گلچین کتاب شیوه های ترغیب و جذب به نماز دکتر علی نقی فقیهی

استفاده از بوی خوش به هنگام نماز و معطر ساختن مسجد فضای مسجد سبب رغبت آنان به مسجد و نماز می‌شود و در مقابل کثیفی و بوی بدِ بدن ، پا و لباس، جوانان را از مسجد فراری می‌دهد.

در حدیث آمده است که شخصی وارد مسجد شد در حالی که پاهایش بوی عرق میداد امام باقر علیه السلام فرمود : «تو با این کار مردم را از محیط عبادت فراری می دهی»
شاید یکی از علت‌های تاکید امامان معصوم به استفاده از بوی خوش و عطر در نماز این است که خود فرد نیز در زمان حال از نماز، لذت بیشتری می برد.
صفحه ۱۵۶.


از لحاظ روانشناسی ثابت شده است که نور و رنگ در در روحیه افراد بسیار موثر است. مناسب است در مسجد و نمازخانه از نورهای آرام‌بخش مثل آبی و سبز استفاده شود.
در صورتی که فضای نمازخانه و مسجد روشن باشد، کف پوش ها و دیوارها با رنگ های شاد و دل‌چسب مزین شود رغبت برای آمدن به نمازخانه و اقامه نماز بیشتر می شود.
سفارش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به روشن کردن چراغ در مسجد نشان‌دهنده لزوم نور مناسب در مسجد است.
«مَنْ اَسْرَجَ فِي مَسْجِدٍ مِنْ مَسَاجِدَ الله سَراجَاً لَمْ تَزَل المَلائِكَةُ وَ حَمَلَةُ العَرْشُ يسْتَغْفِرُونَ لَهُ مَا دَامَ فِي المَسْجِد ضُوءً مِنْ ذَلِكَ السَّرَاجِ» (من لایحضره الفقیه، ج ۱ ، صفحه ۱۶۹)
هر كس در مسجدی از مساجد خدا چراغی روشن كند، ملائكه و حاملان عرش برايش استغفار می‌كنند تا زمانی كه آن چراغ در آن مسجد روشن باشد.

(صفحه ۱۶۰)

امام باقر علیه السلام فرمودند: مرد مسلمان تا آن زمان که در نماز است پیوسته خداوند به او نظر [رحمت] دارد تا از نمازش فارغ گردد. 

الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ مَا دَامَ فِی صَلَاتِهِ لَمْ یَزَلِ اللَّهُ یَنْظُرُ إِلَیْهِ حَتَّی یَفْرُغَ مِنْ صَلَاتِهِ .

(بحارالانوار ، جلد ۸۲ ، صفحه ۲۰۶)

امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: آدمى بنده احسان است. «اَلإنسانُ عَبدُ الإحسانِ». (غررالحکم ، حدیث ۲۶۳)

نوجوان و جوان اسیر محبت است، وقتی از کسی نعمت و نیکی ببیند نسبت به او احساس سپاس و تشکر دارد. وقتی دقت کند که همه نعمت ها از آن خداوند است بسیار لطف و محبت او می شود و به شکر و سپاس الهی روی می آورد و چنانچه بداند عمل به دستورات خدا ـ مثل اقامه نماز ـ بهترین سپاس محسوب می شود به اقامه نماز به همت می گمارد.

صفحه ۱۷۲.


برخی جوانان از اقامه نماز در حضور دوستان خود خجالت می کشند و حتی ممکن است آن را ترک کنند.
آگاه سازی جوان از توجه ویژه پروردگار به او هنگام نماز می‌تواند مشوق او برای اقامه نماز در جمع دوستان بی‌نمازی یا سست‌نماز خود باشد.

امام حسن عسکری فرمودند : إِذَا تَوَجَّهَ إِلَى مُصَلَّاهُ‏ لِيُصَلِّيَ‏- قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِكَتِهِ: يَا مَلَائِكَتِي- أَ مَا تَرَوْنَ هَذَا عَبْدِي كَيْفَ قَدِ انْقَطَعَ عَنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ إِلَيَّ، وَ أَمَّلَ رَحْمَتِي وَ جُودِي وَ رَأْفَتِي أُشْهِدُكُمْ أَنِّي أَخْتَصُّهُ بِرَحْمَتِي وَ كَرَامَاتِي.

وقتی نمازگزار رهسپار محل نماز می شود می فرماید : «ای ملائکه این بنده من است که از همه کس غیر از من بریده است و به امید بخشش و کرم من به سوی من می آید شما شاهد باشید که رحمت و کرامتم را بصورت ویژه ای به او عطا می کنم.

(جامع احادیث شیعه ، جلد ۴ ، صفحه ۳۲)
صفحه ۱۸۴.

جوانی که با مشکلات زندگی مواجه است و دستش از اسباب عادی برای حل آن کوتاه است را با بیان آثار معنوی نماز مثل اجابت دعا به نماز ترغیب کرد.

قالَ الصادق علیه السلام : إذا أرَدتَ حاجَةً فَصَلِّ رَكعَتَينِ ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ سَلْ تُعطَهُ. (الكافی ، جلد ۳ ، صفحه ۴۷۹)

امام صادق عليه السلام : هر گاه حاجتى داشتى ، دو ركعت نماز بگزار و بر محمّد و خاندان محمّد صلوات بفرست و درخواست كن ، كه حاجتت داده مى شود .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «إنَّ الله یَستَحیِیَ مِن عَبدِهِ إذا صَلَّی فِی جَماعَهٍ ثُمَّ سَألَهُ حَاجَهً أن یَنصَرف حَتّی یَقضِیهَا» (بحار الانوار، ج ۸۸ ،ص ۴)

زمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، و هنگامی  که از او طلب حاجت کرد، رو برنمی‌گرداند مگر این که حاجتش را برآورد.

البته در کنار تشویق به اقامه نماز برای گرفتن حاجت، برایش توضیح دهیم که خدا مانند مادری مهربان است.
حاجتی که برای ما ضرر داشته باشد نمی دهد، گاهی بهتر از آن را می دهد، راهیان را صلاح می داند دیرتر از زمانی که ما طلب می کنیم بدهد.

صفحه ۱۹۱.

علی بن اسباط نظر امام صادق علیه السلام را درباره مرد پرسید که آخر شب برای اقامه نماز شب بر می خیزد و صدایش را در قرائت بلند می‌کند.
امام فرمود شایسته است که انسان وقتی نماز شب می‌خواند صدایش را به خانواده اش برساند تا هر که خواب رفته بیدار شود و هر که می‌خواهد برخیزد برخیزد. (بحارالانوار ، جلد ۸۷ ، صفحه ۲۰۹)

عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ‏ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَقُومُ فِي آخِرِ اللَّيْلِ يَرْفَعُ صَوْتَهُ بِالْقِرَاءَةِ قَالَ يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ إِذَا صَلَّى‏ بِاللَّيْلِ‏ أَنْ‏ يُسْمِعَ‏ أَهْلَهُ‏ لِكَيْ يَقُومَ النَّائِمُ وَ يَتَحَرَّكَ الْمُتَحَرِّك‏.

نماز جماعت بهترین ، بیشترین، پاک ترین و کم خرج‌ترین اجتماعات دنیاست و نوع دید و بازدید مجانی و آگاهی از مشکلات و نیازهای یکدیگر و زمینه‌ساز تعاون اجتماعی بین مسلمانان است 
صفحه ۲۲۳.

گلچین مطالب نمازی کتاب تمثیلات آیت الله حائری شیرازی

«ایاک نعبد» جهت را مشخص می‌کند و «ایاک نستعین» موانع حرکت را قطع زنجیر وابستگی به دیگران را از دست و پا باز می‌کند. مسائلی مانند اینکه آیا کمک می کنند؟ می گذارند کار کنم؟

خداوند نسبت به استعانت و کمک خواستن از غیر خودش حساس است، زیرا کسی که از غیر خدا کمک بخواهد مجبور است او را هم عبادت کند. چون این دو از هم جدا نیستند می‌گوید «عبادتم کن ـ یعنی به حرفم گوش کن ـ تا کمکت کنم»

خداوند با این آیه بر ما منت گذاشته که فقط از من کمک بجویید و از ذلت استثمار و استعمار دیگران رها باشید.

«ایاک نعبد» به منزله روشن کردن موتور کشتی برای حرکت است و «ایاک نستعین» آزاد کردن طناب ها از لنگرگاه.
بسیاری از انسان ها مشکل در «ایاک نعبد» ندارند. واقعاً خدا را می خواهند ولی در «ایاک نستعین» مشکل دارند. خدا می‌خواهد بدون انتظار از کمک دیگران به سوی خدا حرکت کنیم. حتی اگر سنگ اندازی هم کنند باز در مسیر «ایاک نعبد» پیش رویم، یعنی فقط به حرف خدا گوش کنیم پیش رویم و فقط و فقط از او انتظار یاری داشته باشیم.

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۵۸)

خداوند در قرآن می فرماید: «از پروردگار آموزش بخواهید و توبه کنید تا برایتان باران بفرستد و نیروی شما را زیاد کند» (سوره هود، آیه ۵۲)

«وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَىٰ قُوَّتِكُمْ »
ممکن است کسی بپرسد : «آنها که بی نماز و بی عبادت هستند باران مفصل و مرتب دارند، پس چرا ما که اهل نمازیم با یک یا چند گناه گرفتار کم بارانی بشویم؟»

جوابش این است که بین شما و خدا یک رابطه تربیتی برقرار است‌. تنبیه و تشویق خدا در دنیا برای کسانی است که در حوزه تربیتی او باشند. 
کودکی که به مدرسه می‌رود با کودکی که کوچه نشین است و سرپرست ندارد فرق می‌کند. از بچه‌ی ولگرد کسی نمی‌پرسد مشق تو چطور شد؟ اما اگر بچه ای که پدر دارد، اگر تکلیفش را انجام ندهد پدر پول تو جیبی او را کم یا قطع می‌کند. 

[علت اینکه گاهی اهل نماز، دچار گرفتاری و مشکلات می شوند این است خدا در حال تربیت آنان است و وسیله تربیت گرفتاری و مشکل است، اما اگر خدا از تربیت کسی قطع امید کند و او را لایق تربیت نداند، او را دچار مشکل و گرفتاری که ریشه آن تربیت باشد نمی‌کند.]

امیرالمومنین می‌فرماید : اگر دیدی معصیت خدا کردی [مثلاً نماز را ترک کرده ای] و خدا به جای گرفتاری، نعمت فرستاد بترس چون از حوزه تربیت خدا خارج شده‌ای‌.

«يَابْنَ‌ آدَمَ‌ إِذَا رَأَيْتَ‌ رَبَّكَ‌ سُبْحَانَهُ‌ يُتَابِعُ‌ عَلَيْكَ‌ نِعَمَهُ‌ وَ أَنْتَ‌ تَعْصِيهِ‌ فَاحْذَرْهُ‌»
(اى پسر آدم اگر ديدى كه پروردگار منزّهت نعمت‌هايش را پى در پى بر تو عطا مى‌فرمايد و حال آن كه تو او را نافرمانى مى‌كنى پس از او برحذر باش.)

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۹۵ با اندکی اضافات)

هر فردی که عضو هر حزبی است اصول اساسی و قوانین آن حزب را در هر فرصت و نوبت به خود یادآور می شود که من عضو این حزب هستم و آیین نامه حزب ما این است. 

عقیده و آیین نامه یک مسلمان که در هر نماز آن را تکرار می‌کند این است که «ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعین» یعنی فقط باید خدا را عبادت کرد و جز خدا هیچ چیز مستقل و آزاد نیست که بتوان از او کمک گرفت. 
[در نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف در هر رکعت صد بار این آیین نامه را تکرار می کنیم]

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۴۰)

اگر همه فضایل انسانی مثل جهاد، زکات ایثار، صداقت، وفای به عهد و... را به دانه‌های تسبیح، تشبیه کنیم نماز یکی از آنها نیست بلکه بند تسبیح است. 
هر یک از این فضایل اگر آسیب ببیند یک دانه تسبیح ناقص شده است اما نماز اگر آسیب دید همه دانه های تسبیح از دست می روند.
انبیای الهی در ساختن انسان ها ابتدا بند تسبیح را آماده می کردند و بعد مُهره‌ها را بر سر آن می زدند به عبارت دیگر اول ارتباط انسان با خدا را درست می کردند و بعد بقیه فضایل را در چارچوب ارتباط با او قرار می‌دادند و به این ترتیب دیگر فضایل را حفظ می کردند همانگونه که بنده تسبیح دانه ها را حفظ می‌کند.

شیطان که به دنبال انحراف انسان است
تمام تلاش خود را می کند تا به جای شکستن دانه ها بند تسبیح را پاره کند تا دانه ها خودشان بریزند. ابتدا نماز را ضایع می‌کند و سپس انسان را به سمت شهوات می کشاند.

فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ.
ﺳﭙﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ نسلی ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ [ﺁﻧﺎﻥ] ﺷﺪ ﻛﻪ [ابتدا] ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ [سپس] ﺍﺯ ﺷﻬﻮﺍﺕ ﭘﻴﺮﻭی ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ. (سوره مریم، آیه ۵۹)

البته شیطان مثل سارق و دزد کنار بانک می ماند. آنکه از بانک بیرون می آید و پولی در جیب ندارد، سارق حتی نیم نگاهی به او نمی کند. تمام تلاش شیطان برای این است که نماز مسلمان واقعی را سرقت و نابود کند.

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۴۷ با اندکی اضافات)

نماز مثل شیری است که خدا در پستان مادر برای رشد طفل گذاشته است و مادر وعده به وعده طفل را تغذیه می کند خدای تعالی نیز برای تغذیه روح ما نماز را در پنج وعده قرار داده است.
همان‌گونه که غذا زمینه رشد بدن و تأمین نیازهای جسم است و بدون آن بدن می‌میرد روح هم بدون نماز، رشد نخواهد کرد و خواهد مرد.

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند یاد خدا غذای روح است. «ذِكرُ اللّهِ قُوتُ النُّفوسِ» (غررالحکم ، حدیث ۵۱۶۶)

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۵۰ با اندکی اضافات)

«منزل» جلوه خود و «مسجد» جلوه الهی است. نمازگزار با خروج از «منزل» و ورود به «مسجد» از خود به خدا هجرت می‌کند.
هرچه خروج انسان از منزل کاملتر باشد و ورود او به مسجد کاملتر است مثلاً کسی که هنگام خروج فقط بدنش از منزل خارج می‌شود و دل و فکر و حواسش در منزل جا می ماند نمی‌تواند در مسجد دل و فکر خود را به خدا بسپارد، چون آن را در منزل جا گذاشته است.

یک نفر در نجف مدتی خدمت علامه قاضی رضوان الله تعالی علیه آن فرد گله کرده بود که ما به نزد آقای قاضی می رفتیم ولی استفاده ای نبردیم. وقتی این مطلب به گوش علامه قاضی رسید، فرمودند : «ایشان یکی از خودشان بیرون آمدند که به اینجا آمده باشند؟!» 
لفظ ساده ای است اما بار معنایی بالایی دارد. یعنی اگر «خود»ش را بیرون در می‌گذاشت و بعد وارد می شد می‌توانست استفاده کند. 
گاهی یکی می گوید که مدت‌ها در مسجد نماز خواندم ولی استفاده چندانی نکردند علتش آن است که «خود»ش را بیرون مسجد نگذاشته است. یعنی تعلقات خود را کم نکرده است.

اگر بار کشتی زیاد باشد، برای جلوگیری از غرق شدن در طوفان چیزهای بی ارزش و کم ارزش را به دریا می ریزند تا کشتی سبکبار شود و با سرعت بیشتری به راه خود ادامه دهد. خدا وقتی می بیند تعلقات ما زیاد است و احتمال غرق شدن ما در طوفان گناهان زیاد است یا سرعت حرکت ما به سوی خدا کم می باشد، با گرفتاری و بلا، کشتی ما را سبکبار می کند. 

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۵۰)

انسان برای اینکه از دعا [و نماز] نتیجه بگیرد باید آن را با روح بخواند و از قلب او تراوش کند.

اگر صاحب‌خانه به طوطی خانه یاد دهد که به مهمان سلام کند یا به او تعارف غذا کند و خود صاحب خانه دیگر به مهمان توجه نکند. مهمان سلام طوطی را جایگزین، سلام صاحب‌خانه نمی داند زمانی جواب سلام را می‌دهد که خود صاحب‌خانه سلام کرده باشد نه طوطی او.
زبان انسان در حکم طوطی است و قلب و روح و اعتقاد انسان در حکم صاحب خانه. خدا به سلام صاحب‌خانه جواب می‌دهد نه به طوطی خانه. 
[بایستی تلاش کنیم دعا و نماز ما از قلب ما جاری شود نه از زبان ما، حضور قلب یعنی اینکه صاحب خانه سلام و تعارف کند و بعد از آن طوطی تکرار کند، نه این که طوطی سخن بگوید و صاحبخانه ساکت باشد]

خداوند در قرآن می فرماید وقتی در کشتی نشسته‌اید همین که باد تند و امواج بلند شد دعا خواهید کرد، در آن لحظه طوطی انسان نیست که اظهار حاجت می کند، بلکه روح و قلب انسان که صاحبخانه است ـ چون مضطر می‌شود و کارد به استخوانش رسیده ـ با سوز و التهاب طلب نجات از خدا دارد.
برای اینکه نماز و دعای ما حضور قلب باشد بایستی احساس اضطرار کنیم یعنی توجه به پیدا کنیم که در حال غرق شدن هستیم. امامان به ما می‌گویند انسان کشتی عمر تو در حال غرق شدن است کافی است مجرای یک رگ بگیرد یا خون لخته شود تا از بین بروی ... 

(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۵۹ با اندکی اضافات)

گلچین تمثیلات آیت الله حائری شیرازی جلد ۱ و ۲

مأمون ـ لعنت خدا بر او ـ به امام رضا علیه السلام نامه نوشت و پرسید: «چرا نماز ها برای پنج وقت قرار داده شده است و چرا این پنج وقت؟»

حضرت جواب داد : «نماز صبح» برای شروع کار روزانه است و «نماز ظهر» برای خاتمه کار نیم روز اول ، «نماز عصر» برای شروع کار نیمروز دوم و «نماز مغرب» برای خاتمه کار نیمروز دوم و «نماز عشا» برای خاتمه کار شبانه‌روز است. 

حضرت در ادامه فرمود : «اول وقت نماز صبح طلوع فجر است و هر کسی می تواند نگاه کند و سپیده را ببیند ، نماز ظهر هم به همین نحو»

پس نماز صبح به عنوان شروع کار است نه یک فریضه‌ای که بعد از آن بگیریم بخوابیم. 

در سال ما چهار فصل داریم : بهار، تابستان ، پاییز ، زمستان.
در یک شبانه روز نیز چهار فصل داریم : از اول طلوع فجر تا قبل از ظهر بهار است. پیش از ظهر تا ساعاتی بعد از ظهر تابستان. از آن موقع تا مقداری از شب پاییز است و از آن طرف تا آخر شب زمستان است.
همانطور که بهار بهترین است، اول روز ـ بین الطلوعین ـ هم بهترین زمان است که روزی در آن وقت قسمت می‌شود و مهمترین زمان برای تفکر نیز است. پس نماز صبح را اول اذان بخوانید و تا موقع آفتاب نخوابید.
(اخبار الرّضا ، ج ۲ ، ص ۲۳۰)

آیت الله حائری شیرازی، تمثیلات جلد دوم صفحه ۳۳.

امور مادی مثل حوزه هستند و امور معنوی مثل چاه.
شما اگر به مهمانتان از آب حوض بدهید هفت، هشت نفر، بیست نفر که آب بر داشتند یا وضو گرفتن یا خوردند آب تمام می‌شود اما چاه چطور؟
اگر همه هم بیایند از این آب بردارند آبش زیادتر می شود که کمتر نمی‌شود.

زیارت [و نماز مستحبی] مثل آب چاه است هرچه از آن بردارید [و پاداش آن را به دیگران هدیه دهید] آبش بیشتر می شود. پس هر که را می‌توانید در نیت کار خوب خود شریک کنید. [مثلاً نماز مستحبی را به همه امامان ، صالحان، شهیدان و همه دوستان اهل بیت می توانید هدیه کنید و طبق روایات به همه پاداش یکسان می‌رسد بدون آنکه از پاداش شما چیزی کم شود]

آیت الله حائری شیرازی، تمثیلات، جلد ۲ صفحه ۴۶.

برخی از مرض‌ها که در رحم به جنین وارد می‌شود در آنجا برای او درد و عذاب ندارد، بلکه پس از تولد درد و رنج و عذاب آن مرض به سراغ او می‌آید ‌ مثلاً اگر پای جنین یا دستگاه گوارش ناقص و معیوب باشد چون در رحم ، به آنها احتیاجی ندارد متوجه مرض و نقص و عذاب‌شان می شود ولی پس از تولد، وقتی می‌خواهد در این دنیا راه رود ،یا عمل گوارش غذا را انجام دهد تازه درد و عذاب آن نقص و مرض را احساس می کند. به عبارت دیگر وقوع بیماری در یک زمان و بروز درد و رنج آن در زمان دیگری رخ می دهد.

گناهاه مثل ترک نماز و ظلم به دیگران در این دنیا از انسان سر می زند اما آثارش در آخرت احساس می‌شود و انسان را عذاب می دهد.

[طبق آیات قرآن بی نماز، کور وارد محشر می شود. او از خدا می پرسد: «چرا مرا نابینا محشور کردی در حالی که در دنیا بینایی داشتم؟»
خداوند در جواب می فرماید: «همان گونه كه آيات ما به تو رسيد و تو آنها را فراموش كردى، امروز هم ما تو را فراموش می کنیم و مشکل تو را حل نمی کنم.»
یعنی کوری آخرت نتیجه عمل دنیایی توست مثل کوری در دنیا که نتیجه اشتباهات جنین در رحم مادر است، البته دومی سرزنش ندارد چون اختیار نداشته و کوتاهی نکرده ولی اولی با اختیار خودش نماز را ترک کرده است]

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ ـ قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً ـ قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‏» «طه :۱۲۴»

آیت الله حائری شیرازی ، تمثیلات، جلد ۲ صفحه ۷۲. با خلاصه نویسی و مقداری اضافه به متن.

کسی که قصد فرار از کشور دارد سعی می کند زود خانه، زمین، یخچال، تلویزیون و هرچه غیر نقد دارد بفروشد و بعد پول خودش را به ارز آن کشوری تبدیل کند که می‌خواهد به آن فرار کند مثلاً اگر آمریکا باشد ریال را به دلار تبدیل کند.

شب و روز وقت و بی وقت نمی شناسد می گوید : «یک ساعت هم یک ساعت است. اگر تاخیر کنم شاید پرونده‌ای لو برود و من دستگیر و ممنوع الخروج بشوم»
قرآن می فرماید: «فَفرّوا اِلی اللّه» پس به سوی خدا بگریزید.(سوره ذاریات، آیه ۵۰)

از چه فرار کنیم؟ فرار از گناه.
ریشه گناه هم محبت دنیاست. پس فرار از گناه یعنی فرار از محبت دنیا.  «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَة» اصول کافی جلد ۲ صفحه ۱۳۱.

مومن اگر خواست به سوی خدا فرار کند وقت و مال و هر چه دارد را نقد می‌کند یعنی ارز دنیا که فانی است را به ارز آخرت که باقی است تبدیل می کند، مومن وقتی کارهایش را برای خدا کرد و حساب هایش را صاف کرد اگر به او بگویند امروز بیا راحت تر است تا بگویند فردا بیا. چون می گوید : «تا الان لغزیدم ولی ممکن است یک اتفاقی بیفتد و من سقوط کنم تا پاک هستم بروم».
قرآن در سوره جمعه آیه ۶ می فرماید: دوستان واقعی خدا آرزوی مرگ می کنند تا به سوی خدا فرار کنند.

شخصی به بنای گفته بود اگر مسجدی در فلان جا بسازی چقدر می آید؟ او حدس زد و گفت ۲۵ هزار تومان. ـ ۲۵ هزار تومان آن وقت پول زیادی بود ـ او این مبلغ را گذاشت توی دست بنا و گفت بساز. بعد به بچه هایش گفت که امروز رفتم یک خانه خریدم.
هرچه بچه ها پرسیدند : «این خانه را به ما نشان بده. آدرسش کجاست؟ سندش کو؟» او فقط می‌گفت: «یک خانه عالی و مجلل و بسیار باشکوه خریدم». چند روز اینها را معطل کرد بعد آوردشان آن مسجد را نشان داد و گفت این را برای آخرت هم خریدم. انسان مومن پول و وقت خود را به ارز خدا تبدیل می‌کند چون می‌خواهد پیش خدا و به کشور خدا فرار کند.

آیت الله حائری شیرازی ، تمثیلات، جلد ۲ ، خلاصه‌ای از صفحه ۷۳ تا ۷۵.

برای دوختن بایستی هم سوزن داشت هم نخ.
سوزن بدون نخ نمی‌دوزد و نخ بدون سوزن فایده‌ای ندارد. نماز سوزن است و ولایت نخ.

در غدیر سوزن مردم را نخ کردند بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نخ از «چشمه سوزن» در رفت.

به قول شاعر
یک عمر دوختیم و نخ از چشمه رفته بود
ما یک نظر به «چشمه سوزن» نمی‌کنیم

کسانی که غدیر را جدی نگرفتند نماز می‌خوانند چه نمازی! اول وقت، با جماعت، با قرائت صحیح، با نوافل و مستحبات. می‌دوزند اما بدون نخ، حالا ندوز، کی بدوز! دلت هوای او را نکند.
او که در سوزن نخ ندارد شیطان تشویقش می کند که تند تند بدوز، زیاد بدوز.
چون می داند آخرش هیچی ندوخته است.
شیطان به نماز شیعه کار دارد، وسوسه می کند که سهل‌انگار باشد، کاهل باشد نماز اول وقت نخواند، چون می داند سوزن او با نخ همراه است.

عبادت بی تولای علی هیچ
نوای عشق منهای علی هیچ
اگر عمر دو صد نوحت ببخشند
تمام عمر منهای علی هیچ

آیت الله حائری شیرازی، تمثیلات، جلد ۱ نقل به مضمون از صفحه ۱۲۲.

گلچین تمثیلات آیت الله حائری شیرازی جلد ۱

حضرت علی علیه السلام در خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه می فرماید : خدا بندگان خود را امتحان می‌کند به چیزی که نسبت به اصل آن غافل و جاهل‌اند‌.

«وَ لَكِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْيِيزاً بِالاِخْتِبَارِ لَهُمْ»
 وقتی خدا ملائکه را امر به سجده بر آدم نمود آنان را تعلیم نداده بود و آنان نسبت به اصل و حقیقت آدم جاهل بودند.

به کسانی که می‌گویند : «ما تا نداریم چرا باید وضو بگیریم؟ یا چرا اینگونه وضو بگیریم [و نماز بخوانیم] ، آن را انجام نمی دهیم».

باید گفت : «اگر علت آن را بدانید ، دیگر از علم خود اطاعت کرده اید نه از خدا ! مطیع معلومات خود شده اید نه مطیع فرمان خدا!!»

پس امتحان اصلی، امتحانِ اطاعت است نه عبادت.
امتحان خدا مثل معلمی است که می‌داند شاگرد کجای کتاب را خوانده و کجا را نخوانده و از آنجایی سوال می‌کند که شاگرد نخوانده است.

آیت الله حائری شیرازی ، تمثیلات ، ج ۱ ص ۳۰.

اگر ۱۰ عدد سنجاق را در طول هم قرار دهیم ، هیچ اتصال و جاذبه‌ای نسبت به یکدیگر ندارند ، اما اگر در رأس آنها آهن‌ربایی قرار داده شود در رشته تسبیح مانند سنجاق ها ، هر سنجاق نسبت به سنجاق بعدی جاذبه دارد ‌. البته قدرت جاذبه این سنجاق ها، همه از آهن‌ربا است و خودشان هیچ قدرتی ندارند.

در ذکر «لا حولَ ولا قوةَ الا بِاللّه» بیان می‌کنیم که : «همه مخلوق ها مانند سنجاق هایی هستند که قدرت خود را از «الله» گرفته اند و بدون آن بدون اتصال به آن هیچ و فقر محض هستند»

آیت الله حائری شیرازی ، تمثیلات ، ج ۱ ص ۳۶.

سرباز تابع سلسله مراتب است سربازی که از پیش خود کاری کند اگر مجازات نشود از ضعف فرماندهی است.

ماهی طوری آفریده شده که در آب خوش باشد. اگر آن را از آب بگیرند مثل این است که هوا را از ما بگیرند و زیر آب برویم. در این صورت آرامش ما گرفته می شود و احساس خفگی می کنیم. 

نیاز قلب ما به یاد و توجه به خدا مثل نیاز ماهی به آب است هر وقت دل به یاد خدا بود آرام می‌گیرد.
«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» سوره رعد آیه ۲۸.

در روایت داریم که مومن در مسجد مثل ماهی در آب است [یعنی در مسجد به آرامش می رسد] 

«المؤمن فی المسجد کالسمک فی الماء»

آیت الله علی شیرازی ، تمثیلات ، ج ۱ ، خلاصه‌ای از ص ۴۸.

ما برای آب و نان پول می پردازیم ولی برای هوا نه؟
برای نان روزانه پول می‌دهیم و برای آب ماهانه اما برای هوا سالانه یک ریال هم نمی دهیم!
کدام قیمتی تر است هوا یا آب یا نان؟

انسان وقتی نان می خورد می گوید «الحمدلله» وقتی آب می خورد می گوید «الهی شکر» اما آیا شده وقتی هوا تنفس می کنید بگویید «الحمدلله»
اصلاً وقتی هم می‌گویید «الحمدلله» باز تنفس می‌کنید ، پس برای یک نفس خودتان هم نمی‌توان خدا را حمد کنید.

[بنده همان به که ز تقصیر خویش، عذر به درگاه خدای آورد
ونه سزاوار خداوندیش ، کس نتواند که به جای آورد]
آیت الله علی شیرازی ، تمثیلات ، ج ۱ ، خلاصه‌ای از ص ۵۰.

اگر کودک عملی انجام دهد که در شأن او نباشد مادرش ناراحت می‌شود، با همه محبتی که به فرزند دارد او را تنبیه می‌کند، اگر از تنبیه نتیجه نگرفت محبت او کمرنگ می شود و حتی ممکن است نفرت پیدا کند.

اگر انسان هم عملی انجام دهد که در شأن نباشد و خدا نپسندد [مثلاً نماز را ترک کند] خدا با همه محبتی که دارد تنبیه می‌کند تا رفتارش را اصلاح کند و اگر از تنبیه نتیجه نگرفت، محبت خدا به او کمرنگ می شود و حتی ممکن است نفرت پیدا کند.

آیت الله حائری شیرازی ، تمثیلات ، ج ۱ گزیده‌ای از ص ۶۶.

گلچین تمثیلات آیت الله حائری شیرازی جلد ۱

شبهات نقطه عطف است برای انسان نقطه عطف جایی است که منحنی تغییر جهت می دهد یعنی وقتی می رسد به نقطه ماکسیمم که بنا بوده بیاید پایین می‌پیچد و دوباره بالا می رود یعنی جهت را تغییر می‌دهد. هر کسی که ضربه می خورد از شبهات ضربه می خورد یعنی فرض کن انسان دارد در خط تقوا می‌رود و یک دفعه نمی پیچد در خط معصیت از خط تقوا می آید در خط شبهات و از خط شبهات می آید درخت معصیت پس شبهات واسطه هستند.

آیت الله علی شیرازی، کتاب تمثیلات ج ۱ ، خلاصه ای از ص ۱۸۰.

روشنایی زمین در روز از خورشید است و تاریکی شب زمین از خودش.

آیا خدا برای ما از خورشید کمتر است؟ [اللهُ نورُ السّماواتِ و الارض ...]

وقتی انسان به خدا پشت می‌کند، از نور او محروم و در تاریکی خودش قرار می گیرد. [صدای اذان برای این است که رویتان را به خدا کنید تا از تاریکی دور شوید ، حضرت ابراهیم فرمودند : «وجّهت وجهی لِلذی فَطر السّمواتِ و الارض» یعنی من رویم را به سوی مرکز نور می کنم... مجموعه دستورات دین برای این است که از تاریکی به نور برسیم. در حدیث داریم به نماز انسان با ایمان را از تاریکی به روشنایی می برد. الصَّلاةُ نُورُ المُؤْمِنِ]

آیت الله العظمی شیرازی کتاب تمثیلات ج ۱ ، خلاصه ای از ص ۱۸۴ با اندکی تغییر.

اگر براده های آهن را روی کاغذ بگذارید به هم ریخته است. اگر یک آهن ربا زیر کاغذ بگیرید آهنربا می گوید: «بر پا» 
آن وقت براده‌های درهم و بی شکل دور آهن ربا در صف های منظم، حلقه حلقه می ایستند.
کعبه مانند آهن ربا است و مردم مانند براده های آهن. کعبه انسان های پراکنده را منظم و مرتبط می‌کند پس کعبه جامعه ساز است. 
«جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِّلنَّاسِ.» سوره مائده آیه ۹۷.
ﺧﺪﺍ ، ﻛﻌﺒﻪ ، ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺣﺮﻣﺖ ﺭﺍ سبب ﺑﺮﭘﺎیی [ ﺯﻧﺪگی ، ﻣﻌﻴﺸﺖ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ] ﻣﺮﺩم ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ.

مسلمانان دور کعبه طواف می کند و روزانه ۵ بار در نماز، رو به آن می ایستند،  ذبح گوسفند، نشستن و خوابیدن، قضای حاجت و... را با آن تنظیم می کنند، یعنی تمرین می کنند توجه و جهت حرکت آنها باید به سویی باشد که خدا تعیین می‌کند. 

آیت الله حائری شیرازی ج ۱ ، خلاصه ای از ص ۱۸۲ با اندکی تغییر.

معنای «رحمان» و «رحیم» در بسم الله الرحمن الرحیم.

نویسندگان معمولاً برای اینکه مطالبشان را بتوانند منتقل کنند گاهی از روش «اجمال و تفصیل» استفاده می کنند و کل کتاب را در یک صفحه فشرده می کند و فشرده شده اش را منتقل می کنند.

اینکه گفته می‌شود : «همه قرآن در سوره حمد و سوره حمد در بسم الله الرحمن الرحیم فشرده شده است»، گزافه‌گویی نیست و واقعیت دارد.

رحمت در «رحمان» اعطایی و امانی است و رحمت در «رحیم» رحمت پاداشی است.

دین حرکت از «رحمتِ رحمانی» است به سوی «رحمتِ رحیم»

تمام آنچه خدا در اختیار ما قرار داده رحمت امانتی است، اما همین رحمت برای یک کسی می شود عذاب، می شود جهنم. برای کسی می شود نعمت، می شود بهشت.

«رحمت رحمان» قوس نزول است، یعنی ریزش امکانات از خدا به سوی بنده و «رحمت رحیم» قوس صعود است یعنی اگر آن‌ها درست استفاده کنیم به سوی خداوند بالا می‌رویم.

آیت‌الله حائری شیرازی، کتاب تمثیلات ج ۱ ، خلاصه ای از ص ۱۸۷ و ۱۹۰.

کشتی آب می‌خواهد وگرنه در خشکی هیچ حرکتی ندارد. 
نماز مانند کشتی است که باید در دریای «ایمان به غیب» قرار گیرد تا به حرکت درآید و انسان را به ساحل نجات برساند.

قرآن می فرماید : «الذین یؤمنون بالغیب و یقیمونَ الصّلاة» اقامه نماز، بدون ایمان به غیب سودی نخواهد داشت.
[در روایات، خداوند، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، روز قیامت و فرشتگان ، غیب معرفی شده اند]

آیت‌الله حائری شیرازی ، تمثیلات ، ج ۱ ، ص ۱۵۰.

برای نماز ، اول دستشویی می روید و خودتان را از نجاست پاک می‌کنید بعد وضو می گیرید و طهارت انجام می دهید و نماز می خوانید ، یعنی اول ازاله بعد اقامه.
«طاغوت» عین نجاست است و «الله» عین طهارت. با کفر به طاغوت ، نجاست را از خود دور می‌کنیم و با ایمان به خدا طهارت را به دست می‌آوریم‌.

در آیت الکرسی می‌خوانیم:
«فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا.»

ﭘﺲ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﺎﻏﻮﺕ [ ﻛﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ، ﺑﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻃﻐﻴﺎﻥ‌ﮔﺮی ﺍﺳﺖ ] ﻛﻔﺮ ﻭﺭﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ ، بی‌ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﺤﻜﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻩ ای که گسستنی ﻧﻴﺴﺖ ، ﭼﻨﮓ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ. (سوره بقره آیه ۲۵۶)

آیت الله حائری شیرازی ، تمثیلات ، خلاصه‌ای از ص ۱۵۰ و ۱۵۱.