأئمّة من ولده عليهم السلام. 

حق، امير مؤمنان على عليه السلام و پيشوايان از فرزندان آن حضرت عليهم السلام است.

----------

[۵]: سوره جنّ، آيه ۱۶.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۷۸] 

 

راجع به اين آيه شريفه پرسيدم: 

«وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ - يعني بولاية عليّ بن أبي طالب عليه السلام - وَمَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ - بتركها - » [۵] . 

«بگو: اين حق از جانب پروردگارتان است، هر كس مى خواهد ايمان بياورد» ؛ (فرمود: ) يعنى به ولايت على بن ابى طالب عليهما السلام ؛ «و هر كس مى خواهد كافر گردد» (فرمود: ) با نپذيرفتن آن». 

باز از حضرتش راجع به اين آيه پرسيدم: 

«بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ» [۱] ؛ 

«بلكه او حق را براى آنان آورده ؛ ولى بيشترشان از حق كراهت دارند»، [فرمود: ] (يعنى) بيشتر آنها ولايت آن حضرت را دوست نمى دارند. [۲]

----------

[۵]: سوره كهف، آيه ۲۹. 

 

[۱]: سوره مؤمنون، آيه ۷۰. 

[۲]: نظير اين روايت در «المناقب: ۶۱/۳» نقل شده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۷۹] 

 

۸۸ - نفس مطمئنّه ؛ عبدالرحمان بن حجّاج گويد: 

امام صادق عليه السلام در تفسير آيات شريفه «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ × إِرْجِعي إلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً × فَادْخُلي في عِبادي × وَادْخُلي جَنَّتي» [۱] ؛ «اى نفس قدسى مطمئن × به سوى پروردگارت باز آى كه تو از او و او از تو راضى و خشنود است × پس در صف بندگان خاصّ من در آى × و وارد بهشت من شو»، مى فرمايد: 

يعني نفس أميرالمؤمنين عليه السلام راضية بما رأت في وليّها، ومرضيّة فيما رأت في عدوّها. 

مقصود نفس امير مؤمنان على عليه السلام است كه آنچه در دوست خودش (از نعم و مقام) مى بيند خشنود است و آنچه (از پستى و عذاب) در دشمن خود مى بيند، خشنود است. [۲] 

۸۹ - إمام ؛ داوود بن سليمان گويد: 

امام رضا عليه السلام حديثى را از پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم براى من نقل كرده كه پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم راجع به آيه شريفه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ اُناسٍ بِإِمامِهِمْ» [۳] ؛ «روزى كه ما همه گروه‌ها را با پيشوايانشان دعوت مى كنيم»، فرمودند: 

اين آيه در شأن علىّ بن ابى طالب عليه السلام و فرزندان آن حضرت نازل شده است كه روز قيامت هر اُمّتى با امام زمانشان، كتاب پروردگارشان و سنّت پيامبرشان فرا خوانده مى شوند. [۴] 

آنگاه پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند: 

يا عليّ! أنت سيّد الوصيّين وإمام المتّقين وأميرالمؤمنين وقائد الغرّ المحجّلين ويعسوب الدين. 

اى على! تو آقاى جانشينان، پيشواى پرهيزگاران، امير مؤمنان، رهبر رو سفيدان و رئيس بزرگ دين هستى. 

گفته شد: اى رسول خدا! مگر شما امام و پيشواى همه مردم نيستيد؟ 

حضرت فرمودند: 

أنا رسول اللَّه إلى الناس أجمعين، ولكن سيكون من بعدي أئمّة على الناس من أهل بيتي، يقومون في الناس بالعدل، وتظلمهم أئمّة الكفر وأشياعهم وأتباعهم. ألا فمن والاهم واتبعهم وصدّقهم فهو منّي ومعي وسيلقاني، ألا ومن ظلمهم وأعان على ظلمهم وكذّبهم، فليس منّي ولا معي وأنا منه بري ء. 

من از جانب خدا به سوى همه مردم فرستاده شده‌ام ؛ ولى پس از من، از خاندانم امامانى بر مردم خواهند بود، ايشان در ميان مردم با عدل قيام مى كنند، ولى امامان كفر و پيروانشان بر آنها ستم مى نمايند. 

آگاه باشيد! هر كس آنها را دوست بدارد و از آنها پيروى كند و تصديقشان نمايد از من است و با من خواهد بود و مرا ملاقات خواهد كرد. 

آگاه باشيد! و هر كس بر آنان ستم نمايد و ستمگران را در ستم به آنها يارى كند و آنان را تكذيب نمايد از من نيست و همراه من نخواهد بود و من از او بيزارم. [۱]

----------

[۱]: سوره فجر، آيه ۳۰ - ۲۷. 

 

[۲]: نظير اين روايت در «تأويل الآيات: ۷۹۵/۲ ح ۶» از عبدالرحمان بن سالم نقل شده است. 

[۳]: سوره إسراء، آيه ۷۱. 

 

[۴]: تأويل الآيات: ۲۸۲/۱ ح ۱۶، المناقب: ۶۵/۳. 

 

 

[۱]: تأويل الآيات: ۲۸۳/۱ ح ۱۹.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۸۱] 

 

۹۰ - ملقى ؛ (به دوزخ اندازنده) ؛

از عبايه ربعى نقل شده كه گويد: از على عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: 

أنا قاسم الجنّة والنار أقول: هذا لي وهذا لك. 

منم تقسيم كننده بهشت و دوزخ كه به دوزخ مى گويم: اين براى من و آن براى توست. 

اين در حالى است كه ابوذر و رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بر صراط مى نشينند، پس هر كس نبوّت پيامبر و ولايت مرا انكار كند به دوزخ افكنده مى شود و اين است فرمايش خداى متعال كه مى فرمايد: «أَلْقِيا في جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنيدٍ» ؛ «هر كافر معاند را در دوزخ افكنيد». 

الكفّار من جحد نبوّة محمّد صلى الله عليه وآله وسلم، والعنيد من جحد ولايتي وعاندني. 

منظور از «كفّار» كسى است كه نبوّت حضرت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم را انكار كرده و «عنيد» كسى است كه ولايت مرا انكار كرده و با من دشمنى نموده است. [۲]

----------

[۲]: المناقب: ۱۵۷/۲، بشارة المصطفى: ۴۹، تفسير برهان: ۲۲۵/۴ ح ۱۱ و ۲۲۶ ح ۱۲.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۸۳] 

 

۹۱ - وعده داده شده ؛ محمّد بن على گويد: امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه «أَفَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقيهِ» [۲] ؛ «آيا كسى كه ما به او وعده نيكويى داديم كه به آن خواهد رسيد»، فرمود: 

الموعود عليّ بن أبي طالب عليه السلام وعده اللَّه تعالى أن ينتقم له من أعدائه في الدنيا، ووعده الجنّة له ولعترته ولأوليائه في الآخرة. 

وعده داده شده ؛ همان علىّ بن ابى طالب عليه السلام است كه خداوند متعال وعده فرموده به وسيله او در دنيا از دشمنانش انتقام بگيرد، و به او و خاندان و دوستانش در آخرت وعده بهشت داده است. [۳]

----------

[۲]: سوره قصص، آيه ۶۱. 

[۳]: تأويل الآيات: ۴۲۲/۱ ح ۱۸.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۸۴] 

 

۹۳ - صاحبان امر ؛ ابو مريم انصارى گويد: 

از امام باقر عليه السلام راجع به آيه شريفه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَأَطيعُوا الرَّسُولَ واُولي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» [۴] ؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خدا را اطاعت 

كنيد و از رسول و صاحبان امرتان اطاعت كنيد»، پرسيدم. حضرت فرمود: 

اين آيه در شأن علىّ بن ابى طالب عليه السلام و پيشوايان از فرزندان آن حضرت عليهم السلام نازل شده است. [۱]

----------

[۴]: سوره نساء، آيه ۵۹. 

[۱]: نظير اين روايت در «تفسير برهان: ۳۸۵/۱ ح ۳۲» از عبداللَّه بن عجلان نقل شده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۸۵] 

 

۹۵ - خانه ؛ سلمان بن جعفر گويد: 

از امام رضا عليه السلام راجع به آيه «رَبِّ اغْفِرْلي وَلِوالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتي مُؤْمِناً» [۵] «پروردگارا! مرا و پدر و مادر مرا و هر كس كه با ايمان وارد خانه من شود، بيامرز»، پرسيدم (كه مراد از «بيت» چيست؟ ). 

حضرت فرمود: 

إنّما عنى اللَّه تعالى بالبيت ولاية عليّ بن أبي طالب عليه السلام من دخل فيها دخل بيوت الأنبياء عليهم السلام. 

مقصود خداوند متعال از خانه و بيت، ولايت علىّ بن ابى طالب عليه السلام است كه هر كس وارد آن شود در واقع به خانه پيامبران وارد شده است. [۶]

----------

[۵]: سوره نوح، آيه ۲۸. 

 

[۶]: همانند اين روايت در تفسير برهان: ۳۹۰/۴ ح۱ از محمّد بن على حلبي، از امام الصادق عليه السلام نقل شده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۸۶] 

 

۹۶ - قربى، نزديكان ؛ ابو الحسن مثنّى گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: 

هنگامى كه آيه شريفه «قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أجْراً إلاَّ الْمَوَدَّةَ في الْقُرْبى» [۱] ؛ «من از شما پاداش رسالت نمى خواهم جز محبت و مودت براى خويشاوندانم» نازل شد ؛ پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم برخاست و فرمود: 

أيّها النّاس، إنّ اللَّه تعالى فرض عليكم فرضاً فهل أنتم مؤدّوه؟ 

اى مردم! همانا خداى متعال امرى را بر شما واجب فرموده آيا آن را ادا مى نماييد؟ 

كسى پاسخ نگفت. حضرت، فرداى همان روز در ميان جمعيّت برخاست و سخن خودش را تكرار فرمود، باز كسى از جمعيّت پاسخ نداد. 

روز سوّم نيز سخن خود را تكرار فرمود، باز كسى پاسخ نداد. 

فرمود: اى مردم! اين كه گفتم: خداوند پرداخت و اداى آن را بر شما لازم نموده طلا، نقره، خوردنى، آشاميدنى و پوشيدنى نيست. 

گفتند: اى رسول خدا! پس آن فرض و واجب چيست؟ 

فرمود: خداوند متعال اين آيه شريفه را بر من فرود آورد: 

«قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ في الْقُرْبى» ؛ «من از شما پاداش رسالت نمى خواهم جز محبّت و مودّت براى خويشاوندانم». 

گفتند: اگر اين است پس مى پذيريم. 

پيشواى ششم، امام صادق عليه السلام مى فرمايد: 

ما وفى منهم غير سبعة نفر: سلمان وأبوذر والمقداد وعمّار وجابر ومولى لرسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم وزيد بن أرقم، وإنّما عنى بالقربى أميرالمؤمنين عليه السلام والأئمّة من ولده عليهم السلام. 

كسى از آن مردم به اين عهد و پيمان وفا ننمود جز هفت نفر: كه عبارتند از: سلمان، ابوذر، مقداد، عمّار، جابر، غلام رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و زيد بن ارقم. 

و مقصود از «قربى و نزديكان» امير مؤمنان على عليه السلام و امامان از فرزندان آن حضرت عليهم السلام است. [۲]

----------

[۱]: سوره شورى، آيه ۲۳. 

 

 

 

[۲]: همانند اين روايت در بشارة المصطفى: ۲۳۱ و تفسير برهان: ۱۲۴/۴ ح ۱۴ (با تفاوت در سند) نقل شده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۸۷] 

 

۱۰۰ - سفيد روى ؛ ابى الخير گويد: در آن هنگام كه ابوذر به سوى ربذه تبعيد گرديد، و عازم به سوى ربذه بود با علىّ بن ابى طالب عليه السلام، مقداد، حذيفه، عمّار و عبداللَّه بن مسعود گرد آمدند. 

ابوذر گفت: آيا شما گواهى مى دهيد كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 

امّت من در روز قيامت با پنج پرچم در كنار حوض نزد من خواهند آمد: 

نخستين پرچم از آن گوساله (امّت) است، هنگامى كه پرچم را از دستش مى گيرم چهره خود و پيروانش سياه مى گردد و گامهايشان مى لرزد و قلبشان به طپش مى افتد. 

آنگاه عبداللَّه بن قيس با پرچمى وارد مى گردد، چون دست او را مى گيرم چهره خود و پيروانش سياه مى گردد و گامهايشان مى لرزد و قلبشان به طپش مى افتد. 

آنگاه پرچم مخدج وارد مى شود، چون دست او را مى گيرم چهره خود و پيروانش سياه مى گردد، گامهايشان مى لرزد و قلبشان به طپش مى افتد. 

آنگاه چهارمين پرچم وارد مى شود، مى گويم: شما نيز راه هم كيشانتان را برويد. 

آنان همگى با چهره هاى سياه باز مى گردند، و وارد حوض نگشته و جرعه اى از آن نمى نوشند. 

ثمّ يرد عليّ أميرالمؤمنين وقائد الغرّ المحجّلين، فأقوم وآخذ بيده فيبيض وجهه ووجوه أصحابه. 

فأقول: بماذا خلّفتموني في الثقلين بعدي؟ فيقولون: أتبعنا الأكبر وصدّقناه، ووازرنا الآخر ونصرناه، وقتلنا معه. 

فأقول: ردّوا فيشربون شربة لايظمأون أبداً وينصرفون مبيضّة وجوههم كالشمس الطالعة وكالقمر ليلة تمامه. 

آنگاه امير مؤمنان، رهبر سفيدرويان وارد مى شود، چون دست او را مى گيرم، در اين هنگام چهره خود و يارانش سفيد گشته و مى درخشد. 

مى گويم: پس از من با دو يادگار گرانبهاى من چگونه رفتار نموديد؟ 

مى گويند: از ثقل اكبر (كه قرآن كريم است) پيروى نموده و آن را تصديق كرديم، و ثقل اصغر (كه همان عترت پاك است) را يارى نموده و به همراه آنان جنگيديم. 

مى گويم: وارد حوض شويد. 

پس آنان وارد حوض كوثر مى شوند و شربتى از آن مى آشامند كه پس از آن هرگز تشنه نمى شوند، آنان با چهره هاى سفيد و نورانى كه همانند آفتاب درخشان و ماه شب چهاردهم تابان است، باز مى گردند. 

ابوذر رو به على عليه السلام و ديگر حاضران كرد و گفت: آيا شما بر اين حديث گواهى مى دهيد؟ 

گفتند: آرى. 

گفت: من نيز بر اين حديث گواهى مى دهم، آنگاه تأويل آيه شريفه «يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ» [۱] ؛ «روزى كه گروهى سفيد رو و گروه ديگرى سياه رو باشند»، را يادآورى نمود و حمد و سپاس از آن خداوند جهانيان است. [۲]

----------

[۱]: سوره آل عمران، آيه ۱۰۶. 

[۲]: نظير اين روايت با همين سند در «تفسير برهان: ۳۰۸/۱ ح ۱» آمده است.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۸۸] 

 

۸۵۰ / ۳۳ - در كتاب «سعد السعود» مى نويسد: ابن عبّاس گويد: 

روزى حضرت على عليه السلام به من فرمود: 

اى ابن عبّاس! وقتى نماز عشاء را خواندى در «جبانه» [۲] نزد من بيا. 

من نمازم را خواندم و در «جبانه» به حضور حضرتش رفتم. شب مهتابى بود، حضرت رو به من كرد و فرمود: 

ما تفسير الألف من الحمد، والحمد جميعاً؟ 

تفسير حرف «الف» از كلمه «الحمد» و خود كلمه «الحمد» چيست؟ 

من چيزى نمى دانستم تا پاسخ دهم. 

حضرت خودش لب به سخن گشود و ساعتى تمام در مورد تفسير آن سخن گفت، آنگاه پرسيد: 

فما تفسير اللام من الحمد؟ 

تفسير حرف «لام» كلمه «الحمد» چيست؟ 

گفتم: نمى دانم. حضرت ساعتى تمام در مورد تفسير حرف «لام» كلمه «الحمد» سخن گفت. سپس پرسيد: 

فما تفسير الحاء من الحمد؟ 

تفسير حرف «حاء» كلمه «الحمد» چيست؟ 

گفتم: نمى دانم. 

حضرت ساعتى تمام در تفسير حرف «حاء» كلمه «الحمد» سخن ايراد نمود. سپس فرمود: 

فما تفسير الميم من الحمد؟ 

تفسير حرف «ميم» كلمه «الحمد» چيست؟ 

عرض كردم: نمى دانم. 

باز حضرت ساعتى تمام در مورد حرف «ميم» كلمه «الحمد» سخن فرمود. باز پرسيد: 

فما تفسير الدال من الحمد؟ 

تفسير حرف «دال» كلمه «الحمد» چيست؟ 

عرض كردم: نمى دانم. 

حضرت راجع به تفسير حرف «دال» كلمه «الحمد» تا طلوع فجر سخن گفت. آنگاه رو به من نمود و فرمود: 

اى ابن عبّاس! برخير و به سوى خانه ات برو تا آماده نماز صبح گردى. 

من برخاستم در حالى كه احساس مى كردم همه سخنان حضرتش را فهميده ام. 

ابن عباّس گويد: من در مورد علم و دانش خودم به قرآن، نسبت به علم و دانش على عليه السلام به فكر فرو رفته و انديشيدم، متوجّه شدم كه دانش من در مقايسه با دانش آن حضرت، همانند بركه است در مقابل دريا. [۱] 

و در روايت ديگرى كه نقّاش نقل كرده، آمده است: ابن عبّاس گويد: دانش من و دانش همه اصحاب حضرت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم در مقايسه با دانش على عليه السلام همانند قطره اى در هفت دريا بود. [المناقب: ۳۰/۲، بحار الأنوار: ۱۴۷/۴۰.]

----------

[۲]: جبانه ؛ به زمين هموار، گورستان، صحرا و بيابان گفته مى شود. 

 

 

 

 

[۱]: سعد السعود: ۲۸۶ سطر ۱، بحار الأنوار: ۱۰۵/۹۲.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۲، صفحه ۲۹۲]