گلچین کتاب القطره آیت الله مستنبط ۴

نماز اول وقت:
بحرانى قدس سره در تفسير برهان ذيل آيه شريفه «سَنَشُدّ عَضُدَك بِأخيكَ وَنَجْعَل لَكُما سُلْطاناً» [۲] «بازوى تورا به برادرت قوى مى گردانيم و براى شما دو نفر حجّت و برهان و قدرت و توانائى قرار مى دهيم»، از انس نقل كرده است: 
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده خود را به طرف گروهى فرستاد، آنها بر او دشمنى كردند و او را كشتند. 
اين خبر به آن حضرت رسيد، اين بار على عليه السلام را به سوى آنها فرستاد، آن حضرت جنگجويان آنها را كشت وباقى مانده آنها را اسير كرد و وقتى كه در برگشتن به نزديك مدينه رسيد پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم او را ملاقات كرد و دربرگرفت و صورتش را بوسيد و فرمود: 
بأبي أنت و اُمّي من شدّ اللَّه به عضدى كما شدّ عضد موسى بهارون. 
پدر و مادرم فداى كسى كه خدا بازوى مرا به سبب او قوى كرد، همان طور كه بازوى موسى را به سبب هارون تقويت نمود. [۳]
----------
[۲]: سوره قصص، آيه ۳۵. 


[۳]: تفسير برهان: ۲۲۶/۳ ح ۱، به نقل از تأويل الآيات: ۴۱۵/۱ ح۶، بحار الأنوار: ۳۰۵/۳۸ سطر ۴ (با كمى اختلاف) به نقل از المناقب: ۲۲۸/۲.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۷۹] 

سيّد نعمت اللَّه جزائرى رحمه الله در كتاب «الأنوار النعمانيّة: ۳۰/۱» از پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل كرده است كه آن حضرت به امير مؤمنان على عليه السلام فرمود: «يا عليّ إنّ اللَّه تعالى قال لي: يا محمّد، بعثت عليّاً مع الأنبياء باطناً ومعك ظاهراً» ؛ «على جان ؛ خداوند تبارك و تعالى به من فرمود: اى محمّد ؛ على را با همه انبياء به طور پنهانى و با تو به طور علنى و آشكار همراه نمودم».
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۸۰] 

حضرت رضا عليه السلام نقل كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به على عليه السلام فرمود: 
من أحبّك كان مع النبيّين في درجاتهم يوم القيامة، ومن مات وهو يبغضك فلايبالي مات يهوديّاً أو نصرانيّاً. [۱] 
كسى كه تو را دوست داشته باشد روز قيامت با پيامبران محشور مى شود و در درجات آنها قرار مى گيرد، و كسى كه با دشمنى تو از دنيا رود، باكى نيست يهودى بميرد و يا نصرانى از دنيا رود.
----------
[۱]: عيون اخبار الرضاعليه السلام: ۵۸/۲ ح ۲۱۶، بحار الأنوار: ۷۹/۲۷ ح ۱۶، مسند الرضاعليه السلام: ۱۳۰/۱، أربعين منتجب الدين: ۶۳، إرشاد القلوب: ۵۲/۲ (ذيل حديث). جزرى شافعى در كتاب «أسنى المطالب: ۵۹» از شريك بن عبداللَّه نقل كرده است كه گفت: وقتى شخصى را ديدى كه علىّ بن ابى طالب عليه السلام را دوست ندارد بدان كه اصلش يهودى است. ۱۴) مائة منقبة: ۷۸ منقبت ۴۶، بحار الأنوار: ۱۶۶/۲۷ ح ۹۱، غاية المرام: ۵۱۲ ح ۱۹، إرشاد القلوب: ۸۲/۲ (با كمى اختلاف).
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۸۴] 

ابن عمر نقل مى كند كه گفت: از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم درباره على بن ابى طالب عليه السلام سئوال كرديم، حضرت خشمگين شده و فرمود: 
ما بال قوم يذكرون من له منزلة عند اللَّه كمنزلتي ومقام كمقامي إلّا النبوّة. 
چرا بعضى درباره كسى شك دارند كه درجه و مرتبه اش نزد خدا مثل درجه و مرتبه من است، و از همه مقامات من جز نبوّت برخوردار است. 
بعد فرمود: 
ألا ومن أحبّ عليّاً عليه السلام فقد أحبّني، ومن أحبّني رضي اللَّه عنه، ومن رضي اللَّه عنه كافاه بالجنّة. 
بدانيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است، و هر كه مرا دوست داشته باشد خدا از او راضى وخشنود است، و كسى كه خدا از او خشنود باشد پاداش او را بهشت قرار مى دهد. [۲] 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد فرشتگان براى او استغفار مى كنند و درهاى بهشت به روى او باز است تا از هر درى كه بخواهد بدون حساب وارد شود. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد خداوند پرونده عملش را به دست راست او دهد و همانند پيامبران به حساب او 
رسيدگى كنند. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد از دنيا خارج نمى شود تا از آب كوثر بياشامد و از درخت طوبى تناول نمايد و جاى خود را در بهشت ببيند. 
ألا ومن أحبّ عليّاً عليه السلام يهوّن اللَّه عليه سكرات الموت، ويجعل قبره روضة من رياض الجنّة. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد خدا جان كندن را بر او در هنگام مرگ آسان مى گرداند، و قبر او را باغى ازباغهاى بهشت قرار مى دهد. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد خدا به تعداد رگهاى موجود در بدنش به او حوريّه عطا كند و شفاعت او را درباره هشتاد نفر از اهل بيتش بپذيرد، و به تعداد موهاى بدنش در بهشت به او منزل عنايت كند. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را بشناسد و او را دوست داشته باشد خداوند ملك الموت را به سوى او بفرستد همان طور كه نزد پيامبران مى فرستد، و از او ترس و وحشت ديدن نكير و منكر را برطرف كند، و قبرش را روشن و به اندازه مسير هفتاد سال وسعت دهد، و با روى سفيد وارد قيامت شود. 
ألا ومن أحبّ عليّاً عليه السلام أظلّه اللَّه في ظلّ عرشه مع الصدّيقين والشهداء والصالحين، وآمنه من الفزع الأكبروأهوال يوم الصاخّة. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد خداوند او را در سايه عرش خود با صدّيقين و شهداء و صالحين ساكن گرداند، و او را از وحشت بزرگ و ترس هاى قيامت ايمن گرداند. 
آگاه باشيد، هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد خدا خوبى هاى او را قبول كند و از بدى هايش درگذرد، و در بهشت رفيق حمزه سيّدالشهداء عليه السلام عموى پيامبر باشد. 
ألا ومن أحبّ عليّاً عليه السلام أثبت اللَّه الحكمة في قلبه، وأجرى على لسانه الصواب، وفتح اللَّه له أبواب الرحمة. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد حكمت را در قلب او، و راستى و درستى را بر زبان او جارى سازد و درهاى رحمت خود را براى او 
باز كند. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد اسير خدا در زمين ناميده مى شود، و خداوند به وجود او بر فرشتگان و حاملان عرش خود مباهات مى كند. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد فرشته اى از زير عرش پروردگار ندا كند: اى بنده خدا ؛ عمل را دوباره آغاز كن، خداوند گذشته هاى تو رابخشيد و گناهانت را آمرزيد. 
ألا ومن أحبّ عليّاً عليه السلام جاء يوم القيامة ووجهه كالقمر ليلة البدر. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد، روز قيامت در حالي كه چهره اش همانند ماه شب چهاردهم مى درخشد درآن صحنه وارد مى شود. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد خداوند تاج كرامت را بر سر او و لباس عزّت را بر تن او بپوشاند. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد مانند برق زودگذر از صراط عبور كند و هيچ گونه سختى هنگام گذشتن از آن نبيند. 
ألا ومن أحبّ عليّاً عليه السلام كتب اللَّه له براءة من النار وبراءة من النفاق، وجوازاً على الصراط، وأماناً من العذاب. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد خداوند دورى از آتش و رهائى از نفاق و اجازه عبور از صراط و ايمن بودن از عذاب را براى او بنويسد. 
آگاه باشيد: هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد خداوند براى او پرونده اى باز نمى كند و ميزانى نصب نمى كند و به او گفته مى شود: بدون هر گونه حسابى به بهشت وارد شو. 
آگاه باشيد، هر كس على عليه السلام را دوست داشته باشد از حساب و ميزان و صراط در امان خواهد بود. 
ألا ومن مات على حبّ آل محمّد عليهم السلام صافحته الملائكة، وزارته أرواح الأنبياء، وقضى اللَّه له كلّ حاجة كانت له عنداللَّه تعالى. 
آگاه باشيد: هر كس با محبّت آل محمّد عليهم السلام از دنيا رود فرشتگان با او مصافحه كنند

 و ارواح پيامبران به زيارت او آيند وخداوند تمام 
خواهشهاى او را برآورده فرمايد. 
ألا ومن مات على بغض آل محمّد عليهم السلام مات كافراً. 
آگاه باشيد: هر كس با دشمنى آل محمّد عليهم السلام بميرد كافر از دنيا رفته است. 
آگاه باشيد: هر كس با دوستى آل محمّد عليهم السلام بميرد، با ايمان از دنيا رفته است و من بهشت را براى او ضمانت مى كنم. [۱] 
----------
[۲]: در كتاب «بشارة المصطفى صلى الله عليه وآله وسلم» بعد از اين جمله اضافه كرده است: «بدانيد، هر كس على عليه السلام را دوست بدارد خداوند نماز، روزه و ساير اعمالش راقبول مى كند و دعاى او را به اجابت مى رساند». 

[۱]: مائة منقبة: ۶۴ منقبت ۳۷، بحار الأنوار: ۱۱۴/۲۷ ح ۸۹. شيخ صدوق رحمه الله در كتاب فضائل الشيعة: ۴۵ ح۱، از ابو رجاء، از نافع، از ابن عمر (با كمى تفاوت) آن را نقل كرده است و مجلسى رحمه الله در بحار الأنوار: ۲۲۱/۷ح ۱۳۳، و ۲۷۷/۳۴ ذيل ح ۵۵ به نقل از فضائل الشيعة ذكر كرده است. اين حديث را طبرى رحمه الله در بشارة المصطفى: ۳۷ به سند خود از قتيبة بن سعيد، از حمّاد بن زيد، از عبدالرحمان سراج، از نافع، از ابن عمر روايت كرده و درآخر آن مى گويد: قتيبة بن سعيد ابو رجاء گفته است كه حمّاد بن زيد به اين حديث افتخار مى كرد و مى گفت: اين اصل است براى كسى كه به آن اقرار واعتراف كند. سيّد شرف الدين نجفى رحمه الله نيز آن را در كتاب تأويل الآيات: ۸۶۵/۲ ح۱ روايت كرده و بعد از آن مى گويد: به راوى اين حديث شريف با ديده بصيرت نظر كن كه چگونه از محبّت و دوستى اهل بيت عليهم السلام كه اهل شرف و بزرگوارى هستند عدول كرده و روى گردانيده است و اهل شقاوت و نفاق و كسانى كه آيات الهى را تبديل و تحريف كردند و لشكريان ابليس از او پيروى كرده اند.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۸۶] 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 

يا أباذرّ؛ إنّ اللَّه تعالى جعل على كلّ ركن من أركان عرشه سبعين ألف ملك ليس لهم تسبيح ولا عبادة إلّا الدعاء لعليّ عليه السلام وشيعته، والدعاء على أعدائه. 
اى ابوذر ؛ خداوند بر هر پايه اى از پايه هاى عرش خود هفتاد هزار فرشته قرار داده، تسبيح و عبادت آنها دعا كردن براى على عليه السلام و شيعيان، و نفرين كردن بر دشمنان آن حضرت است.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۹۱] 

اى ابوذر ؛ منكر ولايت على عليه السلام را روز قيامت مى آورند در حالي كه كر و كور و لال است، و در تاريكى هاى قيامت وارونه و نگونسار فرياد برمى آورد: «يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطتُ في جَنْبِ اللَّه» [۱] . 
«واحسرتا، اى واى بر من بر آنچه كوتاهى كردم در جنب پروردگار يعنى امير المؤمنين عليه السلام».
----------
[۱]: سوره زمر، آيه ۵۶.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۹۲] 

امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: 
الّذي عنده علم الكتاب هو أميرالمؤمنين. 
كسى كه نزد او علم تمام كتاب باشد اميرالمؤمنين عليه السلام است. 
سپس از آن حضرت سؤال شد: كسى كه نزد او علمى از كتاب است علم و دانش او بيشتر است يا آنكه نزدش علم تمام كتاب است؟ 
حضرت فرمود: 
ما كان علم الّذي عنده علم من الكتاب عند الّذي عنده علم الكتاب إلاّ بقدر ما تأخذه البعوضة بجناحها من ماء البحر. 
نيست علم كسى كه علمى از كتاب را دارد نسبت به علم آنكه علم تمام كتاب را دارد مگر به اندازه رطوبتى كه مگسى هنگام برخورد بالش با آب دريا از آن مى گيرد. [۱] 
مؤلّف رحمه الله گويد: كسى كه نزد او علمى از كتاب است مراد آصف بن برخيا وصىّ حضرت سليمان بن داود عليهما السلام است
----------
[۱]: تفسير قمى: ۳۶۷/۱، بحار الأنوار: ۱۶۰/۲۶ ح ۶ و ۴۲۹/۳۵ ح ۲. در اين حديث به دو آيه از قرآن كريم اشاره شده است: ۱ - سوره رعد، آيه ۴۳: «قُلْ كَفى بِاللَّه شَهيداً بَيْني وَبَيْنَكم وَمَن عِنْدَه عِلْمُ الكتاب» ؛ «بگو: كافى است كه گواه ميان من و شما، خداوند و كسى باشد كه علم كتاب در نزد او است». ۲ - سوره نمل آيه ۴۰: «وَقال الَّذي عِنْدَه عِلمٌ مِن الكتاب أنَا آتيكَ بِه قَبْلَ أنْ يَرْتَدَّ إليْكَ طَرْفُك» ؛ «كسى كه علمى از كتاب نزد او بود گفت: من آن را قبل از آنكه چشم برهم گذارى مى آورم».
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۹۶] 

سلمان فارسی گويد: [به امیرالمومنین علیه السلام] عرض كردم اى برادر رسول خدا ؛ كسى نماز را برپا داشته كه ولايت شما را برپا داشته باشد؟ فرمود: 
بلى اى سلمان ؛ شاهد آن و تصديق اين مطلب؛ فرمايش خداوند است كه در كتاب مجيدش فرموده است: «وَاسْتَعينُوا بِالصَّبْر وَالصَّلاة وَإنَّها لَكبيرَةٌ إلّا عَلَى الخاشِعين» [۱] . 
مراد از صبر در اين آيه شريفه، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم است و مقصود از «نماز» برپا داشتن ولايت من است، لذا فرموده است: «وإنّها لكبيرة» ضمير را مفرد آورده ونفرموده: «وإنّهما لكبيرة» كه ضمير را تثنيه بياورد، زيرا ولايت است كه تحمّل آن سخت است و فقط خاشعين مى توانند آن را بپذيرند، و خاشعين شيعيان عارف و آگاه هستند. 
و در خارج مى بينيم كه گروه هاى مختلف از مرجئه، قدريّه، خوارج، نواصب [۱] و غير اينها همگى به محمّد صلى الله عليه وآله وسلم اقرار و اعتراف دارند و در آن اختلافى ندارند وفقط درباره ولايت من است كه اختلاف كرده اند، آن را اكثراً انكار كرده اند و جز عدّه كمى نپذيرفته اند كه اين آيه به آنها اشاره فرموده است «وَإنَّها لَكبيرَةٌ إلّا عَلَى الخاشِعين». 
و در جاى ديگرى از قرآن؛ نبوّت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم و ولايت مرا اين گونه بيان مى كند: «وَبِئْرٌ مُعَطَّلَةٌ وَقَصْرٌ مَشيد» [۲] . 
«چاهى كه معطّل مانده و قصرى كه پابرجا و استوار است». 
مراد از «قصر» محمّد صلى الله عليه وآله وسلم است و «بئر معطّله» يعنى آن چاهى كه تعطيل شده ولايت من است، آن را تعطيل كردند و انكار كردند و از آن بهر بردارى نكردند. 
و كسى كه اقرار به ولايت من نداشته باشد اقرار او به نبوّت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم سودى برايش نمى بخشد، زيرا اين دو قرين يكديگرند،.

آن هنگامى كه ابوبكر را براى برائت از مشركين به طرف مكّه فرستاده بود، جبرئيل فرود آمد و عرض كرد: اى رسول خدا ؛ پروردگارت فرموده است آن را خودت و يا شخصى از خودت ابلاغ كند، مرا به دنبال ابوبكر فرستاد تا او را برگردانم، او به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم عرض كرد: آيا درباره من چيزى نازل شده؟ فرمود: نه، ولى اين كار را انجام نمى دهد مگر من يا على. 
اى سلمان و اى جندب ؛ من لايصلح لحمل صحيفة يؤدّيها عن رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم كيف يصلح للإمامة؟ 
كسى كه شايستگى ندارد دستورى را از طرف رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ابلاغ كند چگونه صلاحيّت امامت و پيشوائى مردم را خواهد داشت؟

سپس فرمود: اى سلمان و اى جندب ؛ عرض كردند: بلى اى امير مؤمنان، فرمود: 
منم كه نوح را در كشتى به امر پروردگارم آرامش بخشيدم و او را به ساحل رساندم، منم كه يونس را از شكم ماهى به اذن خداوند خارج كردم، منم كه موسى را از درياى نيل به امر خداوند عبور دادم، منم كه ابراهيم را از آتش نجات دادم.

أنا أمير كلّ مؤمن ومؤمنة ممّن مضى وممّن بقي، واُيّدت بروح العظمة، إنّما أنا عبد من عبيداللَّه لاتسمّونا أرباباً وقولوا في فضلنا ما شئتم، فإنّكم لن تبلغوا من فضلنا كنه ما جعله اللَّه لنا، ولا معشار العشر. 
من فرمانرواى همه مردان مؤمن و زنان مؤمنه از گذشتگان و آيندگان هستم و به روح عظمت تأييد شده‌ام و با همه اين اوصاف بنده اى از بندگان خدا هستم، ما را خدا نناميد و سپس آنچه مى خواهيد در فضيلت ما بگوئيد، و هر چه تلاش كنيد به حقيقت آنچه كه خداوند براى ما قرار داده بلكه به يكدهم از يكدهم آن نخواهيد رسيد.


----------
[۱]: سوره بقره، آيه ۴۵. 

[۱]: در «قاموس» مى نويسد: مراد از ناصبى كسى است كه دشمنى با على عليه السلام اساس دين او است. در «مجمع البحرين» در شرح لغت «نصب» مى نويسد: «نصب» به معناى دشمنى كردن است، و ناصبى كسى است كه به دشمنى اهل بيت عليهم السلام تظاهر مى كند يابا مواليان و دوستان اهل بيت عليهم السلام به خاطر پيروى كردن ايشان از اهل بيت اظهار دشمنى مى كند. در حديثى امام باقر عليه السلام فرموده است: «اگر هر فرشته اى كه خداوند او را آفريده و هر پيغمبرى كه خداوند او را به پيغمبرى برانگيخته و هر صدّيق و هر شهيدى درباره ناصبى كه با ما اهل بيت اظهار دشمنى مى كند شفاعت كند كه خداوند او را از آتش دوزخ خارج گرداند، هرگز خداوند او را از آتش رها نخواهد كرد». 

[۲]: سوره حجّ، آيه ۴۵.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۲۰۲ و ۲۰۷] 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 
آن شب كه به آسمانها سير داده شدم و به بالاترين مرتبه قرب پروردگار نائل آمدم از ناحيه ربوبى به من خطاب شد: 
يا محمّد من أحبّ خلقي إليك؟ 
اى محمّد ؛ محبوب ترين آفريده من نزد تو كيست؟ 
عرض كردم: خداوندا ؛ تو داناتر هستى. 
فرمود: من داناترم ولى مى خواهم از زبان خودت بشنوم. 
عرض كردم: پسر عمويم علىّ بن ابى طالب عليه السلام. فرمود: نگاه كن. 
فالتفتّ فإذا بعليّ عليه السلام واقف معي، وقد خرقت حجب السماوات، وقد أوقف رأسه يسمع ما يقول فخررت للَّه تعالى ساجداً. 
همين كه نگاه كردم ديدم على عليه السلام با من ايستاده و همه پرده هاى آسمانى را 
دريده و موانع را كنار زده و سر خود را بلند كرده گفتگوى ما را گوش مى كند، پس بر خاك افتاده و براى خدا سجده كردم. [۱]
----------
[۱]: المحتضر: ۱۰۷، بحار الأنوار: ۳۸۳/۲۵ ح ۳۷.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۲۱۱] 

امير المؤمنين عليه السلام به رميله - كه يكى از شيعيان خاصّ آن حضرت است و مريض شده بود - فرمود: 
اى رميله ؛ دچار تب شديدى شدى سپس مقدارى سبكى احساس كردى و به مسجد براى نماز آمدى؟ 
گفت: بلى اى سرور من ؛ از كجا دانستى؟ فرمود: 
يا رميلة؛ ما من مؤمن ولا مؤمنة يمرض إلّا مرضنا لمرضه، ولا حزن إلّا حزنّا لحزنه، ولا دعا إلّا آمنّا لدعائه، ولا سكت إلّا دعونا له، ولامؤمن ولامؤمنة في المشارق والمغارب إلّا ونحن معه. 
اى رميله ؛ زن و مرد مؤمنى نيست كه مريض شود مگر اينكه ما به خاطر مريضى او مريض مى شويم، و هرگاه محزون گردد مابه خاطر حزن او محزون مى شويم، و هر زمان دعا كند ما به دعاى او آمين مى گوئيم، و وقتى ساكت باشد ما براى او دعا مى كنيم، و هر كجا در مشرق و مغرب مرد و زن مؤمنى باشد ما با او هستيم. [۲]
----------
[۲]: مشارق الأنوار: ۷۷، بحار الأنوار: ۱۵۴/۲۶ ح ۴۳ و ۱۴۰/۲۶ ح ۱۱ (با كمى اختلاف) به نقل از بصائر الدرجات: ۲۵۹ ح ۱، مدينة المعاجز: ۱۷۵/۲ و۱۷۶ ح ۴۷۹ و ۴۸۰.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۲۱۲] 

پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:

وإنّ لعلي عليه السلام وشيعته من اللَّه مكاناً يغبطه به الأوّلون والآخرون. 
و همانا على عليه السلام و شيعيان او [در قیامت و بهشت] جايگاهى دارند كه اوّلين و آخرين بر آن غبطه مى خورند. [۱]
----------
[۱]: الخصال: ۵۸۲ ح ۷، بحار الأنوار: ۳/۸ ح۳، إرشاد القلوب: ۱۳۷/۲، المحتضر: ۱۲۶.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۲۲۱] 

پیامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:

 همانا او [علی] در كنار حوض [کوثر] دشمنانش را از آن دور مى كند و دوستانش را آب مى دهد، كسى كه از آن آب نياشامد دائماً تشنه است و هرگز سيراب نمى گردد، و كسى كه از آن آب بياشامد هيچگاه تشنه نمى شود. 
ألا وإنّ حبّ عليّ علم بين الإيمان والنفاق، فمن أحبّه كان مؤمناً، ومن أبغضه كان منافقاً. 
بدانيد علامت و نشانه بين ايمان و نفاق دوستى على عليه السلام است، هر كس او را دوست بدارد مؤمن و كسى كه با او دشمنى كند منافق است. 
كسى كه دوست دارد بر صراط مثل برق زودگذر عبور كند و بدون حساب داخل بهشت گردد بايد على عليه السلام را كه از طرف من بر شما ولايت و سرپرستى دارد وجانشين من بر اهل من و امّتم مى باشد دوست داشته باشد، همانا او در رحمت پروردگار و صراط مستقيم الهى است.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۲۲۳] 

ابن عبّاس روايت مى كند كه گفت: چون آيه شريفه «وَكُلُّ شَيْ ء أحْصَيْناهُ في إمام مُبين» [۲] »هر چيزى را در امام مبين 
جمع كرده و شمارش نموديم»، نازل شد، آن دو نفر [۱] برخاستند و عرض كردند: اى رسول خدا ؛ مقصود از امام مبين چيست؟ آيا تورات است؟ حضرت فرمود: نه، عرض كردند: آيا انجيل است؟ فرمود: نه، عرض كردند: پس حتماً قرآن است. فرمود: نه، در اين هنگام اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شد، پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم اشاره به آن حضرت كرد و فرمود: 
هو هذا الّذي أحصى اللَّه فيه علم كلّ شي ء، وإنّ السعيد كلّ السعيد من أحبّ عليّاً عليه السلام في حياته وبعد وفاته، والشقيّ كلّ الشقي من أبغض هذا في حياته وبعد وفاته. 
او امام مبين است كه خدا علم هر چيز را در او فراهم آورده است، و همانا خوشبخت و سعادتمند به تمام معنا كسى است كه على عليه السلام را در دوران زندگى و پس از مرگ دوست داشته باشد، و گمراه و بدبخت به تمام معنا كسى است كه با على عليه السلام دردوران زندگى و پس از مرگ خود دشمنى كند. [۲]
----------
[۲]: سوره يس، آيه ۱۲. 
[۱]: يعنى ابوبكر و عمر كه به خاطر تقيّه در بسيارى از احاديث تصريح به اسامى آنها نشده و به طور كنايه ذكر گرديده است. 


[۲]: مشارق الأنوار: ۵۵.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۲۲۵] 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم روايت كرده است كه به على عليه السلام فرمود: 
اى على ؛ مثَل تو در ميان امّت من مثَل سوره «قل هو اللَّه أحد» است، هر كس آن سوره را يك بار بخواند گويا يك سوّم قرآن را خوانده است، و كسى كه دو باربخواند مانند آن است كه دو سوّم قرآن را خوانده است، و آنكه سه بار بخواند مانند آن است كه همه قرآن را خوانده است. 
فمن أحبّك بلسانه فقد كمل ثلث الإيمان، ومن أحبّك بلسانه وقلبه فقد كمل ثلثي الإيمان، ومن أحبّك بيده وقلبه ولسانه فقد كمل الإيمان. والّذي بعثني بالحقّ نبيّاً لو أحبّك أهل الأرض كمحبّة أهل السماء لما عذّب اللَّه أحداً بالنار. 
كسى كه تو را به زبان دوست داشته باشد يك سوّم ايمان را احراز كرده است، و كسى كه تو را به زبان و قلبش دوست داشته باشد دو سوّم ايمان را به دست آورده، و آنكه تو را به دست خود و قلب و زبانش دوست داشته باشد ايمان او كامل است. وقسم به حقّ آنكه مرا به پيغمبرى به راستى برانگيخت اگر اهل زمين تو را همانند اهل آسمان دوست داشته باشند خداوند يكى از آنها را به آتش وارد نمى كند. [۱]
----------
[۱]: مشارق الأنوار: ۵۶.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۲۲۶] 

گلچین کتاب القطره آیت الله مستنبط ۳

۶۶ / ۲ شيخ ابوالفتوح رازى رحمه الله در كتاب تفسيرش در ضمن حديث آفرينش آدم عليه السلام مى گويد: هنگامى كه حضرت آدم عليه السلام از خواب بيدار شد حوّاء را در كنار خود مشاهده كرد، اراده فرمود كه دستش را به طرف او دراز كند، فرشتگان او را نهى كردند. 
فرمود: آيا خدا او را براى من نيافريده است؟ 
جواب دادند: براى تو آفريده ولى مَهر او را بايد بپردازى. 
فرمود: مهر او چه چيزى است؟ 
گفتند: «أن تصلّي على محمّد وآل محمّد ثلاث مرّات»، سه مرتبه بايد بر محمّد وآل محمّد: صلوات بفرستى. [۱]
----------
[۱]: تفسير ابوالفتوح رازى: ۱۷۶/۹، بحار الأنوار: ۳۳/۱۵ سطر ۱۲ (با كمى اختلاف).
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۳] 

از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود: 
هرگاه يادى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم به ميان آمد بر او زياد صلوات بفرستيد. 
فإنّه من صلّى على النبيّ صلى الله عليه وآله وسلم صلاة واحدة، صلّى اللَّه عليه ألف صلاة في الف صفّ من الملائكة، ولم يبق شي ء ممّا خلقه اللَّه إلّا صلّى على العبد لصلاة اللَّه عليه وصلاة ملائكته. 
همانا كسى كه يك صلوات بر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرستد خدا بر او هزار صلوات در هزار صف ازفرشتگان مى فرستد، و آنچه خدا آفريده بر آن شخص درود مى فرستند، زيرا خدا و فرشتگان بر او صلوات فرستاده اند. 
و كسى كه بر چنين كارى ميل و رغبت نداشته باشد نادان و مغرور است، و خدا و رسول و اهل بيت آن حضرت از او بيزارند. [۱]
----------
[۱]: الكافى: ۴۹۲/۲ ح۶، الوافى: ۱۵۱۷/۹ ح ۱۰، وسائل الشيعة: ۱۲۱۱/۴ ح ۴، بحار الأنوار: ۳۰/۱۷ ح ۱۱ و و ج: ۶۵/۹۴ به نقل از جامع الأخبار و ص ۵۷ ح ۳۲ به نقل از ثواب الأعمال: ۱۵۴، تفسير برهان: ۳۲۸/۳ ح ۹ و ۳۳۶ ح ۱۵ به نقل ازكافى، جمال الاُسبوع: ۲۳۲، تأويل الآيات: ۴۶۱/۲ ح ۲۹ به نقل از ابن بابويه.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۴] 

۶۹ / ۵ از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: 
من صلّى على محمّد وآل محمّد عشراً، صلّى اللَّه عليه وملائكته مائة مرّة، ومن صلّى على محمّد وآل محمّد مائة مرّة صلّى اللَّه عليه وملائكته ألفاً. 
كسى كه بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام ده بار صلوات فرستد، خدا و فرشتگانش صد مرتبه بر او درود مى فرستند، و كسى كه بر محمّد و آل محمّد صد بار صلوات فرستد خدا و فرشتگانش هزار مرتبه براو درود مى فرستند. 
و خداى تبارك و تعالى فرموده است: 
«هُوَ الَّذي يُصَلّي عَلَيْكم وَمَلائِكَته لِيُخْرِجَكم مِن الظلُمات إلَى النُور وَكانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً» [۲] . 
«او خداوندى است كه به همراه فرشتگانش بر شما درود و رحمت مى فرستد، تا شما را از تاريكى‌ها خارج كنند و به روشنى و روشنائى‌ها برسانند، و او بر اهل ايمان بسيار مهربان است». [۳]
----------
[۲]: سوره أحزاب، آيه ۴۳. 
[۳]: الكافى: ۴۹۳/۲ ح ۱۴، الوافى: ۱۵۱۸/۹ ح ۱۴.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۵] 

۷۰ / ۶ از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام روايت شده است كه فرمود: 
ما في الميزان شي ء أثقل من الصلاة على محمّد وآل محمّد. 
در ترازوى اعمال و كفّه حسنات چيزى سنگين تر از صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام نيست. 
بعد فرمود: فرداى قيامت اعمال شخصى را در ميزان كه وسيله سنجش اعمال است قرار مى دهند كم مى آورد، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم صلواتى را كه اين شخص فرستاده حاضر كند و در ميزان او گذارد، كفّه حسناتش سنگين شود و برترى پيدا كند. [۱]
----------
[۱]: الكافى: ۴۹۴/۲ ح ۱۵، قرب الأسناد: ۱۲ (قسمتى از روايت)، بحار الأنوار: ۴۹/۹۴ ح ۹.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۵] 

از حضرت رضا عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: 
من لم يقدر على ما يكفّر به ذنوبه فليكثر من الصلاة على محمّد وآله، فإنّها تهدم الذنوب هدماً. [۳] 
كسى كه توانائى كارى كه كفّاره گناهانش گردد ندارد بايد بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام زياد صلوات فرستد، زيرا صلوات بنيان گناه را ويران مى سازد و آن را نابود مى كند.
----------
[۳]: امالى صدوق: ۱۳۱ ح ۸ مجلس ۱۷، بحار الأنوار: ۴۷/۹۴ ح۲ و ص ۶۳ ضمن ح ۵۲ به نقل از جامع الأخبار.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۶] 

و پيمغبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است: 
من صلّى عليّ كلّ يوم ثلاث مرّات حبّاً وشوقاً، كان حقّاً على اللَّه عزّوجلّ أن يغفر له ذنوبه تلك الليلة وذلك اليوم. 
كسى كه بر من هر روز سه بار از روى محبّت و شوق صلوات فرستد سزاوار است كه خداوند گناهان او را كه در آن شب و روز انجام داده ببخشد و او را بيامرزد. [۱] 

-------
[۱]: دعوات راوندى: ۲۲۵/۸۹، بحار الأنوار: ۷۰/۹۴ ح ۶۳، المستدرك: ۳۳۱/۵ ح ۶.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۷] 

از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نقل كرده است كه فرمود: 
الشيطان شيطانان: شيطان الجنّ، ويبعد ب «لا حول ولا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم»، وشيطان الإنس ويبعد ب «الصلاة على النبيّ وآله». [۲] 
شيطان دو گونه است: شيطانى كه از طايفه جنّ است و آن به گفتن «لا حول ولا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم» دور مى گردد، و شيطانى كه از طايفه آدميان است و آن به صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام از انسان دور مى شود.
----------
[۲]: المستدرك: ۳۴۲/۵ ح ۴۱ به نقل از مجموعه شهيد رحمه الله.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۷] 

۷۶ / ۱۲ در روايتى پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است: 
من صلّى عليّ مرّة، لم يبق من ذنوبه ذرّة. [۱] 
هر كس بر من يك بار صلوات فرستد از گناهانش چيزى باقى نماند.
----------
[۱]: جامع الأخبار: ۶۹ ح ۶ و ۷، بحار الأنوار: ۶۳/۹۴ ح ۵۲، المستدرك: ۳۳۳/۵ و ۳۳۴ ح ۱۳ و ۱۴.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۸] 

۷۷ / ۱۳ ابن مسعود از آن حضرت نقل كرده است كه فرمود: 
أولى الناس بي يوم القيامة أكثرهم عليّ صلاة في دار الدنيا. [۲] 
فرداى قيامت نزديك ترين مردم به من كسى است كه در دنيا زيادتر بر من صلوات فرستاده باشد.
----------
[۲]: جامع الأخبار: ۶۹ ح ۶ و ۷، بحار الأنوار: ۶۳/۹۴ ح ۵۲، المستدرك: ۳۳۳/۵ و ۳۳۴ ح ۱۳ و ۱۴.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۸] 

پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 
در عالم رؤيا عمويم حمزه و برادرم جعفر بن ابى طالب را ديدم كه پيش روى آنها طبقى از عنّاب بود، مدّتى از آن ميل كردند سپس به انگور تبديل شد و مدّتى از آن خوردند، سپس انگور به خرما تبديل شد و براى مدّتى نيز از آن خوردند، آنگاه نزديك آنها رفتم و گفتم: پدرم فداى شما، كدام يك از اعمال را برترين عمل يافتيد؟ 
آن دو بزگوار عرض كردند: 
فديناك بالآباء والاُمّهات، وجدنا أفضل الأعمال الصلاة عليك، وسقي الماء، وحبّ عليّ بن أبي طالب عليه السلام. 
پدران و مادران ما فداى شما يا رسول اللَّه، برترين اعمال را صلوات فرستادن بر شما، سيراب كردن تشنگان و دوستى علىّ بن ابى طالب عليه السلام يافتيم. [۳]
----------
[۳]: دعوات راوندى: ۹۰ ح ۲۲۷، بحار الأنوار: ۷۰/۹۴ ذيل ح ۶۳، المستدرك: ۳۳۱/۵ ح۷، كشف الغمّة: ۹۵/۱.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۸] 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: 
شب معراج در سير آسمانى خود فرشته اى را ديدم كه هزار دست داشت و در هر دست او هزار انگشت بود، مشغول حساب كردن بود و با انگشتانش شماره مى كرد. 
به جبرئيل گفتم: اين فرشته كيست و چه چيزى را حساب مى كند؟ 
گفت: اين فرشته موكّل بر قطرات باران است و حساب مى كند چند قطره باران از آسمان بر زمين فرود آمده است. 
حضرت به او فرمود: آيا تعداد قطرات باران را كه از ابتداى آفرينش بر زمين باريده مى دانى؟ 
عرض كرد: قسم به خداوندى كه تو را به حق به سوى آفريدگانش فرستاده است نه تنها مى دانم چند قطره باران از آسمان به زمين نازل شده بلكه تفصيل آن را هم مى دانم كه چند قطره در درياو چند قطره در خشكى و چند قطره در آبادى و چند قطره در باغ و چند قطره در شوره زار و چند قطره در گورستان فرود آمده است. 
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: من از حفظ و يادآورى او تعجّب كردم، و او كه چنين ديد عرض كرد: اى رسول خدا! با همه اين قدرتى كه از نظر دستها و انگشتان و حفظ و يادآورى دارم از محاسبه يك چيز ناتوانم. 
سئوال كردم: حساب كدام چيز است؟ عرض كرد: 
قوم من اُمّتك يحضرون مجمعاً فيذكر اسمك عندهم فيصلّون 
عليك، فأنا لا أقدر على حصر ثوابهم. 
عدّه اى از امّت شما كه در محلّى اجتماع كرده باشند و چون نام مبارك شما به ميان آيد بر شما صلوات فرستند، من از شمارش ثواب آن عاجزم. [۱]
----------
[۱]: تفسير ابو الفتوح: ۲۲۸/۲، المستدرك: ۳۵۵/۵ ح ۸.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۵۹] 

خداوند تبارك و تعالى به حضرت موسى عليه السلام وحى (پيغام) فرستاد: 
به قوم خود بگو: 
لايبتدؤن عملاً إلّا بالصلاة على محمّد وآله الطيّبين ليخفّف عليهم. 
عملى را جز با صلوات بر محمّد و آل اطهار او شروع نكنند تا آن كار بر آنها آسان گردد. [۱]
----------
[۱]: تفسير امام عسكرى عليه السلام: ۲۴۷ - ۲۴۳، بحار الأنوار: ۶۱/۹۴ ح ۴۸.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۶۲] 

در تفسير آيه شريفه « وَكانُوا مِنْ قَبْل يَسْتَفْتِحون عَلى الَّذينَ كَفَروا فَلَمّاجاءَهُم ما عَرَفوا كَفروا بِه فَلَعْنَةُ اللَّه عَلى الكافرين» [۲] «پيش از بعثت پيامبر به نام آن حضرت طلب فتح و نصرت بر كافران مى نمودند، آنگاه كه آمد و او را شناختند به او كافر شدند پس لعنت خدا بر گروه كافران باد»، امام عسكرى عليه السلام مى فرمايد: 
امير مؤمنان على عليه السلام فرموده است: 
إنّ اللَّه تعالى أخبر رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم بما كان من إيمان اليهود بمحمّد صلى الله عليه وآله وسلم قبل ظهوره، من استفتاحهم على أعدائهم بذكره والصلاة عليه وآله. 
خداوند تبارك و تعالى پيغمبرش را از ايمان يهوديان به آن حضرت پيش از بعثت او خبر داده است كه آنها به ياد او و صلوات بر او و اهل بيتش بر دشمنان خود فتح و ظفر پيدا مى كردند. [۳]
----------
[۲]: سوره بقره، آيه ۸۹. 

[۳]: تفسير امام عسكرى عليه السلام: ۳۹۳.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۶۶] 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 
ألا فاذكروا يا اُمّة محمّد، محمّداً وآله عند نوائبكم وشدائدكم لينصراللَّه به ملائكتكم على الشياطين الّذين يقصدونكم. 
پس شما اى امّت محمّد! هنگام مصائب و گرفتارى هاى خود محمّد و آل محمّد عليهم السلام را بياد آوريد تا آنكه خداوند به بركت ايشان فرشتگان موكّل بر شما را بر شياطينى كه شما را قصد مى كنند يارى دهد. 
با هر يك از شما از طرف راست او فرشته اى است كه حسنات او را مى نويسد و از طرف چپ او فرشته ديگرى است كه گناهانش را ثبت مى كند، و با او دو شيطان از طرف ابليس است كه او را گمراه مى كنند، 
وقتى آن دو شيطان در قلب او وسوسه نمودند اگر ياد خدا كرد و ذكر شريف «لاحول ولا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم و صلّى اللَّه على محمّد وآله [ الطيّبين] » را گفت، آن دو شيطان سركوب مى شوند و نمى توانند فعّاليّت كنند. [۱]
----------
[۱]: تفسير امام عسكرى عليه السلام: ۳۹۶ - ۳۹۴، مؤلّف رحمه الله قبلاً در مقدمّه قسمتى از اين حديث را آورده است.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۶۹] 

۸۸ / ۲۴ محدّث نورى قدس سره در كتاب «دار السلام» از كتاب «شفاء الأسقام» از محمّد بن سعيد حكايت كرده است كه گفت: 
من با خود عهد كرده بودم هر شب قبل از خواب تعداد معيّنى بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام صلوات فرستم، شبى در عالم رؤيا رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را ديدم كه وارد حجره ما شدند، و در و ديوار خانه به نور جمال آن حضرت نورانى شد، به من توجّهى كرد و فرمود: 
أين الفم الّذي كان يصلّي عليّ حتّى اُقبّله؟ 
كجاست آن دهانى كه با آن بر من صلوات مى فرستى تا آن را ببوسم؟ 
من از آنكه دهان خود را جلو بياورم حيا كردم و صورتم را جلو آوردم و آن حضرت صورتم را بوسيد، و آنگاه از خوشحالى زياد بيدار شدم و اهل و عيالم رابيدار كردم، بوى عطر چنان در همه حجره مى وزيد كه گويا آنجا پر از مشك خوشبو شده باشد، و اين بوى خوش تا هشت شبانه روز از صورت من مى وزيد و هر كس آن را استشمام مى كرد. [۱]
----------
[۱]: دار السلام: ۱۸۸/۲.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۷۰] 

امام هادى عليه السلام نقل كرده است كه فرمود: 
إنّما اتّخذ اللَّه تعالى إبراهيم خليلاً، لكثرة صلاته على محمّد وأهل بيته صلوات اللَّه وسلامه عليهم. [۲] 
خداوند تبارك و تعالى ابراهيم را خليل خود گرفت، زيرا بر محمّد و آل محمّد - كه سلام و درود خدا بر آنها باد - زياد صلوات مى فرستاد. 
----------
[۲]: علل الشرائع: ۳۳/۱، بحار الأنوار: ۵۴/۹۴ ح ۲۳. 
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۷۱] 

در كتاب «بشارة المصطفى لشيعة المرتضى» از حضرت باقر عليه السلام روايت مى كند كه فرمود: 
من قال في ركوعه وسجوده وقيامه: «اللهمّ صلّ على محمّد وآل محمّد» كتب اللَّه له بمثل الركوع والسجود والقيام. [۳] 
هركس در ركوع و سجده و قيام نمازش صلوات فرستد يعنى بگويد: «اللهمّ صلّ على محمّد وآل محمّد» خداوند ثوابى مثل ثواب ركوع و سجده و قيام براى او بنويسد.
----------
[۳]: بشارة المصطفى: ۱۹۳، الكافي: ۳۲۴/۳ ح ۱۳، وسائل الشيعة: ۹۴۳/۴ ح۳، ثواب الأعمال: ۳۴، بحار الأنوار: ۱۰۸/۸۵ ح۱۶. علاّمه مجلسى رحمه الله در توضيح آن فرموده است: خداوند ثواب و پاداش اين اعمال را به خاطر صلوات دو برابر مى گرداند و اين حديث بر مستحب بودن صلوات در اين حالات دلالت مى كند.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۷۱] 

شيخ حرّ عاملى رحمه الله در «وسائل الشيعه» از كتاب «كافى» نقل مى كند: 
شخصى به نام عبدالسلام به امام صادق عليه السلام عرض كرد: من در حال طواف دعائى جز صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام به خاطرم نيامد و وقتى سعى بين صفا ومروه مى كردم فقط اين ذكر را مى گفتم. 
حضرت فرمودند: 
ما اُعطي أحد ممّن سأل أفضل ممّا اُعطيت. 
به هيچ كس از آنها كه دعا كرده اند بهتر از آنچه به تو عطا شده، عنايت نشده است. [۱] 
مؤلّف رحمه الله گويد: از اين حديث استفاده مى شود كه صلوات برترين اعمال است.
----------
[۱]: الكافى: ۴۹۴/۲ ح ۱۷، وسائل الشيعة: ۱۲۱۱/۴ ح ۵، ثواب الأعمال: ۱۵۵ (با كمى اختلاف)، بحار الأنوار: ۵۷/۹۴ ح۳۴.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۷۲] 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم روايت كرده است كه فرمود: 
من صلّى عليّ في كتاب لم تزل الملائكة تستغفر له ما دام اسمي في ذلك الكتاب. [۲] 
هر كس در نوشتار خود صلوات بر من را ذكر كند تا زمانى كه اسم من در آن كتاب باقى باشد فرشتگان براى او استغفار كنند.
----------
[۲]: منية المريد: ۲۱۶.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۷۲] 

آيا صلوات موجب بالا رفتن مقام و مرتبه پيغمبر و اهل بيت اطهار او مى گردد يا نه؟ 
گروهى قول دوّم را اختيار كرده اند به گمان اينكه خداى تبارك و تعالى كامل ترين مرتبه اى كه سزاوار نوع انسان باشد به پيغمبرش و اهل بيت آن حضرت عنايت كرده و زيادتر از آن تصورّ نمى رود. 
بنابراين نظريّه فائده صلوات فقط به كسى كه صلوات مى فرستد برمى گردد، همان طور كه فرمايش امام هادى عليه السلام در زيارت جامعه ضمناً بر اين مطلب دلالت دارد، زيرا فرموده است: 
وجعل صلاتنا عليكم وما خصّنا به من ولايتكم طيباً لخلقنا وطهارةً لأنفسنا. [۲] 
يعنى فائده صلوات ما و ولايتى را كه به شما اهل بيت داريم خوبى خلق ما و پاكى نفس ما قرار داده است. 
مؤلّف رحمه الله قول اوّل را اختيار مى كند و مى فرمايد: صلوات ما باعث زياد شدن درجه و مرتبه محمّد و آل محمّد عليهم السلام مى گردد، به خاطر اخبارى كه به ما رسيده و به خاطر وجود قابل و فاعل يعنى ذوات مقدّسه چهارده معصوم عليهم السلام ظرفهائى هستند كه قابليّت پذيرش فيض را دارند، و ذات مقدّس پروردگار فيّاض على الإطلاق است، و چون مقتضى موجود و مانع مفقود است هيچ اشكالى در قبول اين قول نيست، و خود آن حضرت اينگونه بود كه از افراد صالح امّتش تقاضاى دعا مى كرد و مى فرمود: 
إنّ ربّي وعدني مرتبة الشفاعة والوسيلة ولاتنال إلّا بالدعاء. 
پروردگارم به من وعده فرموده است مرا به مرتبه شفاعت و درجه وسيله برساند، و جز با دعا به آن نمى توان رسيد. 
----------
[۲]: عيون الأخبار: ۲۷۷ - ۲۷۲/۲، بحار الأنوار: ۱۲۷/۱۰۲ ح ۴.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - فضيلت صلوات فرستادن - جلد ۱، صفحه ۱۷۳] 

گلچین کتاب القطره آیت الله مستنبط ۲

۲ در كتاب «عيون اخبار الرضا عليه السلام» از اباصلت هروى، از حضرت رضا عليه السلام و آن حضرت از پدرانش:، از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده اند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 
خداوند برتر از من كسى را نيافريده، و گرامى تر از من نزد او كسى نيست. 
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: عرض كردم يا رسول اللَّه، شما برتر هستيد يا جبرئيل؟ 
فرمود: يا عليّ؛ إنّ اللَّه تبارك وتعالى فضّل أنبياءَه المرسلين على ملائكته المقرّبين، وفضّلني على جميع النبيّين والمرسلين، والفضل بعدي لك يا عليّ، وللأئمّة من بعدك، وإنّ الملائكة 
لخدّامنا وخدّام محبّينا. 
اى على ؛ خداوند تبارك و تعالى پيامبران مرسل را بر فرشتگان مقرّب خود برترى داده است و مرا بر تمام پيغمبران و رسولان برترى داده است و بعد از من فضل و برترى براى توو امامان بعد از تو است و همانا فرشتگان خدمتگزار ما و دوستان ما هستند. 
اى على، فرشتگانى كه عرش باعظمت الهى را بر دوش گرفته اند و آنها كه اطراف عرشند به حمد و ستايش پروردگار او را تسبيح مى كنند و براى آنها كه ايمان به ولايت ما اهل بيت آورده اند از خدا آمرزش مى طلبند. 

ثمّ إنّ اللَّه تبارك وتعالى خلق آدم فأودعنا صلبه، وأمر الملائكة بالسجود له تعظيماً لنا وإكراماً، 
سپس خداوند تبارك و تعالى آدم را آفريد و ما را در صلب او به وديعه نهاد و آنگاه فرشتگان خود را دستور داد تا او را به خاطر تعظيم و بزرگداشت ما كه در صلب او بوديم سجده كنند. 
پس سجود آنها براى خداوند بخاطر عبادت و پرستش و براى آدم بخاطر اطاعت پروردگار و احترام او بود، زيراما در صلب او بوديم، پس چگونه ما برتر از فرشتگان نباشيم در حالي كه همه آنها به آدم سجده [۱] كردند. [۲]
----------
[۱]: علاّمه مجلسى رحمه الله تحقيقى درباره اين سجود نموده و آن را توضيح داده است. به بحار الأنوار: ۱۴۰/۱۱مراجعه كنيد. 
[۲]: عيون اخبار الرضا عليه السلام: ۲۰۴/۱ ح ۲۲، كمال الدين: ۲۵۴/۱ ح ۴، علل الشرايع: ۵/۱ ح ۱، بحار الأنوار: ۳۳۵/۲۶ ح ۱ و ۳۰۳/۶۰ ح ۱۶ (قسمتى از روايت)، تأويل الآيات: ۸۷۶/۲ ح ۹، منتخب الأثر: ۶۱ ح ۱، إرشاد القلوب: ۴۰۳.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۸۲] 

 امام صادق عليه السلام فرمود: 
اگر مى توانيد كارى كنيد كه شما را نشناسند آن كار را انجام دهيد، و ضررى نمى كنيد اگر مردم شما را مدح و ثنا نكنند، و براى شما هيچ اشكالى ندارد مردم شما را سرزنش كنند در حالى كه نزد خداوند مورد مدح و ستايش قرارگيريد. همانا اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است: 
لا خير في الدنيا إلاّ لأحد رجلين: رجل يزداد كلّ يوم إحساناً، ورجل يتدارك منيته بالتوبة، وأنّى له بالتوبة، واللَّه لو سجد حتّى ينقطع عنقه ما قبل اللَّه منه إلّا بولايتنا أهل البيت. 
خيرى در دنيا جز براى دو نفر نيست: يكى آنكه هر روز احسان جديدى به خوبى هايش زياد كند، و يكى آنكه گذشته اش را با توبه جبران كند، و كجا مى تواند توبه كند؟ بخدا قسم اگر سجده كند بحدّى كه گردنش جدا گردد خداوند از او نمى پذيرد مگر ولايت ما اهل بيت را داشته باشد. [۱]
----------
[۱]: تفسير قمى: ۲۴۳/۱، معانى الأخبار: ۲۰، امالى صدوق: ۷۶۴ ح ۲ مجلس ۹۵، الكافى: ۴۵۶/۲ ح ۱۵، المحاسن: ۲۲۴/۱ ح ۱۴۲، تحف العقول: ۴۹۰، جواهر السنيّة: ۵۹ و ۲۸۶. بحار الأنوار: ۳۳۸/۱۳ ح ۱۴، و آن را در ج: ۲۶۷/۲۶ ح ۱ به نقل از تفسير قمى و معانى الأخبار، و در ج: ۳۶۰/۱۶ ح ۶۰ به نقل از معانى الأخبار- تا اين فرمايش امام عليه السلام «به او عطا مى كنم پيش از آنكه از من درخواست كند» - نقل كرده است.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۸۴] 

پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 
واللَّه لو أقسم أهل الأرض بهذه الأسماء [محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین] لأجابهم.
بخدا قسم اگر اهل زمين خدا رابه اين نامها قسم دهند و دعا كنند خدا آنها را اجابت فرمايد. [۲]
----------
[۲]: الخصال: ۶۳۹/۲ ضمن ح ۱۳، بحار الأنوار: ۱۳/۲۷ ح ۱ و ۸۰/۶۳ ح ۳۵، كشف الغمّة: ۴۶۶/۱.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۸۹] 

امام باقر عليه السلام، از پدرانش:، از امام حسين عليه السلام نقل كرده است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: 
حبّي وحبّ أهل بيتي نافع في سبعة مواطن، أهوالهنّ عظيمة: عند الوفاة، وفي القبر، وعند النشور، وعند الكتاب، وعند الحساب، وعند الميزان وعندالصراط. [۱] 
محبّت من و اهل بيت من در هفت جايگاه كه ترس و وحشت آن زياد است سود مى بخشد: هنگام مرگ، در ميان گور، وقت رستاخيز، زمانى كه نامه اعمال را بدست آدمى مى دهند، هنگام محاسبه اعمال، وقت سنجش كارهاى خوب و بد، و زمان عبور از صراط.
----------
[۱]: الخصال: ۳۶۰/۲ ح ۴۹، بحار الأنوار: ۱۵۸/۲۷ ح ۳، بشارة المصطفى: ۱۷.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۹۴] 

حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمودند:

ولولاهم ما عرف اللَّه ولايدرى كيف يعبد الرحمان،
و اگر ايشان [معصومین علیهم السلام] نبودند خداوند شناخته نمى شد و فهميده نمى شد كه چگونه او را عبادت كنند، و خداوند است كه امر خود را آنطور كه بخواهد اجرا مى كند، «لايُسْئَلُ عَمّا يَفْعَل وَهُمْ يُسْئَلُون» [۱] «از آنچه او انجام مى دهد سئوال نمى شود و مردمند كه بازخواست مى شوند و از آنها سئوال مى شود». [۲]
----------
[۱]: سوره انبياء، آيه ۲۳. 
[۲]: بحار الأنوار: ۲۸/۳۵ ح ۲۴، تفسير برهان: ۱۹۳/۳ ح ۷، به نقل از تأويل الآيات: ۳۹۷/۱ ح ۲۷.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۹۹] 

۲۰ - در كتاب «تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام» در تفسير آيه شريفه «مالِكِ يَوْم الدين» از آن حضرت نقل مى كند كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: 
مراد از يوم الدين روز حساب است كه به حساب مردمان رسيدگى مى شود. 
بعد فرمود: از پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه فرمود: آيا به شما از باهوش ترين افراد و احمق ترين اشخاص خبر دهم؟ 
گفتند: بفرمائيد اى رسول خدا. فرمود: 
أكيس الكيّسين من حاسب نفسه وعمل لما بعد الموت، وأحمق الحمقاء من اتّبع نفسه هواه، وتمنّى على اللَّه الأمانيّ. 
زيرك ترين و باهوش ترين افراد كسى است كه به حساب خود رسيدگى كند و براى عالم بعد از مرگ تلاش و كوشش كند، و احمق ترين احمقان كسى است كه از هواهاى نفسانى خود پيروى كند و دل به آرزوها ببندد و آن را از خدا تقاضا كند. 
آنگاه شخصى از امير مؤمنان عليه السلام سئوال كرد: چگونه انسان مى تواند خود را مورد محاسبه قرار دهد و از خود بازجوئى كند؟ 
آن حضرت فرمود: هنگامى كه صبح را به شب رسانيد به خودش مراجعه كند و خطاب به نفس كرده بگويد: اى نفس ؛ روزى كه گذشت برنمى گردد و خداوند از تو سئوال خواهد كرد كه چگونه آن را از دست دادى؟ و چه عملى درآن انجام دادى؟ 
آيا به ياد خدا بودى و او را سپاس گفتى؟ آيا حقّ برادر مؤمن را ادا كردى، يا غم و غصّه اى از او برطرف نمودى؟ آيا در غياب او آبرويش را نسبت به اهل و عيال و اولادش حفظ كردى؟ آيا بعد از مرگش در مورد بازماندگانش حرمت او را نگهداشتى؟ آيا از غيبت برادر مؤمنى با موقعيّتى كه داشتى جلوگيرى كردى؟ آيا مسلمانى را كمك كردى؟ امروز چه كارى كردى؟ و كارهاى خود را از خاطر بگذراند.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۹۹] 

فإن ذكر أنّه جرى منه خير حمد اللَّه عزّوجلّ وكبّره على توفيقه. 
وإن ذكر معصية أو تقصيراً استغفر اللَّه عزّوجلّ وعزم على ترك معاودته، ومحا ذلك [عن نفسه] بتجديد الصلاة على محمّد وآله الطيّبين وعرض بيعة أميرالمؤمنين على نفسه وقبولها، وإعادة لعن شانئيه وأعدائه، ودافعيه عن حقوقه. 
اگر ديد همه كارهايش خوب بوده سپاس و ستايش پروردگار نمايد كه او را به انجام دادن آنها موفّق نموده است. 
و اگر در پرونده عملش نافرمانى و خطا و تقصير مشاهده كرد از خداوند طلب مغفرت كند و تصميم بگيرد دوباره آن گناهان را مرتكب نشود، و اين 
گناه را با تكرار صلوات وعرضه كردن ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام بر نفس و پذيرش آن، و اظهار لعن و نفرت از دشمنان او - كه حقّش را غصب كرده و او را از مقامش محروم نمودند - از صفحه اعمالش پاك كند. 
هنگامى كه چنين كرد خداوند تبارك و تعالى فرمايد: لست اُناقشك في شي ء من الذنوب مع موالاتك أوليائي ومعاداتك أعدائي. 
با ولايتى كه نسبت به اولياء من دارى و برائتى كه از دشمنانم اظهار نمودى در حساب تونسبت به گناهت سخت گيرى نخواهم كرد. [۱]
----------
[۱]: تفسير امام عسكرى عليه السلام: ۳۸، بحار الأنوار: ۶۹/۷۰ ح ۱۶.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۰۰] 

۲۲ - شيخ صدوق قدس سره در كتاب «امالى» از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده 
است كه فرمود: 
يك نفر يهودى خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم رسيد و در مقابل آن حضرت كه قرار گرفت خيره خيره به ايشان نگاه كرد، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به او فرمود: اى يهودى، چه كارى با من دارى و حاجت تو چيست؟ 
عرض كرد: مى خواهم سئوال كنم آيا تو برتر هستى يا موسى بن عمران كه خدا با او تكلّم كرده و تورات را بر او نازل نمود و عصا به او مرحمت كرد، و دريا را برايش شكافت، و دستور داد ابرها بر او سايه افكنند؟ 
پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: شايسته نيست كسى از خودش تعريف كند ولى در جواب تو مى گويم: 
حضرت آدم وقتى آن خطا را مرتكب شد، براى توبه كردن چنين گفت: «اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمّد وآل محمّد لمّا غفرت لي ». 
خداوندا! از تو مى خواهم كه به حقّ محمّد و آل محمّد گناه مرا بيامرزى، و خدا او را آمرزيد. 
وقتى حضرت نوح عليه السلام در ميان كشتى از غرق شدن ترسيد گفت: «اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمّد وآل محمّد لمّا أنجيتني من الغرق»، خداوندا! از تو درخواست مى كنم به حقّ محمّد وآل محمّد كه مرا از غرق شدن نجات دهى، و خداوند او را نجات داد. 
وقتى حضرت ابراهيم عليه السلام به طرف آتش رها شد گفت: «اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمّد وآل محمّد لمّا أنجيّتني منها»، خداوندا! از تو درخواست مى كنم حقّ محمّد و آل محمّد كه مرا از اين آتش نجات بخشى، و خداوند آتش را بر او سرد و بى آزار قرار داد. 
حضرت موسى عليه السلام وقتى عصا را رها كرد و در وجود خود ترسى احساس نمود گفت: «اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمّد وآل محمّد لمّا أمنتني» خداوندا! از تو درخواست مى كنم به حقّ محمّد وآل محمّد كه مرا ايمن گردانى و از وحشت رها سازى. 
خداوند تبارك و تعالى فرمود: «لاتَخَفْ إنَّكَ أنْتَ الأعْلى» [۱] «نترس زيرا تو برتر هستى». 
اى يهودى! اگر موسى مرا درك كند و بيابد سپس به من و نبوّت من ايمان نياورد، هرگز ايمانش براى او نفعى ندارد و از نبوّتش سودى نمى برد. 
يا يهودي؛ ومن ذرّيّتي المهديّ عليه السلام إذا خرج نزل عيسى بن مريم لنصرته فقدّمه وصلّى خلفه. 
اى يهودى! مهدى از ذريّه و نسل من است كه وقت ظهورش عيسى بن مريم از آسمان براى يارى او حاضر مى شود و هنگام نماز او را مقدّم مى دارد و به او اقتدا مى كند. 
و اگر موسى در اين زمان زنده بود چاره اى جز متابعت و پيروى از من نداشت. [۱]
----------
[۱]: سوره طه، آيه ۶۸. 

[۱]: امالى صدوق: ۲۸۷ ح ۴ مجلس ۳۹، الإحتجاج: ۵۴/۱، بحار الأنوار: ۳۶۶/۱۶ ح ۷۲ و ۳۱۹/۲۶ ح ۱، جامع الأخبار: ۹، تأويل الآيات: ۴۹/۱ ح ۲۳. و جمله اخير در «الإحتجاج» و «بحار الأنوار» نيست.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۰۲] 

۲۸ - شيخ مفيد قدس سره در كتاب «امالى» از امام باقر عليه السلام و آن حضرت ازپدرانش: نقل مى كند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است: 
هنگامى كه قيامت برپا شد و اهل بهشت در بهشت و اهل دوزخ در دوزخ جاى گرفتند، شخصى در ميان آتش هفتاد خريف كه هر خريف هفتاد سال است توقّف مى كند آنگاه خدا را مى خواند و عرض مى كند: 
«يا ربّ أسألك بحقّ محمّد وأهل بيته لمّا رحمتني». 
پروردگارا! از تو درخواست مى كنم بحقّ محمّد و آل محمّد: كه به من رحم كنى. 
خداوند به جبرئيل فرمان مى دهد كه نزد اين بنده ما برو و او را از دوزخ خارج كن، جبرئيل عرض مى كند: خدايا من چگونه در ميان آتش فرود آيم؟ از محضر ربوبى ندا رسد كه ما دستور داديم آتش براى تو سرد و بى آزار باشد. 
عرض مى كند: خدايا ؛ محلّ او را در آتش نمى دانم. 
مى فرمايد: ميان چاهى در سجّين (كه نام محلّى در دوزخ است) مى باشد. جبرئيل فوراً به طرف دوزخ فرود آيد و او را گرفتار و در بند مشاهده كند، و طبق دستور الهى خلاصش نمايد. 
آنگاه آن شخص در پيشگاه خداوند تبارك و تعالى توقّف كند تا چه فرمانى صادر شود؟ پروردگار عالم مى فرمايد: اى بنده من ؛ چه مدّت در آتش مرا مى خواندى؟ عرض كند: خدايا حسابش را نمى دانم. 
مى فرمايد: أما وعزّتي وجلالي لولا ما سألتني بحقّهم عندي 
لأطلت هوانك في النار، ولكنّه حتمٌ على نفسي أن لايسألني عبد بحقّ محمّد وأهل بيته إلّا غفرت له ما كان بيني وبينه، وقد غفرت لك اليوم، ثمّ يؤمر به إلى الجنّة. 
به عزّت و جلالم سوگند ؛ اگر مرا به حقّ عزيزانم و حرمت ايشان قسم نمى دادى هنوز بايد براى مدّت طولانى در آتش مى ماندى، ولى بر خودم واجب كرده‌ام كه هر كس مرا بحقّ محمّد و اهل بيت او قسم دهد گناهان او را ببخشم و او را بيامرزم، و امروز ترا آمرزيدم. سپس دستور دهد كه او را به بهشت وارد كنند. [۱]
----------
[۱]: امالى مفيد: ۲۱۸ ح ۶ مجلس ۲۵، بحار الأنوار: ۳۱۲/۲۷ ح ۵.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۱۱] 

امام صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: 
ابليس - لعنت خدا بر او باد - آسمانهاى هفتگانه را طى مى كرد و به آنها بالا مى رفت، هنگامى كه حضرت عيسى عليه السلام متولّد شد از بالا رفتن سه آسمان ممنوع گرديد.

صبح ولادت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم همه بتها در هر كجا كه بودند به رو بر زمين افتادند، در آن شب ايوان كسرى به لرزه درآمد و ۱۴ كنگره آن درهم ريخت، درياچه ساوه خشكيد، و در وادى سماوه آب جارى گرديد، آتشكده فارس كه هزار سال خاموش نشده بود خاموش گشت،
هر پادشاهى تخت او سرنگون شد و خودش در آن روز لال گرديد و صحبت نمى كرد، علم كاهنان از آنها گرفته شد و سحر ساحران باطل گرديد.

و حضرت آمنه عليها السلام مادر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: به خدا قسم، فرزندم همين كه فرو افتاد دست‌ها را بر زمين گذاشت، سر به سوى آسمان برداشت و نگاهى كرد، سپس نورى از آن ساطع گرديد كه همه جا را روشن كرد، درميان آن روشنائى صداى گوينده اى را شنيدم كه گفت: 
إنّك قد ولدت سيّد الناس، فسمّيه محمّداً. 
فرزندى به دنيا آوردى كه سرور همه خلائق است نام او را محمّد بگذار.
در اين هنگام ابليس فريادى برآورد و لشكرش را خواند، همگى نزد او اجتماع كردند و گفتند: سرور ما، چه چيزى تو را ناراحت كرده و ترسانده است. 
گفت: واى بر شما، از اوّل شب اوضاع آسمان و زمين را متغيّر و دگرگون مى بينم، معلوم مى شود واقعه مهمّى رخ داده كه از وقتى حضرت عيسى به آسمان برده شده چنين حادثه اى واقع نشده است، برويد و جستجو كنيد چه چيزى رخ داده است. 
همگى از نزد او متفرّق شدند و سپس بعد از تفحّص و جستجو برگشتند و گفتند: ما به آنچه مى گوئى پى نبرديم و چيزى نفهميديم. 
ابليس گفت: خودم بايد آن را دنبال كنم و اين كار من است، سپس در دنيا فرو رفت و در همه جا جولان كرد تا اينكه به حرم رسيد، فرشتگان را ديد كه اطراف حرم را احاطه كرده اند و وقتى كه خواست داخل حرم شود بر او بانگ زدند و او برگشت، سپس مثل گنجشك گرديد و از ناحيه حرى وارد شد. 
جبرئيل به او فرمود: اى ملعون، برگرد. 
ابليس گفت: از تو سئوالى دارم، چه حادثه اى امشب در زمين واقع شده است؟ 
فرمود: محمّد صلى الله عليه وآله وسلم كه خاتم انبياء و سرور همه آنها است پا به عرصه گيتى نهاده است. 
گفت: آيا مرا در مورد او نصيبى و بهره اى هست؟ 
فرمود: نه، سئوال كرد: آيا در امّت او بهره دارم؟ 
فرمود: بلى، ابليس گفت: به آن راضى شدم و خشنود گشتم. [۱]
----------
[۱]: امالى صدوق: ۳۶۰ ح ۱ مجلس ۴۸، بحار الأنوار: ۲۵۷/۱۵ ح ۹، تفسير برهان: ۳۲۶/۲ ح ۳.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۲۹] 

«مناقب» از حضرت اميرالمؤمنين صلوات اللَّه عليه روايت كرده است كه فرمود: 
لمّا ولد رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم اُلقيت الأصنام في الكعبة على وجوهها، فلمّا أمسى سمع صيحة من السماء «جاءَ الحقُّ وَزَهَقَ الباطِل إنَّ الباطِلَ كانَ زَهُوقاً» [۳] . 
هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم تولّد يافت، بت هاى داخل كعبه به رو بر زمين 
افتادند، وهنگامى كه شب فرا رسيد صدائى از آسمان شنيده شد كه مى فرمود: «حق ظاهر شد و باطل نابود گرديد، و همانا باطل نابودشدنى است».
. [۱]

----------
[۳]: سوره إسراء، آيه ۸۱. 
----------
[۱]: المناقب: ۳۱/۱، بحار الأنوار: ۲۷۴/۱۵ ح ۲۰.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۳۷] 

امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: 
از امير مؤمنان على عليه السلام درباره علم پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم سئوال شد. 
حضرت فرمود: علم النبيّ صلى الله عليه وآله وسلم علم جميع النبيّين وعلم ما كان وعلم ما هو كائن إلى قيام الساعة. 
علم پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم شامل علم تمام پيامبران است، و او بر آنچه واقع شده و تا روزقيامت به وقوع مى پيوندد دانا است. [۲]
----------
[۲]: بصائر الدرجات: ۱۲۷ ح ۱، بحار الأنوار: ۱۴۴/۱۷ ح ۳۱.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۳۹] 

محدّث نورى قدس سره در كتاب «مستدرك» نقل كرده: درخبرى وارد شده است: 
در قيامت شخصى را مى آورند كه نام او محمّد است، خداوند تبارك و تعالى به او مى فرمايد: ما اساتحييت أن عصيتني وأنت سميّ حبيبي، 
وأنا أستحيي أن اُعذّبك وأنت سميّ حبيبي.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - جلد ۱، صفحه ۱۴۵] 

حيا نكردى معصيت مرا نمودى و خود را بنام حبيب من نام نهادى، و لكن من حيا مى كنم تو را عذاب كنم چون همنام حبيب من هستى. [۱]
----------
[۱]: المستدرك: ۱۳۰/۱۵ ح ۴.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۴۶] 

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرموده اند: 
إذا سمّيتم الولد محمّداً فأكرموه، ووسّعوا له المجالس ولاتقبّحوا له وجهاً. 
هنگامى كه نام فرزند خود را محمّد گذاشتيد او را احترام كنيد و گرامى بداريد، و درمجالس به او جاى دهيد، و براى او چهره درهم نكشيد. [۲]
----------
[۲]: . عيون اخبار الرضا عليه السلام: ۲۸/۲ ح ۳۰ ۲۹ و ۳۱، بحار الأنوار: ۱۲۸/۱۰۴ ح ۱۰ ۸ و ۱۲، و محدّث نورى رحمه الله اين روايت را در كتاب مستدرك الوسائل: ۱۳۰/۱۵ ح ۵ از مجموعه شهيد نقل كرده است.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۴۶] 

از ابو هارون نقل مى كند كه گفت: من در مدينه با امام صادق عليه السلام همنشينى داشتم، چند روزى خدمت آن حضرت نرسيدم، وقتى به محضرش شرفياب شدم به من فرمود: 
اى ابو هارون چند روز است ترا نديده ام؟ 
عرض كردم: خداوند به من پسرى مرحمت فرموده است. 
فرمود: خدا آن را مبارك گرداند، او را چه ناميدى؟ 
عرض كردم: او را محمّد نام نهادم. 
همين كه آن حضرت نام محمّد را شنيد روى خود را به طرف زمين آورد 
و چند بار فرمود: «محمّد، محمّد، محمّد» به اندازه اى كه نزديك بود گونه مبارك آن حضرت به زمين برسد. سپس فرمود: 
بنفسي وبولدي وباُمّي وبأبويّ وبأهل الأرض كلّهم جميعاً الفداء لرسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم لاتسبّه ولاتضربه ولاتسي ء إليه. 
جان من و فرزندانم و پدر و مادرم و تمامى اهل زمين فداى رسول خدا باد. اين فرزند ت را كه محمّد ناميدى دشنام ندهى و او را نزنى و به او بدى نكنى. [۱]
----------
[۱]: الكافى: ۳۹/۶ ح ۲، بحار الأنوار: ۳۰/۱۷ ح ۹، وسائل الشيعة: ۱۲۶/۱۵ ح ۴.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۴۶] 

از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: 
زليخا اجازه خواست كه بر يوسف عليه السلام وارد شود به او گفتند: با آن رفتارى كه نسبت به او داشته اى آيا ناراحت نيستى كه ترا نزد او ببريم؟ گفت: من از كسى كه از خدا مى ترسد هرگز نمى ترسم. 
وقتى زليخا وارد شد، يوسف به او فرمود: چه شده مى بينم رنگ چهره ات تغيير كرده و دگرگون شده اى؟ گفت: 
«الحمدللَّه الّذي جعل الملوك بمعصيتهم عبيداً، وجعل العبيد بطاعتهم ملوكا»، حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پادشاهان را به سبب نافرمانى و گناه آنها به بردگى مى كشاند و بردگان را به خاطر اطاعت و فرمانبردارى آنها به پادشاهى مى نشاند. 
به او فرمود: چه چيزى باعث شد كه چنين رفتارى با من كنى؟ 
گفت: زيبائى و جمال تو مرا به اين كار وادار كرد. فرمود: 
فكيف لو رأيت نبيّاً يقال له: محمّد صلى الله عليه وآله وسلم، يكون في آخر الزمان أحسن منّي وجهاً وأحسن منّي خلقاً، وأسمح منّي كفّاً؟ 
اگر پيغمبرى را كه نام مباركش «محمّد» است و در آخرالزمان به رسالت مى رسد ديده بودى چه مى كردى؟ او از من جمالش نيكوتر، اخلاقش بهتر، كرم و بزرگواريش بيشتراست.
زليخا گفت: راست گفتى. 
فرمود: از كجا دانستى كه من راست گفته ام؟ 
عرض كرد: زيرا همينكه نامش را بردى و اوصافش را بيان نمودى محبّت او بى اختيار در دل من جاى گرفت. 
خداوند تبارك و تعالى به يوسف خطاب كرد و فرمود: زليخا آنچه گفت درست است، و من او را اكنون بخاطر محبّتى كه به حبيبم پيدا كرد دوست دارم، و آنگاه به حضرت يوسف فرمان داد كه با او ازدواج كند. [۱]
----------
[۱]: عدّة الداعى: ۱۵۲، علل الشرايع: ۵۵ ح ۱، بحار الأنوار: ۲۸۱/۱۲ ح ۶۰ و ۱۹۳/۱۶ ح ۳۰، تفسير برهان: ۲۷۱/۲ ح ۶.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۴۸] 

گلچین کتاب القطره آیت الله مستنبط ۱

مؤلّف و رؤياى مهمّ او بعد از تأليف كتاب: 
فرزند بزرگوار و با فضيلت ايشان آقاى حاج سيّد على مستنبط دام عزّه العالى براى من نقل كردند: 
پدر عظيم الشأن من كه خدا بر درجاتش بيفزايد بعد از تأليف جزء اوّل اين كتاب در عالم رؤيا ديد كه از دنيا رفته و سر او بر زانوى مادرش فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها است، از داشتن اين موقعيّت كه دلالت بر بلندى مقام و عظمت شأن او داشت تعجّب كرده و از خود سئوال مى كند: چگونه به اين مقام رسيده اى و چه چيزى باعث شده اين عظمت را بيابى؟ و تا اين سئوال به فكرش خطور مى كند سرور زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها به او الهام نمودند كه: 
هذا جزاء من ألّف كتاب «القطرة»، اين پاداش كسى است كه كتاب «القطرة» را جمع آورى نموده است.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مؤلّف و رؤياى مهمّ او بعد از تأليف كتاب: - جلد ۱، صفحه ۲۴] 

همه خوبی ها

رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله وسلم تصريح فرموده است: 
مَن منَّ اللَّه عليه بمعرفة أهل بيتي وولايتهم فقد جمع اللَّه له الخير كلّه. 
كسى كه خداوند بر او منّت گذاشته معرفت و ولايت اهل بيت مرا به او عنايت كند تمام خوبى‌ها را براى او جمع نموده است. [۱]
----------
[۱]: بشارة المصطفى: ۱۷۶.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۰] 

اعتقاد به ولایت معصومین علیهم السلام از شرایط صحت نماز است.

معرفت به خداوند تبارک و تعالی از مسائل اعتقادى است و اين گونه مسائل نسبت به اعمال عبادى بمنزله روح نسبت به كالبد است، نماز و زكات و عبادت هاى عملىِ ديگر فرع مسائل اعتقادى و اصولى است، به اين جهت اگر اعتقادات انسان صحيح باشد نماز و همچنين ساير اعمال او صحيح است، و گرنه ارزش نخواهد داشت. 
و همان گونه كه توحيد شرط صحّت اعمال است اقرار به رسالت و اعتقاد به ولايت ائمّه طاهرين عليهم السلام نيز شرط صحيح بودن اعمال است. 
فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام شاهد اين مطلب است كه فرمود: 
إنّ ل «لا إله إلّا اللَّه» شروطاً، وإنّي وذرّيّتي من شروطها. [۱] 
همانا براى كلمه توحيد يعنى «لا إله إلّا اللَّه» شرايطى است و من و ذريّه من از آن شرايط هستيم.
----------
[۱]: شرح غرر الحكم: ۴۱۵/۲ ح ۳۴۷۹.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۱] 

همه امور الهى به سوى خاندان وحى عليهم السلام فرود آمده و از بيت آنان به آفريدگان مى رسد. 
در زيارت حضرت امام حسين عليه السلام به آنها خطاب كرده عرض مى كنيم: 
إرادة الربّ في مقادير اُموره تهبط إليكم، وتصدر من بيوتكم.... [۲] 
اراده پروردگار در مقدّرات امورش بسوى شما فرود مى آيد و از خانه هاى مبارك شما خارج مى گردد.
----------
[۲]: بحار الأنوار: ۱۵۳/۱۰۱.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۲] 

رسول اكرم صلى الله عليه وآله وسلم در احاديث بسيار فرموده اند: 
من مات وهو لايعرف إمامه مات ميتة الجاهليّة. [۲] 
هر كس بميرد در حالى كه امامش را نشناخته، به مرگ روزگار جاهليّت مرده است. 
علّامه امينى رضوان اللَّه عليه فرموده است: اين حقيقت روشنى است كه كتب صحاح و مسانيد اهل سنّت آن را ثبت كرده اند و جز خضوع در برابر مفاد آن چاره اى نيست، و اين تعبير اشاره به بدى عاقبت كسى دارد كه بدون امام و پيشوا بميرد و اينكه او از هر گونه سعادت و خوشبختى و رستگارى دور است، و زيراكه مرگ جاهليّت بدترين نوع 
مردن يعنى مرگ در حال كفر و انكار است. [۱]
----------
[۲]: بحار الأنوار: ۷۶/۲۳، الإحقاق: ۸۶/۱۳. 

[۱]: الغدير: ۳۶۰/۱.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۳] 

پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است: 
من أحبّ أن يحيى حياة تشبه حياة الأنبياء ويموت ميتة تشبه ميتة الشهداء ويسكن الجنان الّتي غرسها الرحمان فليتولّ عليّاً وليوال وليّه وليقتد بالأئمّة من بعده، فإنّهم عترتي خُلقوا من طينتي، اللهمّ ارزقهم فهمي وعلمي. 
وويلٌ للمخالفين لهم من اُمّتي، اللهمّ لاتنلهم شفاعتي [۴] 
هر كس دوست دارد زندگى او شبيه زندگى انبياء، و مردنش همانند مردن شهداء باشد و در بهشتى كه خداوند مهربان آن را بنا نهاده ساكن گردد بايد ولايت حضرت على عليه السلام و اولياى او را پذيرفته و به امامان بعد از آن حضرت اقتدا كند، آنها عترت من هستند و از طينت من آفريده شده اند. بار 
پروردگارا ؛ فهم و علم مرا به آنها روزى كن. 
(سپس فرمود: ) واى بر كسى كه با آنها مخالفت كند، خداوندا ؛ آنها را از شفاعت من برخوردار مفرما.
----------
[۴]: الكافى: ۲۰۸/۱ ح ۳.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۴] 

قرآن كريم می فرماید: 
«يا أيُّها المَلأُ أيُّكُم يَأْتيني بِعَرْشِها قَبْلَ أنْ يَأْتُوني مُسْلمين ... × قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتابِ أنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أنْ يَرْتَدَّ إلَيْك طَرْفُك». [۱] 
(حضرت سليمان به اطرافيانش فرمود: ) كداميك از شما تخت بلقيس را قبل از آنكه خودشان را تسليم نمايند مى تواند بياورد ... × كسى كه علمى از كتاب نزد او بود [آصف بن برخيا] گفت: من آن را قبل از آنكه چشمت بهم بخورد نزد تو حاضر مى كنم.

در فرمايش آصف بن برخيا كه مى گويد: «أَنَا آتيكَ بِهِ» «من آن را مى آورم» نكته مهمّى است كه ردّ گفتار وهّابيّت و پيروان جاهل آنهاست: 
خداوند بر آصف بن برخيا منّت گذاشته و اسمى از اسماء خود را به او آموخت، با دانستن آن بر تصرّف در زمان و مكان قدرت پيدا كرد و تخت بلقيس را از مملكت سبا به فارس آورد در حالي كه بين آن دو مكان ۵۰۰ فرسخ فاصله بود، و اين قدرت بزرگ فضل و بخشش الهى نسبت به او بود، و وقتى آصف خواست از اين قدرت استفاده كند به سليمان گفت: «من آن را مى آورم» ونگفت: «من آن را به اذن خدا مى آورم».
----------
[۱]: سوره نمل، آيه ۴۰ - ۳۸.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۵] 

از اين آيه شريفه مى فهميم: وقتى خداوند انبياء و اولياء خود را قدرت و ولايت مرحمت كرد بر آنها واجب نيست هنگام اظهار قدرت بگويند: ما اين كار را به اذن خدا انجام مى دهيم، همان طور كه بر ما واجب نيست وقتى به آنها متوسّل مى شويم بگوئيم: حاجت ما را به اذن خدا عنايت كنيد، همان طور كه گفته آصف را به حضرت سليمان ملاحظه كرديد، با آنكه علم آصف و قدرت او نسبت به علم ائمّه عليهم السلام مانند قطره اى نسبت به دريا است بلكه كمتر از آن است، زيرا «علم الكتاب» يعنى علم تمامى كتاب نزد آنها است. 
عبدالرّحمان بن كثير از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه شريفه «قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتابِ أنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أنْ يَرْتَدَّ إلَيْك طَرْفُك» [۱]، نقل مى كند كه حضرت بين انگشتان خود را باز كرده و آن را روى سينه مباركش قرار داده وفرمود: 
وعندنا واللَّه علم الكتاب كلّه. [۱]

به خدا قسم «علم الكتاب» يعنى علم همه كتاب نزد ما است.
----------
[۱]: سوره نمل، آيه ۴۰. 

[۱]: الكافى: ۲۲۹/۱ ح ۵.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۶] 

اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است: 
قسم بحقّ آن كسى كه دانه را شكافت و خلق را آفريد من از اختيار و قدرتى نسبت به ملكوت آسمانها و زمين برخوردارم كه شما تحمّل دانستن بعضى از آن را نداريد، اسم اعظم پروردگار هفتاد و دو حرف است آصف بن برخيا يك حرف از آن را مى دانست، با آن يك حرف در زمينى كه بين او و تخت بلقيس بود تصرّف كرد، آن را پيمود و تخت را برداشت، دو مرتبه زمين به شكل اوّل برگشت و اين عمل سريع تر از يك چشم بهم زدن انجام شد. 
بخدا قسم ؛ تمام هفتاد و دو حرف نزد ما است، و يك حرف است كه مخصوص خداوند است و در علم غيب او نهفته است، و هيچ نيرو و قدرتى نيست مگر به سبب خداى بلند مرتبه و بزرگ. [۲]
----------
[۲]: بحار الأنوار: ۳۷/۲۷ ح ۵.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - شناخت اهل بيت عليهم السلام و آثار حياتى آن - جلد ۱، صفحه ۱۸] 

مؤلّف و رؤياى مهمّ او بعد از تأليف كتاب: 
فرزند بزرگوار و با فضيلت ايشان آقاى حاج سيّد على مستنبط دام عزّه العالى براى من نقل كردند: 
پدر عظيم الشأن من كه خدا بر درجاتش بيفزايد بعد از تأليف جزء اوّل اين كتاب در عالم رؤيا ديد كه از دنيا رفته و سر او بر زانوى مادرش فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها است، از داشتن اين موقعيّت كه دلالت بر بلندى مقام و عظمت شأن او داشت تعجّب كرده و از خود سئوال مى كند: چگونه به اين مقام رسيده اى و چه چيزى باعث شده اين عظمت را بيابى؟ و تا اين سئوال به فكرش خطور مى كند سرور زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها به او الهام نمودند كه: 
هذا جزاء من ألّف كتاب «القطرة»، اين پاداش كسى است كه كتاب «القطرة» را جمع آورى نموده است.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مؤلّف و رؤياى مهمّ او بعد از تأليف كتاب: - جلد ۱، صفحه ۲۴] 

در تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده، كه فرمود: 
اى امّت محمّد ؛ با هر يك از شما از طرف راست او فرشته اى است كه حسنات او را مى نويسد و از طرف چپ فرشته اى است كه گناهانش را ثبت مى كند، و با او دو شيطان است از طرف ابليس كه او را گمراه مى كنند، وقتى آن دو شيطان در قلب او وسوسه مى كنند اگر ياد خدا كرد و ذكر شريف «لا حول ولا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم وصلّى اللَّه على محمّد وآله [الطيّبين]» را گفت، آن دو شيطان سركوب شده نمى توانند فعّاليت كنند، نزد ابليس آمده شكايت مى كنند كه ما خسته شديم ما رابه لشكرى مدد برسان، هزار نفر براى آنها كمك مى فرستد، همينكه او را قصد مى كنند ياد خدا كرده و صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام مى فرستد، آنها راهى براى نفوذ پيدا نمى كنند و نمى توانند او را مورد حمله خود قرار دهند. [۱]

[۱]: تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام: ۳۹۶.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد ۱، صفحه ۳۰] 

پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرموده اند: 
لولا أنا وأنت يا علي، ما خلق اللَّه الخلق. 
يا على ؛ اگر من و تو نبوديم خداوند خلق را نمى آفريد. [۲] 
و سرّش اين است كه خداوند موجود برتر را در عالم علّت غائى و سبب آفرينش موجود پست تر قرار داده است، زمين را خلق كرده براى روئيدن نباتات، و نباتات را خلق كرده براى حيوانات، و حيوانات را آفريده براى انسانها، همانطور كه خداوند تبارك و تعالى به انسانها خطاب كرده و فرموده است: 
«وَخَلق لَكُم ما فِي الأرْضِ جَميعاً». [۳] 
آنچه در زمين است تمامش را براى شما آفريده است. 

----------
[۲]: همان طور كه خداوند تبارك و تعالى توسّط جبرئيل در ضمن حديث كساء فرموده است: آسمان برافراشته و زمين گسترده و... را نيافريدم مگر به خاطر شما كه اينجا جمع شده ايد. 
[۳]: سوره بقره، آيه ۲۹.

انسان هاى كامل كه جانشين خدا بر روى زمين اند و هدف نهائى آفرينش مى باشند محمّد و آل محمّد عليهم السلام هستند، و لذا فرموده اند:

لو بقيت الأرض بغير امام لساخت. [۱] 
اگر زمين بدون امام و حجّت خدا باقى بماند از هم مى پاشد.
----------
[۱]: امام باقر عليه السلام فرموده است: اگر زمين روزى بدون امام و پيشوايى كه از ما اهل بيت است بماند اهل خود را فرو مى برد و خداوند آنان را به سخت ترين مشكل عذاب خواهد كرد. «بحار الأنوار: ۳۷/۲۳ ح ۶۴».

به خاطر آنكه زمين بخاطر او خلق شده و هرگاه چيزى بخاطر چيز ديگرى آفريده شده باشد وقتى او نباشد آن ديگرى هم نخواهد بود.

 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه اوّل - جلد ۱، صفحه ۴۳] 

همان طور كه در زيارت حضرت حجّت ارواحنا فداه سابقاً به آن اشاره شد: 
فما شي ء منه إلّا وأنتم له السبب وإليه السبيل. [۳] 
هيچ چيز نيست مگر اينكه شما سبب آن و راه رسيدن به آن هستيد.
----------
[۳]: بحار الأنوار: ۳۷/۹۴ سطر ۶.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه اوّل - جلد ۱، صفحه ۴۴] 

كراجكى رحمه الله در كتاب «كنز الفوائد» از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه: ابو حنيفه همراه آن حضرت غذا مى خورد، وقتى حضرت دست از خوردن كشيدند فرمودند: 
الحمد للَّه ربّ العالمين، اللّهمّ إنّ هذا منك ومن رسولك صلى الله عليه وآله وسلم. 
سپاس و ستايش سزاوار خداوندى است كه پروردگار جهانيان است، خداوندا ؛ اين نعمت از تو و از رسول تو است. 
ابوحنيفه گفت: آيا براى خدا شريك قرار مى دهى؟ 
حضرت فرمود: واى بر تو، خداى تبارك و تعالى فرموده است: 
«وَما نَقَمُوا إلّا أنْ أغْناهُمُ اللَّه وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِه» [۱] . 
«در مقام انتقام جوئى برنيامدند مگر بعد از آنكه خدا و رسول ايشان را از فضل وبخشش خود بى نياز كردند». 
«وَلَو أنَّهُم رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّه وَرسُولُه وَقالُوا حَسْبُنا اللَّه سَيُؤْتينا اللَّهُ مِنْ فَضْلِه وَرَسُولُه» [۲] . 
«و چقدر خوب بود اگر ايشان به آنچه خدا و رسول او به آنها مرحمت كرده راضى و خشنود بودند و مى گفتند: خدا ما را كفايت مى كند، و به زودى خدا و رسولش از بزرگوارى و فضل خود به ما عطا خواهد كرد». 
ابوحنيفه گفت: گويا اين دو آيه را از كتاب خدا تاكنون نخوانده و آن را نشنيده بودم. حضرت فرمود: 
اين دو آيه را خوانده اى و شنيده اى، و لكن درباره تو و امثال تو اين آيه نازل شده: 
«أمْ عَلى قُلُوب أقْفالُها» [۳] ؛
----------
[۱]: سوره توبه، آيه ۷۴ و۵۹. 

[۲]: سوره توبه، آيه ۷۴ و۵۹. 

[۳]: سوره محمّد صلى الله عليه وآله وسلم، آيه ۲۴.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه اوّل - جلد ۱، صفحه ۴۴] 

«يا بر دل هايشان قفل زده شده» كه در نتيجه چيزى در آن وارد نمى شود. 
و اين آيه كه فرموده است: 
«كَلّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهم ما كانُوا يَكْسِبُون» [۴] 
«اين طور نيست، بلكه بر دل هاى آنها به خاطر اعمالى كه انجام داده اند پرده كشيده شده است». [۵]
----------
[۴]: سوره مطفّفين، آيه ۱۴. 
[۵]: كنز الفوائد: ۳۶/۲، بحار الأنوار: ۲۱۶/۱۰ ح ۲۴۰/۴۷ ۲۱۶ ح ۲۵، و ۳۸۴/۶۶ ح ۵۲، وسائل الشيعة: ۴۸۲/۱۶ح ۹.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه اوّل - جلد ۱، صفحه ۴۵] 

امام صادق عليه السلام فرمود: وأعينونا بطول السجود. [۲] 
و ما را به طولانى كردن سجده هاى خود يارى دهيد. 
----------
[۲]: بشارة المصطفى: ۲۶۰. 

[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه دوّم: - جلد ۱، صفحه ۴۸] 

رسول اكرم صلى الله عليه وآله فرمود: 
لايؤمن عبد حتّى أكون أحبّ إليه من نفسه، وتكون عترتي أحبّ إليه من عترته. [۱] 
ايمان نياورده كسى به خداوند تا اينكه مرا از خودش بيشتر دوست داشته باشد، ونسل مرا از نسل خودش.
----------
[۱]: علل الشرايع: ۱۴۰/۱ ح ۳، بحار الأنوار: ۸۶/۲۷ ح ۳۰، و ص ۱۱۲ ح ۸۵، بشارة المصطفى: ۵۲ و ۱۶۸ (با اندكى اختلاف).
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه دوّم: - جلد ۱، صفحه ۴۸] 

و از جابر بن یزید جعفی نقل شده كه گفت: سرور عالميان امام باقر عليه السلام را هجده سال خدمت كردم، وقتى خواستم از خدمتش مرخص شوم او را وداع كرده و عرض كردم: مرا مطلبى بفرما تا استفاده كنم. حضرت فرمود: 
اى جابر ؛ بعد از هجده سال كه در خدمت ما بوده اى؟ 
عرض كردم: بله، شما درياى بيكرانى هستيد كه هرگز به انتهاى آن نمى توان رسيد. فرمود: 
يا جابر ؛ بلّغ شيعتي عنّي السلام، وأعلمهم أنّه لا قرابة بيننا و بين اللَّه عزّوجلّ، و لايتقرّب إليه إلّا بالطاعة له. 
يا جابر ؛ من أطاع اللَّه وأحبّنا فهو وليّنا. 
اى جابر ؛ شيعيانم را از جانب من سلام برسان، و به آنها خبر بده كه بين خدا و ما قرابتى نيست، تقرّب يافتن به پروردگار جز از راه اطاعت كردن دستوراتش ممكن نيست. اى جابر ؛ كسى كه اطاعت خدا كند و ما را دوست بدارد او اهل ولايت ما است. [۱]
----------
[۱]: امالى طوسى: ۲۹۶ ح ۲۹ مجلس ۱۱، بحار الأنوار: ۱۸۲/۷۸ ح ۸، بشارة المصطفى: ۱۸۹.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه دوّم: - جلد ۱، صفحه ۵۱] 

مؤلّف رحمه الله گويد: ابراهيم خليل الرحمان فرموده است: «رَبِّ أرِني كَيْف تُحْيِى المَوْتى... لِيَطْمَئِنَّ قَلْبى» [۲] ؛ «پروردگارا ؛ به من نشان بده چگونه مرده‌ها را زنده مى كنى؟... تا قلب من اطمينان پيدا كند»، ولى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است: 
لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً [۳] . [۴] 
اگر پرده‌ها كنار زده شود به يقين من چيزى افزوده نمى شود.
----------
[۲]: سوره بقره، آيه ۲۶۰. 

[۳]: علّامه مجلسى رحمه الله در «بحار الأنوار: ۱۴۲/۷۰» فرموده است: يقين سه مرتبه دارد، علم اليقين، عين اليقين و حقّ اليقين. و فرق ميان اينها با يك مثال روشن مى شود، مثلاً كسى كه علم اليقين نسبت به آتش دارد ديدنى‌ها را توسّط روشنائى آتش مشاهده مى كند، مرتبه عين اليقين ديدن جرم و مادّه آتش است، و مرتبه حقّ اليقين سوختن در آتش و از بين بردن خوديّت و آتش شدن است، و بالاتر از اين مرحله اى نيست و قابل افزودن نمى باشد. 
[۴]: بحار الأنوار: ۲۰۹/۶۹ سطر ۸. علّامه مجلسى رحمه الله در «بحار الأنوار: ۱۳۴/۴۶ ح ۲۵» داستان حرّه دختر حليمه سعديّه را هنگامى كه بر حجّاج ثقفى وارد شد نقل كرده و در قسمتى از آن آورده است: حجّاج از او سؤال كرد: چگونه على عليه السلام را بر پدر انبياء يعنى ابراهيم خليل اللَّه برترى و فضيلت دادى؟ جواب داد: خداوند تبارك و تعالى او را برترى داده است آنجا كه فرموده است: «وإذ قال إبراهيم رَبّ أرِني كَيف تُحيى المَوْتى قال أوَلَم تُؤمن قال بَلى وَلكن لِيَطمئنّ قَلبي» ؛ «وقتى ابراهيم عرض كرد: خدايا ؛ به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده مى كنى؟ خطاب شد: آيا به آن اعتقاد و ايمان ندارى؟ عرض كرد: ايمان دارم ولى مى خواهم دلم اطمينان و آرامش پيدا كند»، ولى مولاى من اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است: «اگر پرده‌ها كنار زده شود به يقين من چيزى افزوده نمى شود»، و همه مسلمانان بدون اختلاف اقرار دارند كه اين فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام است و هيچ كس پيش از آن حضرت و نيز بعد از ايشان اين مقام را براى خود قائل نشده و درباره خودش نگفته است.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۵۶] 

حضرت ابراهيم عليه السلام كه بعد از پيغمبر ما اشرف پيغمبران است قلبش اطمينان پيدا نمى كند تا اينكه واقع را ببيند، امّا اين نور درخشنده و اين روشنائى تابنده نزد او ظاهر و باطن مساوى است.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۵۷] 

چون خداوند پيغمبر خود را كامل گردانيد بوجهى كه اختيار نكند مگر آنچه را كه موافق حق و صواب باشد و خطور نكند به فكر او آنچه مخالف با خواست الهى باشد تعيين بعضى از امور را به او واگذار كرد. 
مانند: زياد كردن ركعات بعضى از نمازها، و تعيين نمازهاى نافله وروزه هاى مستحبّى، و مثل ارث بردن جدّ سدس را [۲] و حرام كردن تمام مسكرات، و اين بخاطر آن است كه كرامت و شرافت او را كه نزد خداوند دارد ظاهر كند، و در اين موارد اصل تعيين جز به وحى يا الهام نيست. [۳]

همانطور که در قرآن فرمودند: «وَمايَنْطِق عَنِ الهَوى × إنْ هُو إلّا وَحْي يُوحى» [سوره نجم، آيه ۳ و ۴] ؛ «و آنها از روى هواى نفس كلامى نمى گويند بلكه گفتارشان متّكى به وحى الهى است».

----------
[۲]: سدس، يعنى يك ششم آنچه را كه ميّت از خود بر جاى گذاشته است. 
[۳]: بحار الأنوار: ۳۴۸/۲۵. در حديثى امام باقر عليه السلام فرموده است: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مقدار ديه چشم و ديه جان آدمى را معيّن و مقرّر فرمود، شراب وهر مست كننده اى را حرام نمود، شخصى به آن حضرت عرض كرد: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آنها را بدون اينكه وحى به اورسيده باشد تعيين كرد؟ امام عليه السلام فرمود: بلى، تا فهميده شود چه كسانى اطاعت از رسول و فرستاده او مى كنند و چه كسانى نافرمانى مى نمايند. «الكافى: ۲۶۷/۱ ح ۷».
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۶۳] 

همان طور كه صفّار رحمه الله در كتاب «بصائر» از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود: 
خداوند پيامبرش را به تعليم و تربيت خود پرورش داد تا او را همان طور كه خواست و اراده اش بود استوار و پابرجا ساخت، سپس امر تشريع را به او واگذار نمود و فرمود: «ما آتاكُمُ الرَسُول فَخُذُوه وَما نَهاكُم عَنْهُ فَانْتَهوا» [۴] ؛ «آنچه رسول و فرستاده ما شما را به آن دستور مى دهد عمل كنيد و از آنچه نهى مى كند اجتناب نمائيد». 
فما فوّض اللَّه إلى رسوله فقد فوّضه إلينا، و آنچه را كه خداوند به رسولش واگذار نموده به ما نيز اختيارش را مرحمت كرده است. [۱]
----------
[۴]: سوره حشر، آيه ۷. 
[۱]: بصائر الدرجات: ۳۸۳ ح ۱، بحار الأنوار: ۳۳۲/۲۵ ح ۹، اصول كافي: ۲۸۶/۱ ح ۹، الوافى: ۶۱۹/۳ ح ۹.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۶۳] 

حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام روايت كرده كه فرمود: 
إنّ اللَّه جعل قلوب الأئمّة مورداً لإرادته، فإذا شاء اللَّه شيئاً شاؤوه، وهو قول اللَّه عزّوجلّ «وَما تَشاؤُون إلّا أنْ يَشاءَ اللَّه» [۲] . 
خداوند قلوب ائمّه عليهم السلام را محلّ اراده خودش قرار داده است، هر گاه چيزى را اوبخواهد ايشان نيز آن را مى خواهند، و همين است مضمون فرمايش پروردگار: «وآنها (يعنى اولياء پروردگار) چيزى نمى خواهند مگر آنچه را كه خداوند بخواهد». [۳]
----------
[۲]: سوره الإنسان، آيه ۳۰ ؛ سوره تكوير، آيه ۲۹. 
[۳]: بصائر الدرجات: ۵۱۲، بحار الأنوار: ۳۷۲/۲۵ ح ۲۳، تفسير قمى: ۴۰۹/۲، بحار الأنوار: ۱۱۴/۵ ح ۴۴ و ۳۰۵/۲۴ح ۴، تفسير برهان: ۴۳۵/۴ ح ۳، ينابيع المعاجز: ۴۴، اللوامع: ۴۵۸.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۶۸] 

كامل بن ابراهيم نقل مى كند: بر امام عسكرى عليه السلام وارد شدم تا از او درباره تفويض سئوال كنم، خدمت آن حضرت سلام كرده و نشستم، ناگهان ماه پاره اى را كه گويا در سنين چهار سالگى بود مشاهده كردم به من فرمود: 
يا كامل ؛ جئت إلى وليّ اللَّه وحجّته، تسأله عن مقالة المفوّضة، كذبوا بل قلوبنا أوعية لمشيّة اللَّه [فإذا شاء شئنا] واللَّه يقول: « وَما تَشاؤُون إلّا أنْ يَشاءَ اللَّه» [۲] ... 
اى كامل ؛ نزد ولىّ خدا و حجّت او رسيده اى تا از گفتار گروه مفوّضه سؤال كنى؟ آنها دروغ گفته اند، مطلب آنطورى كه آنها مى گويند نيست، بلكه قلوب ما ظرف وجايگاه مشيّت پروردگار است، هر گاه او بخواهد ما مى خواهيم، و او فرموده است: «و نمى خواهند جز آنچه را كه خداوند بخواهد»... [۳]
----------
[۲]: سوره دهر (الإنسان)، آيه ۳۰ ؛ سوره تكوير، آيه ۲۹. 

[۳]: آن را در كتاب «روضة الواعظين» نيافتم ولى شيخ طوسى در كتاب غيبة: ۱۴۸ نقل كرده است. بحار الأنوار: ۵۰/۵۲ ضمن ح ۱۱۷/۷۰ ۳۵ ح۱۶۳/۷۲ ۵ ح ۲۰ و ۳۰۲/۷۹ ح ۱۲، تبصرة الولى: ۶۰، الخرائج: ۴۵۸/۱ ح ۴، كشف الغمّة: ۴۹۹/۲، ينابيع المودّة: ۴۶۱ (با اختصار)، إلزام الناصب: ۳۴۱/۱ ح۳، منتخب الأثر: ۳۴۸ ح۱، انوار المضيئة: ۱۳۹، اثبات الوصيّة: ۲۵۲.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۷۱] 

در «تفسير امام عسكرى عليه السلام» از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: 
لاتتجاوزوا بنا العبوديّة ثمّ قولوا ما شئتم ولن تبلغوا، وإيّاكم والغلوّ كغلوّ النصارى، فإنّي بري ء من الغالين... [۱] 
ما را از مرحله عبوديّت فراتر ندانيد آنگاه آنچه مى خواهيد بگوئيد و نمى توانيد به كنه عظمت ما برسيد، و بپرهيزيد كه همانند نصارى درباره ما غلوّ كنيد، زيرا من از غلوكنندگان بيزارم...
----------
[۱]: تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام: ۵۰ ح ۲۴، بحار الأنوار: ۲۷۴/۲۵ ضمن ح ۲۰.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۷۲] 

امام صادق عليه السلام به يكى از اصحابش به نام حمران بن اعين فرمود: 
يا حمران؛ إنِ الدنيا عند الإمام والسماوات والأرضين إلّا هكذا - وأشاربيده الى راحته - يعرف ظاهرها وباطنها وداخلها وخارجها ورطبها ويابسها. [۳] 
اى حمران ؛ نيست دنيا با تمامى وجودش و آسمان‌ها و زمين نزد امام عليه السلام مگر اين چنين - و اشاره به كف دست مباركش كرد - ظاهر و باطن آن را، داخل و خارجش را، و خشك و تر آن را مى داند.
----------
[۳]: المحتضر: ۱۴۳، بحار الأنوار: ۳۸۵/۲۵ ح ۴۲.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۷۴] 

يحيى بن زكريّا نقل شده، دلالت مى كند. مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: 
من سرّه أن يستكمل الإيمان كلّه فليقل: القول منّي في جميع الأشياء قول آل محمّد فيما اسرّوا وما أعلنوا وفيما بلغني عنهم وفيما لم يبلغني. [۱] 
كسى كه دوست دارد ايمان او كامل گردد بايد بگويد: گفته من درباره همه چيز همان فرمايش آل محمّد عليهم السلام است در آنچه پنهان كرده اند و آنچه اظهار نموده اند، و درآنچه از ايشان به من رسيده يا نرسيده است.
----------
[۱]: الكافى: ۳۹۱/۱ ح ۶، بحار الأنوار: ۳۶۴/۲۵ ح ۲، به نقل از كتاب مختصر بصائر الدرجات: ۹۳.
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - مقدّمه سوّم: - جلد ۱، صفحه ۷۶] 

گلچین کتاب خاطرات آموزنده محمدی ری شهری

۱ / ۱پيروزي حزب الله لبنان با عنايت حضرت فاطمه عليها السلامدو ماه پس از پيروزي بزرگ حزب الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه بر صهيونيست ها، در تاريخ ۲۳/۷/۱۳۸۵ (۲۱ رمضان ۱۴۲۸) آقاي سيد حسن نصرالله رهبر حزب الله در ضيافت افطاري در تهران حضور يافت. اين جانب كه در جلسه حضور داشتم از ايشان عامل پايان يافتن جنگ ۳۳ روزه را پرسيدم؟ ايشان پاسخ داد: جنگ را حضرت فاطمه عليها السلام پايان داد. اين پاسخ براي ما شگفت انگيز بود. البته من پيش از اين به صورت اجمال عنايت حضرت فاطمه عليها السلام را در اين باره شنيده بودم. باري، ايشان در تبيين چگونگي آتش بس در جنگ، فرمود: اسرائيل در جنگ زميني پيشرفتي نداشت، هزار نفر در برار چهل هزار نفر مقاومت مي‌كردند، اما در روزهاي پاياني جنگ، با هلي برد [۱] شبانه، پشت نيروهاي ما نيرو پياده مي‌كرد، و اين اقدام براي ما بسيار خطرناك بود؛ چون در آن زمان براي ما زدن هليكوپترهاي آن‌ها در شب امكان پذير نبود. سپس ماجراي عنايت حضرت فاطمه عليها السلام را به نقل از فرمانده عمليات جنوب چنين نقل كرد: 

شماست، ما هم براي شما دعا مي‌كنيم». مجدداً اصرار كردم، فرمود: «ببينم... ». بار سوم، ضمن اصرار پيشنهاد كردم كه لااقل يكي از هليكوپترهاي دشمن را كه با آن‌ها نيرو هلي برد مي‌كند، ساقط كنيد! ايشان در پاسخ اين پيشنهاد فرمود: «بسيار خوب! »در اين حال، حضرتش دستمالي را از زير چادر بيرون آورد و به طرف بالا پرتاب كرد و فرمود: «خواسته شما انجام شد». از خواب بيدار شدم، به اتاق ديگري كه جمعي از فرماندهان حضور داشتند آمدم و ماجرا را توضيح دادم. همان موقع تلفن زنگ زد، يكي از حاضران تلفن را برداشت، چند كلمه اي صحبت كرد كه حالش دگرگون شد و به سجده افتاد، سپس گفت: هليكوپتر دشمن ساقط شد! بعد معلوم شد كه در همان لحظه اي كه حضرت فاطمه عليها السلام دستمال را به آسمان پرتاب كرده، يكي از هليكوپترهاي دشمن به وسيله يكي از نيروهاي حزب الله به گونه اي معجزه آسا هدف قرار گرفته است. شخصي كه هليكوپتر را سرنگون كرده بود، در توضيح اين اقدام مي‌گويد: در اتاق بودم و به دلم القا شد كه موشكي بردارم و بيرون بروم. بيرون رفتم، احساس كردم كه 

موشك علامت مي‌دهد، ولي در آسمان چيزي پيدا نيست، شليك كردم، ناگاه ديدم چيزي در آسمان آتش گرفت، و با سرنشين‌ها سقوط كرد!
----------
[۱]: .. هِلي بُرد: جابه جايي نيرو به وسيلۀ هلي كوپتر، به ويژه به پشت مواضع دشمن.
 [خاطره های اموزنده - ۱ / ۱پيروزي حزب الله لبنان با عنايت حضرت فاطمه عليها السلام - صفحه۱۶] 

هواپيماي اسكورسي اسرائيل، به نام «پرنده يعصور»، که سقوط كرد، پنجاه نفر خدمه پرواز داشت. 

حجة الاسلام و المسلمين سيد موسي موسوي نمايندۀ سابق ولي فقيه در كردستان بودند. ایشان چندین سال قبل از انقلاب ، در کردستان در حوزه علمیه فعالیت داشتند و جوانان آن منطقه را از دام انجمن حجتیه و جریانات مارکسیست نجات دادند. به علت علاقه به حضور در حوزه علمیه قم در سال ۵۴ یا ۵۶ اثاث خود را جمع کردند تا به قم برگردند ولی باز در تصمیم خود مردد بودند که در همان روز در یک رؤیا خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می رسند. بقیه داستان از زبان خود ایشان ...
بنده ناگهان به يادم افتاد كه اين بهترين فرصت است كه با كسب نظر مستقيم از حضرت [در باره ماندنم در كرمانشاه] تصميم بگيرم. پس از سؤال بنده، حضرت _ روحی فداه _ آن چنان روی در هم كشيدند كه هنوز پس از سال‌ها تلخی آن در ذائقه بنده مانده است و فرمودند: «دل من از دست روحانيون خون است كه يا در قم و حوزه‌هاي مشابه آن به بهانه‌های مختلف می‌مانند يا به جاهای خوش آب و هوا و همراه با اقبال مردم می‌روند. پس اين گونه مناطق را _ كه بسيارند _ چه کسانی تأمين نياز كنند!» 

خاطره های آموزنده ، محمدی ری شهری، خلاصه ای از صفحه ۶۹ تا ۷۱.

هر کس در برابر این انقلاب بایستد

آیت الله محمدی ری شهری : در ديداري كه در تاريخ ۲۳/۱۲/۱۳۷۵ با حضرت آية الله بهجت رحمه الله داشتم، فرمودند: قبل از پيروزى انقلاب، خواب ديدم كه شاه به سيّد جوانى، خيلى احترام مى كرد. 

در عالم رؤيا فهميدم كه پس از شاه، او خواهد بود. پس از پيروزى انقلاب، ديدم كه همان طور شد؛ ولى قيافه آقاى خمينى با آن جوان، تطبيق نمى كرد؛ امّا وقتى عكس جوانى ايشان را آوردند، ديدم عيناً همان است.

در عالم رؤيا، آن جوان، چيزى گفت كه از آنچه مى گويم، معلوم مى شود. پس از انقلاب، آقاى خمينى گفت: «هر كس در برابر اين انقلاب بايستد، هلاك مى شود» و به اين ترتيب آنچه در خواب ديده بودم، تعبير شد. [زمزم عرفان، يادداشت شمارۀ ۱۲ بند]

[خاطره های اموزنده - ۲ / ۱پيشگويي در بارۀ پيروزي انقلاب اسلامي - صفحه۱۰۱] 

صاحب اصلي پرچم 

آقاي علي محمد بشارتي وزير اسبق كشور نقل كرد: در تابستان ۱۳۵۸ هنگامي كه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشي داشتيم كه آقاي شريعتمداري در مشهد گفته است: من بالأخره عليه آقاي خميني اعلام جنگ مي‌كنم. آن هنگام امام خميني قدس سره هنوز در قم بود. 
من خدمت امام رسيدم و ضمن ارائه گزارش‌هاي ديگر، خبر ياد شده را نيز مطرح كردم. ايشان موقع صحبت‌هاي من سرش پايين بود و گوش مي‌داد، ولي همين كه گزارش مربوط به سخن آقاي شريعتمداري را گفتم، سر بلند كرده، فرمود: «اين‌ها چه مي‌گويند؟! پيروزي ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق مي‌شويم، در اينجا حكومت اسلامي تشكيل مي‌دهيم و پرچم را به صاحب پرچم مي‌سپاريم». پرسيدم: خودتان؟ امام قدس سره سكوت كردند و پاسخ ندادند.
[خاطره های اموزنده - ۲ / ۵ جانشين حضرت امام خميني رحمه الله - صفحه۱۰۶] 

۲ / ۷آينده انقلاب اسلامي

در تاريخ ۶/۲/۱۳۸۷ در ديداري كه همراه جمعي از دوستان در تهران با آقاي سيّد حسن نصر الله رهبر حزب الله لبنان داشتيم، ايشان فرمود: دو سه سال پيش از رحلت حضرت امام خميني رحمه الله، شخصي به نام «الحارس» كه از نيروهاي استشهادي حزب الله بود، گفت: با اتومبيل شخصي از بيروت خارج مي‌شدم. شخصي را با لباس و هيئت عربي ديدم كه حدود شصت سال سن داشت. از او خوشم آمد و او را سوار كردم. در راه با روشن شدن ضبط صوت اتومبيل، صداي شعار مردي شنيده شد كه مي‌گفت: «حتي ظهور المهدي اِحفظ لنا الخميني» و در ادامه آن مي‌گفتند: «اِحفظ لنا المنتظري خليفة الخميني». آن شخص وقتي شعار نخست را شنيد، گفت: شما تصور مي‌كنيد كه پرچم جمهوري اسلامي به دست امام خميني تحويل حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه مي‌شود؛ ولي اشتباه مي‌كنيد.... در مورد شعار دوم هم گفت: منتظري خليفه خميني نخواهد شد؛ اما انقلاب ايران مشكلي پيدا نمي كند، به جاي امام خميني سيّدي خواهد آمد. همچنين اضافه كرد: شما فكر مي‌كنيد جنگ ادامه پيدا مي‌كند و سپاه ايران براي فتح قدس به لبنان خواهد آمد؛ اما اشتباه مي‌كنيد. جنگ ايران و عراق پايان مي‌يابد و ميان سربازان آن‌ها گُل رد و بدل مي‌شود. 
وي افزود: سه جنگ ميان حزب الله و اسرائيل پيش مي‌آيد كه در دو جنگ حزب الله پيروز مي‌شود؛ ولي در جنگ سوم، پيروزي حزب الله خيلي گسترده است! او گفت: در عراق، حكومت اسلامي برپا نمي شود؛ ولي حكومتي روي كار مي‌آيد كه گويا عراق، جزئي از ايران است.... وي افزود: به استثناي دو مورد، همه پيشگويي‌هاي وي تحقق يافته است.

 [خاطره های اموزنده - ۲ / ۶صاحب اصلي پرچم - صفحه۱۰۷] 

[پسرم شهید] حميد [تقوی نیا] به ما مي‌گفت: مي‌خواهيد برويد بهشت زهرا چيز خوبي ببريد، ميوه پَست نبريد. اگر شيريني مي‌خواهيد ببريد نان و شيريني خوبي ببريد، چيز پست براي شهدا نبريد. 

 [خاطره های اموزنده - ۳ / ۷آموزش شهيد در عالم برزخ! - صفحه۱۳۶] 

حجة الاسلام سيد يحيي حسيني که يكي از روحانيون موفق كاروان‌هاي حج است كه ساليان متمادي در خدمت زائران خانۀ خدا بوده است می‌گوید:
در سال ۱۳۴۶ هجري شمسي براي بار نخست با كارواني از تهران توفيق تشرف به مكه مكرمه را پيدا كردم. دوست داشتم از این به بعد هر سال به حج مشرف شوم در شهر جده در مکانی به نام «مدینة الحاج» که یک ساختمان سه طبقه است شخصی را دیدم [که یا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یا از یاران ایشان بود]

به ایشان خواسته خود را گفتم و ایشان این دستورالعمل برای این حاجت دادند : در زمان واحد (هر وقت از شبانه روز، مثلاً دو بعد از ظهر يا دو نيمه شب) و در مكان واحد؛ طوري كه كسي نبيند و متوجه نشود و خود هم به كسي نگويي، اين عمل را چهارده روز يا شب، پياپي تكرار كن، نتيجه آن در خواب بر تو آشكار مي‌شود. 
جلسه اوّل دو ركعت نماز و بعد از نماز يك هزار صلوات تقديم به حضرت رسول، جلسه دوم تقديم به حضرت علي بن ابي طالب و همين كيفيت تا جلسه چهاردهم به نام مقدّس حضرت مهدي عليه السلام. 

تسبيح گِلي سياه كه با آن صلوات مي‌فرستي را هم به ديوار رو به قبله آويزان كن كه كسي آن را نبيند و فقط خود برداري و صلوات را بشمري و به جاي اوّلش آويزان كني. اين دستور را نوشتند يا نوشتم و ايشان از اطاق خارج شدند. [بنده به این دستور، عمل کردم و]
بحمدالله به دعاي آن آقا تا كنون غير از سال‌هايي كه سفر حج تعطيل شد، همه سال‌ها مشرف بودم؛ يا به عنوان خدمه يا به عنوان معاون مدير و يا به عنوان روحاني، و اميدوارم خداوند اين توفيق را تا وقت مرگ از من نگيرد.
[ممکن است این دستورالعمل برای گرفتن حاجات دیگر نیز کارگشا باشد]
[خاطره های اموزنده - ۴ / ۱۰دعا جهت تداوم تشرّف به حج - صفحه۱۹۷ تا ۱۹۹] 

۴ / ۳۱نعمتِ غيرمترقبه در مِنا 
۴ / ۳۱نعمتِ غيرمترقبه در مِناجناب حجّة الاسلام و المسلمين محسن قرائتي نقل كرد: زماني كه در مِنا و عرفات لوله كشي نشده بود و آب را در بشكه‌ها مي‌ريختند و داغ مي‌كردند، سالي به سفر حج مشرّف شدم. در مِنا خيمه هايمان را گم كرده بودم. هوا بسيار گرم بود و من هم تشنه بودم. شخصي مرا ديد و پس از احوال پرسي گفت: دنبال چه مي‌گردي؟ چه مي‌خواهي؟ گفتم: گم شده ام، هر چه جستجو مي‌كنم محل اسكان را نمي يابم. دوباره پرسيد: خوب، چه مي‌خواهي؟ به شوخي گفتم: دوش آب سرد و يك انار يزدي! دستم را گرفت و به خيمه اي برد كه بعد فهميدم مربوط به آقاي مهندس [سيّد محمّدعلي] شهرستاني [۱] است. به گوش آقاي مهندس چيزي گفت. او هم تعارف كرد. او در خيمه اش دوشي درست كرده بود. با آن دوش، آب سردي روي تنم ريختم كه جگرم حال آمد. وقتي خواستم خداحافظي كنم، يك انار در مقابلم گذاشت و قسم خورد كه انار يزد است. اين خاطره برايم حادثه اي غيرمنتظره و بسيار شيرين بود.
----------
[۱]: .. معمار برجستۀ ايران و جهان اسلام كه در نوسازي حرم‌هاي امام رضا عليه السلام و حضرت معصومه عليها السلام پيش از پيروزي انقلاب و حرم امام حسين عليه السلام بعد از سقوط صدّام، نقش محوري و مؤثّر داشت و نخستين طرّاح راه‌هاي مواصلاتي مِنا و شبكۀ آب رساني مِنا و عرفات بود. وي در اسفند ۱۳۹۰ در هشتاد سالگي در تهران درگذشت.
 [خاطره های اموزنده - ۴ / ۳۰درخواست بيست بار حج بر كوه صفا - صفحه۲۴۹] 

آية الله شيخ مرتضي طالقاني یکی از علمای بزرگ بود که آية الله العظمي بروجردي در زمينه مسائل عرفاني و اخلاقي از محضر ایشان استفاده ‌كرده است.
يكي از برنامه‌هاي این عالم بزرگوار، التزام به اذان گفتن بود و اين امر را لازمه انسان سازي مي‌دانستند و مقيّد بودند كه در هر سه نوبت، روي پشت بام مدرسه بروند و اذان بگويند. ايشان حتّي در شب وفاتشان نيز روي پشت بام رفتند و اذان صبح را گفتند.
 [خاطره های اموزنده - صفحه۳۰۸] 

تشرّف به محضر امام عصر _ ارواحنا فداه _اوايل سال ۱۳۷۱ شمسي شنيدم آية الله بهاء الديني بيمار است. ضمناً خبرهايي داشتم مبني بر تشرّف ايشان خدمت امام عصر _ ارواحنا فداه _. موضوع را با مرحوم آية الله مشكيني مطرح كردم. قرار شد همراه ايشان به عيادت آية الله بهاءالديني برويم تا ضمن احوال پرسي اين خبر را نيز از خودشان سؤال كنيم. شب جمعه ۲۷/۱/۱۳۷۱ (۱۲ شوال ۱۴۱۲) خدمت ايشان رسيديم. پس از سلام و احوال پرسي، و پيش از آن كه سؤالي را درباره تشرّف ايشان مطرح كنيم، فرمود: چند شب قبل، آقا امام زمانعجل الله تعالي فرجه از همين در (اشاره به سمت چپ اتاقي كه در آن بوديم) آمدند و سلام پرمحتوايي كردند؛ سلامي كه تاكنون با اين محتوا نشنيده بودم، و از آن در (اشاره به در ديگر اطاق) رفتند و من چيزي نفهميدم. سپس به دو نكته اشاره كردند: من شصت سال است در انتظار اين معنا بودم. احوالات كساني كه به محضر امام عصرعجل الله تعالي فرجه تشرف يافته اند را از كتاب بحارالأنوار مي‌خواندم، ديدم هر كسي كه آن حضرت را ديده، در ارتباط با مسائل مادي بوده. متوجه شدم كه مردم ما هنوز لياقت حكومت امام زمان عليه السلام را ندارند.
 [خاطره های اموزنده - شنيدن پاسخ سلام، از امام رضا عليه السلام - صفحه۳۱۶] 

رفتار حضرت آية الله بهاءالديني بيش از گفتارش آموزنده بود؛ حُسن معاشرت، ساده زيستي، بي اعتنايي به دنيا و رعايت نهايت ادب در برخوردهاي ايشان كاملاً مشهود بود.

آية الله علي اكبر مسعودي گفت: شنيدم كه آية الله بهاءالديني براي زيارت امام رضا عليه السلام به مشهد مشرف شده و از طرف مسجد گوهرشاد تا نزديك در حرم مطهر رفته و پس از عرض سلام از همان جا برگشته، بدون آن كه داخل حرم شود. از ايشان پرسيدم: چرا داخل حرم نشديد؟ فرمود: مي‌رويم دَمِ در، سلام مي‌كنيم، جواب مي‌دهند، برمي گرديم!
 [خاطره های اموزنده - شنيدن پاسخ سلام، از امام رضا عليه السلام - صفحه۳۱۶ و ۳۱۷] 

نظر آية الله بهاءالديني درباره مسجد جمكران

آیت الله بهاء الدینی در پاسخ اين جانب (محمدی ری شهری) كه پرسیدم نظر شما درباره مسجد جمكران چيست، فرمود: چيزي كه من خود ديده‌ام اين است كه قريب ده بار در مُحاذات [۱] آن، حال من تغيير كرده و ناراحتي‌ها برطرف شده است.
----------
[۱]: .. محاذات: رو به رو.
 [خاطره های اموزنده - نظر آية الله بهاءالديني دربارۀ مسجد جمكران - صفحه۳۲۰] 

نقش نماز در زوال اندوه

آية الله خويي نقل كرد كه فرزند آية الله قاضي از دنيا رفته بود، براي تسليت رفته بوديم، ايشان فرمود: همه هَمّ و غمّ ما در دنيا تا تكبيرة الاحرام است!
 [خاطره های اموزنده - مجازات شهادت دروغ در برزخ - صفحه۳۳۲] 

لذت نماز!
مرحوم آية الله سيّد احمد فهري زنجاني (م ۱۳۸۵ ش) که پنج سال محضر آية الله قاضي را درك كرده بود فرمودند :
از آية الله قاضي شنيدم كه فرمود: «دو سه روز است فكر مي‌كنم اگر در بهشت نگذارند ما نماز بخوانيم، چه كنيم!»

 [خاطره های اموزنده - راز سجده‌هاي طولاني - صفحه۳۳۲] 

راز سجده‌هاي طولاني

آية الله سيّد احمد فهري زنجاني فرمودند:
سيد علي اكبر اَعميٰ [که طلبه باتقوایی بود و در مدرسه رضویه قم حجره داشت] مي‌گفت: مدت ده روز براي من حالي دست داد كه هر مشكلي داشتم حل مي‌شد. شبهه اي در حال نماز برايم پيش آمد و آن اين بود كه چگونه ممكن است افرادي مانند اُويس قَرَن و... يك شب تا صبح سجده كنند.
با اين ذهنيت به ركوع رفتم و گفتم: «سُبحانَ رَبِّيَ العظيمِ وبِحَمدِهِ». خيلي لذت بردم. دوباره گفتم. لذتم بيشتر شد. همچنان هر چه بيشتر اين ذكر را مي‌گفتم بيشتر لذت مي‌بردم.... بدين سان شبهه من برطرف شد كه اهل معرفت كه از انس با خدا خسته نمي شوند به دليل لذّتي است كه از نظر معنوي احساس مي‌نمايند.

 [خاطره های اموزنده - راز سجده‌هاي طولاني - صفحه۳۳۲] 

حكمت شفا نيافتن جوان بيمار

آیت الله آقا مرتضی تهرانی فرمودند:
صبح‌هاي جمعه با پدرم به زيارت حضرت عبدالعظيم عليه السلام مي‌رفتيم، يك روز در بازگشت از حرم مغازه اي را در بازار قديم شهر ري _ كه نزديك چهار سو بود _ نشان داد و فرمود: در اينجا سيدي بود كه هر وقت از اين مغازه عبور مي‌كردم قدري كنار او مي‌نشستم. الآن نظير آن مرد وجود ندارد. وي عطار بود، يك روز تعريف كرد كه پسري داشت هفده هيجده ساله، مريض شد، هر چه كرد درمان نشد. به من گفت: متوسل شدم به امام زمان _ صلوات الله عليه _ آقا را شب در خواب ديدم، فرمود: اگر فرزند تو بماند شقي مي‌شود، مي‌خواهي بچه شقي داشته باشي، يا نمي خواهي؟ گفتم: نه، بچه شقي نمي خواهم. فردا صبح، جنازه وي را از منزل بيرون بردند.

[خاطره های اموزنده - حكمت شفا نيافتن جوان بيمار - صفحه۳۳۹]